ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۱, سه‌شنبه

مردم ایران در صدد براندازی نظام!


کاملیا انتخابی فرد
سه و سال و چندی است که هر از چندگاهی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، اطلاعات سپاه و یا نهادهای موازی با آنها خبر از کشف گروه و یا افرادی می دهند که در صدد ایجاد انقلاب مخملی، نرم، نارنجی و آبی و غیره بوده و هستند. معمولا بخت برگشتگانی که برای این افشاگری ها به جامعه معرفی می شوند، تحصیلکردگان از فرنگ آمده ای هستند که دست برقضا از آمریکا عبور کرده و یا ساکن آمریکا بوده و یا به گونه ای با نهادهای حامی دمکراسی در ارتباط بوده اند.مصاحبه های تلویزیونی با این افراد که از آن به اعترافات نام برده می شود، به جای آنکه باعث ایجاد آگاهی و اعتماد در جامعه شود، جای خود را به تاسفی عمیق و ایجاد همدردی با این بخت برگشتگان در بند و انزجار از حکومتی داده است که برای اثبات داشتن دشمنانی تخیلی و سرکوب مخالفان داخلی، شهروندان خود را زیر فشارهای روحی و شاید جسمی شدید برای گرفتن اعترافات دروغین می گذارد. این دشمنان به ظاهر خطرناک نظام بعد از چندی با دادن وثیقه و ضمانت کتبی از زندان آزاد می شوند و آرام و بی سر و صدا ایران را ترک می کنند و مردم هم هرگز سر در نمی آورند که اگر این افراد می خواسته اند کودتا و یا انقلاب بکنند و در صدد خیانت به کشور خود بوده اند چگونه است که بعد از چندماهی با وثیقه آزاد و بعد از آن اجازه خروج از کشور را بدست می آورند؟ طعمه هایی که ارزش یکبار مصرف را داشته اند چه بهایی برای آزادی خود می پردازند؟ من وکیل مدافع نیستم و پرونده این متهمین را هم مطالعه نکرده ام، اما خرد می گوید که بازداشتهای طولانی مدت در زندانهای انفرادی و عدم دسترسی متهمین به وکیل مدافع و نداشتن دادگاهی علنی با حضور هیات منصفه، حق متهمینی که با چنین تهمتهای بزرگی مواجه شده اند را پایمال می کند. و جالب است که برای مردم ایران هرگز روشن نمی شود که این اعترافات تلویزیونی چگونه مصرفی برای حکومت دارد؟ استفاده تبلیغاتی داخلی و یا خارجی؟ در داخل کشور ایران مدتهاست که مردم حاضر به پذیرفتن ادعای این افراد درمقابل دوربین تلویزیون جمهوری اسلامی نیستند و آن را ساختگی و فرمایشی می دانند. آوردن شهروندان بی دفاع در مقابل دوربین تلویزیون، زندانیانی که از ترس جان خود حاضر به انجام هر کار و پذیرفتن هر اتهامی بر علیه خود هستند، مسلما نمی تواند افکار عمومی را بر علیه آنها بشوراند و یا باعث تائید حرکت نظام شود. به گمان من اگر هدف از پخش این نمایشهای تلویزیونی برای مصرف خارج از کشور باشد که در اینصورت نیز مسولان دچار اشتباه شده اند. اعلام هر روزه کشف شبکه های جاسوسی و افرادی که قصد ایجاد انقلابهای گوناگون داشته اند در خارج از کشور این توهم ایجاد می کند که حکومت در معرض تهدید جدی توسط مخالفانی سازمان است که هر ماه و هر سال گروه و دسته ای به جرم اقدام در براندازی نظام دستگیر و مجازات می شوند. به عبارت دیگر ایران در چنان بی ثباتی فرو رفته است که نهادهای گوناگون امنیتی و اطلاعاتی ایران هر روز کارشان کشف شبکه های تازه می باشد که چنین تبلیغ منفی نیز به نظر نمی آید که مدنظر مسولین نظام باشد. آخرین نمونه از این نوع بازداشتها و جاسوس گیری ها مربوط به بازداشت دو برادر پزشک، آقایان آرش و کامیار اعلایی می شود که از تابستان گذشته در بازداشت وزارت اطلاعات بوده اند. روز دوشنبه نوزدهم ژانویه مدیر کل اداره ضدجاسوسی وزارت اطلاعات خبر از انهدام شبکه ای چهار نفره داد که به گفته این مقام، این افراد تلاشهایی را برای "برانداری نرم نظام" در داخل ایران انجام داده بودند. این مقام امنیتی به خبرنگاران گفت که این دو برادر نفرات اصلی این تیم بوده و به زودی فیلم اعترافات آنها از صدا و سیما پخش خواهد شد. داستان اتهام زدن به افرادی که درصدد ایجاد انقلابهای گوناگون و رنگارنگ در ایران بوده اند تنها به دانش آموختگان از فرنگ بازگشته منحصر نمی شود و طیف وسیعتری را نیز در بر می گیرد. در ایران از روزنامه نگاران گرفته تا وب لاگ نویسان و فعالان حقوق بشری و کارگران کارخانه شکر هفت تپه و اعضای اتحادیه اتوبوسرانی تهران، همه و همه از چشم نظام در صدد سرنگونی حکومت هستند .مغشوش بودن خبر رسانی به مردم درباره دستگیری عاملان انقلابهایی نرم و مخملی و مجازاتهایی که متهمین به این جرائم به آن محکوم می شوند، تا اندازه بسیاری موجب سلب اعتماد مردم شده است. ماه قبل سپاه پاسداران خبر از کشف شبکه ای جاسوسی داد و در خبری دیگر اعلام شد که گروهی از خبرنگاران بی بی سی را به جرم جاسوسی دستگیر کرده اند که بعد این خبر را تکذیب کردند و دست آخر نیز آشکار نگردید که این باندی که مقام امنیتی از آن سخن می گوید همان باندی است که سپاه پاسدران خبر کشف آن را داده بود و یا این باند، گروه دیگری است و ربطی به خبر قبلی ندارد. آیا این همه ضد و نقیض گویی متاثر از اختلافات داخلی در حکومت است که مردم نیز از آن باخبر شده و حتی چنین اخبار مهمی که به امنیت ملی یک کشور باز می گردد، با بی توجهی مردم مواجه می شود؟ گفته می شود که منشاء تمامی اخبار مربوط به دخالت قدرتهای خارجی در ایران به تلاش حکومت برای سرکوب هر چه بیشتر روزنامه نگاران و آزادی خواهان بر می گردد که به واسطه این دلائل امنیتی می توانند گروههای مدافع آزادی حقوق بشر و نویسندگان را تحت فشار بیشتری قرار بدهند. بستن دفاتر خبرگزاری های خارجی و اخراج نویسندگانی که با دیدی انتقادی به مسائل ایران می پردازند، ندادن مجوز به دفتر تلویزیون فارسی بی بی سی در ایران همه به سانسور خبری باز می گردد که علی رغم تمامی ادعای آزاد بودن رسانه ها و مطبوعات در ایران، در عمل خلاف آن را انجام می دهند. اما برای مطبوعات و رسانه های خودی و حامی حکومت وضع به گونه ای دیگر است. کما اینکه سیمای جمهوری اسلامی ایران در تمامی کشورهای عربی دارای نمایندگی است و بغیر از این داشتن این نمایندگی رسمی در کشورلبنان و نواز غزه دو شبکه تلویزیونی المنار و العالم را نیز اداره می کند ( یا تقویت می کند) که با این حساب حضور ایران در اکثر کشورهای دوست عرب به سه کانال تلویزیونی می رسد. بستن دفاتر خبرگزاری های خارجی در ایران و رواج اخبار من در آوردی براندازی ها نتوانسته است راه به جایی ببرد. شاید بی اعتمادی مردم و بی توجهی رسانه ها به اینگونه اخبار تبلیغاتی بالاخره موجب آن شود که حکومت به یک واقع بینی رسیده و نگاهی عمیقتر به تعریف خود از ایجاد ارتباط با مردم داخل ایران و جهان بیرون از مرزهای این کشور بیاندازند. با شروع دوران ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد یعنی از سه سال و نیم گذشته تا کنون بارها شاهد اعلام کشف و انهدام شبکه ها و افراد برانداز بوده ایم. اگر مجموع اخبار این سه ساله را در کنار هم بگذاریم می بینیم که از نگاه حکومت تمام مردم ایران در صدد براندازی نظام بوده اند!

هیچ نظری موجود نیست: