ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۱۲, شنبه

نامه سما بهمني به هاشمي شاهرودي


به ریاست قوه قضاییه،

آقای هاشمی شاهرودی دادستان کل کشور،

آقای دری نجف آبادی

با سلام.

به استحضار میرسانم که،یکسال پیش در بازداشتگاه اطلاعات شهرستان سنندج،جوانی به نام ابراهیم لطف اللهی به طرز مشکوکی فوت نمود.نحوهي برخورد سیستم اطلاعات کردستان با این ضایعه ي جانگداز که آن را به خودکشی تعبیر کرده بودند،به گونه ای بود که گزینه ي قتل این دانشجو را به ذهن متبادر می کرد.عدم تحویل پیکر مرحوم ابراهیم به خانواده عزادارش،پنهانی به خاک سپردن وی و بدعت گذاردن در خاکسپاری به شیوه ي بتون ریزی،جای تردیدی باقی نمی گذاشت که در آن مزار،حقایق بی شماری مدفون گشته چرا که اگر جز این می بود،نیاز ی به آنگونه مخفی کاری نمی شد.رد درخواست خانواده برای نبش قبر و تهدید به عدم پیگیری نیز گواهی است بر مشکوک بودن این ماجرا. روز پنجشنبه بیست و ششم دی ماه،مراسم اولین سالگرد درگذشت ابراهیم ،علیرغم تدابیر نیمه پنهان و آشکار نیروهای اطلاعات،با حضور خانواده و دوستان آن مرحوم در بهشت محمدی سنندج برگزار شد در حالی که مادر،هنوز باور نداشت که ابراهیم در این گور خوابیده و دلیلی برای پذیرش مرگ پسر نداشت و پدر،نمی دانست که به کدامین دلیل اجازه ندادند برای آخرین بار فرزند مظلومش را در آغوش کشد و با او وداع کند.در این مراسم،آقای جواد علیزاده که در زمینه ي حقوق بشر فعالیت می کند نیز حضور داشت.ایشان که برای همدردی با خانواده ي بزرگوار لطف اللهی از تهران به سنندج عزیمت نموده بود،دقایقی کوتاه به ایراد سخن پرداخت اما متأسفانه،بعد از مراسم توسط نیروهای اطلاعات بازداشت گردید و اكنون با گذشت دو هفته ،هنوز از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست و دوستان به شدت نگران وضعیت وی می باشند. آنچه مرا به نوشتن واداشت،انسانیتی است که هنوز در خود سراغ دارم .یکسال پیش،انسانی بیگناه در شرایط دردناکی که شرح آن زیر خروارها خاک و بتون ناگفته ماند،از حق زندگی محروم شد.جوانی که با کارگری،هزینه ي تحصیل خویش را مهیا می کرد تا روزی بتواند از حق مظلوم در برابر ظالم دفاع کند،مظلومانه جان داد و کسی پاسخگوی این ظلم آشکار نشد و امسال نیز انسانی که فقط بر حسب وظیفه ي انسانی خویش و برای تسلی دادن به خانواده ای که داغشان هرگز کهنه نخواهد شد در مراسم گرامیداشت یاد ابراهیم شرکت کرده بود،دستگیر و راهی بازداشتگاه شد.بازداشتگاهی که ابراهیم در آن جان باخت و همین،نگرانی ما را دوچندان می کند...!آنچه مسلم است شما در جریان آن مرگ جانخراش و این بازداشت خودسرانه قرار دارید لذا اینجانب،به نمایندگی از تمام وجدانهای بیدار اما خسته،از شما تقاضا دارم که ترتیبی اتخاذ فرمایید تا زوایای پنهان این ماجرای دردناک بعد از گذشت یکسال روشن گردد و آقای جواد علیزاده،که در وضعیت نامعلومی به سر می برد نیزهر چه زودتر آزاد گردد.به امید تحقق عدالت.

سما بهمنی

بندرعباس

آژانس ایران خبر

هیچ نظری موجود نیست: