ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۹, چهارشنبه

نامه به رئیس جمهور ( دردنامه - رنجنامه - فریاد نامه) فقر !!

فقر؟! سرت رو کردی توی مانیتور میخوای فقر رو احساس کنی؟! من از فقر چی بنویسم که جز احساس ترحم تو رو بتونه بیانگیزه؟! فقر رو از اونجایی که شما داری الان این نوشته رو می خونی نمیشه حس کرد! در هزاران وبلاگی که امروز درباره “فقر” نوشته اند، اثری از “فقر” نیست. فقر اونجاست که پدری پول نداره برای بچه هاش نون بخره و به همین خاطر رو نداره شب برگرده خونه و توی پارک می خوابه. فقر اونجاست که دخترک از شرم مانتوی پاره اش لج میگیره و میگه که دیگه نمیرم مدرسه. فقر اونجاست که پدری بخاطر اینکه نمی تونه جهیزیه دخترش رو جور کنه، دست به خودکشی می زنه. فقر اونجاست که پدری جهت ادامه تحصیل فرزندانش کلیه خود را به فروش میگذارد . فقر اونجاست که مادری برای تامین معاش خانواده تن به خود فروشی میدهد . فقر اونجاست که دولتمردان نا کارآمد بر سر نوشت مردم رجز خوانی میکنند . فقر احساسه. احساس گفتنی نیست، شنیدنی نیست، دیدنی هم نیست. باید فقیر بود تا فهمید فقر یعنی چه. اینها اندک از خروار را نوشتم تا بدانید درجامعه ایران چه میگذرد . ایمیلی از یک هموطن برایم ارسال شده بود که از بی توجهی مسئولین به رنجنامه او حکایت داشت . دردی جانسوز که مرا به نوشتن واداشت . قسمتی از این دردنامه را مینویسم . تا بدانید حاکمان چگونه فریادرس مردم هستند ؟!!. آدرس و ایمیل این هموطن محفوظ است .: آقای رئیس جمهور : با سلام عرض ادب خواستم دردلی کرده باشم اگر در حافظه حضرتعالی مانده باشد .
در سخنرانیها بارها متذکر شدید که اگر هر شهروند مشکلی یا ظلمی بر او وارد شود چنانچه با من تماس بگیرد با تمام توان از حقوق شهروندی او دفاع خواهم کرد .
اما آنچه که بر ما رفت و دهها بار با دفتر حضرتعالی و یا از طریق وبلاگ شخصی شما مشکلاتم را بیان کردم .
ولی دریغ از یک پاسخ !!! .
مهم هم نیست چون آنقدر ما حرفهای شیرین شنیده ایم که دیگر یادمان رفته است عدالتی در کار است .
من فقط مبلغ ده میلیون تومان وام بلند مدت با سود کم میخواستم که زندگیم را از حالت جهنم خارج کنم و بتوانم هزینه های تحصیل دو فرزندم که در دانشگاه تحصیل میکنند و مادر بیمارم را که سرطان داشت تامین کنم .
که مادرم به خانه ابدی رفت و راحت شد.
اما میخواستم بگویم دستورهای حضرتعالی و دفتر جنابعالی فقط بدرد خاک خوردن در دستگاههای مربوطه میخورد و هیچگونه کاربرد عملی ندارد .
و فقط ما را به بازی گرفتند از وزارت اقتصاد گرفته تا بانک مرکزی و بانکهای که نامه های من را به انها ارجاع دادند ببخشید که صادقانه نوشتم دو سال مکاتبه و نتیجه هیچ .
صادقانه بگویم شما مرحمی بر درد ما نبودید ببخشید با زبانی نوشتم که با مردم صحبت میکنید .
خد ا نگهدارتان . شماره های نامه های ارسالی به شرح ذیل میباشد .
1 : 303091 مورخ 5/3/1386 .
2 : 482131 مورخ 19/10/1386 .
3 : 482136 مورخ 10/ مارچ 2008 ارجاع دفتر بازرسی به مدیریت محترم بانگ تجارت .
4 : 544533 مورخ 26/1/1387 .
5 : 593538 مورخ 22 جولای 2008 درخواست شما برای ارسال مجدد تقاضا .
http://www.president.ir/fa/president/email/Follow/?uniq_id=48e1ba64b98e8

هیچ نظری موجود نیست: