ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۶, یکشنبه

یک پرده از “ده هزار وبلاگ نویس بسیجی”


بارها از ده هزار بسیجی وبلاگ نویس برای تان نوشته ام. پیش از این در دنیای بلاگستان کسانی بوده اند که مثل بقیه نمی اندیشیده اند. مثلا مذهبی بوده اند ، مثلا “حیدری” بوده اند. مثلا “عاشق رهبری” بوده اند. وبلاگ شان را که باز می کردید صدای نوحه و زجه بود. حتما بارها تا به حال دیده اید. نه ، اینها وبلاگ های آن ده هزار بسیجی نیست. شاید صاحبان شان بسیجی باشند اما آدمند. مثل ما هستند. می نویسند ، می خوانند ، نظر می دهند. واقعی اند حتی اگر اسم خودشان را بگذارند “میثم” به جای مهرداد. یا “ابوذر” به جای آرین.
من از ده هزار وبلاگی حرف می زنم که بسیج بودجه داده و راه انداخته است. برای اینکه دنیای وبلاگستان را بر هم بریزد. برای اینکه آزادی مان را به خطر بیاندازد. برای اینکه کثافت کند همه چیز را. اینها ظاهرا از خود ما هستند ، مثل ما هستند اما نیستند. اصلا آدم نیستند؛ مزدور هستند. پول می گیرند که نظر بدهند. پول می گیرند که خراب کنند ، بر هم بریزند.
به نمونه زیر توجه کنید. شخصی با اسم توجه برانگیز “تارا جون” ، “شیما” سه پیغام پشت سر هم در پای مطالبم می گذارد غافل از آنکه آی پی او ثابت است و من می فهمم. تازه اگر آی پی نبود خیلی راحت می شد از روی ” هههههههههههههههههههه” هایش فهمید. این بدشانس رفته و برای هر یادداشتی که خواسته جداگانه پیغام گذاشته ، حال آنکه من همه پیغام ها را با هم دریافت می کنم و خیلی زود فهمیدم هر سه نفر یکی هستند !

آرش سیگارچی

هیچ نظری موجود نیست: