ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

وکیل متهم 50 میلیون بدهید تا کمانگر را به جای موکلم اعدام کنم ؟!


آقای خلیل بهرامیان وکیل آقای فرزاد کمانگر در مورد این خبر میگویند که٬ وکیل فاسدی در پرونده موکل ایشان اعمال نفوذ کرده و کوشیده فرزاد کمانگر را جایگزین متهم دیگری در همان پرونده سازد. و اگر چه و با کمال تاسف در مجرم جلوه دادن فرزاد موفق بوده اما در مورد نجات جان متهم اصلی از اجرای حکم اعدام موفقیتی نداشته و نتوانسته او را از اعدام برهاند. این نکته نیز قابل ذکر است که وکیل مذکور از بابت انجام این عمل رذیلانه و کثیف مبلغ ۵۰ میلیون تومان از خانواده متهم اصلی دریافت کرده است. ۵۰ میلیون تومان بابت این‌که بی‌گناهی را در پرونده ای که حکم اعدام برای متهم اصلی آن صادر شده است را، به جای متهم اصلی بنشاند. ولی اینک خانواده متهم اصلی باتوجه به اعدام فرزندشان موضوع را افشا کرده‌ و پرونده فرزاد با اطلاع رییس قوه قضائیه و تحت مدیریت تیم اطلاعاتی جدیدی در حال بررسی است و او بایستی به زودی ازاد شود. بسیار شادمانیم و خوشحال پس این شادمانی را با شما عزیزان نیز قست میکنیم: هزاران درود و شادباش مابه مادر رنجدیده فرزاد. هزاران تبریک و تهنیت به خانواده چشم در راه فرزاد. تبریک و شاد باش ما به شاگردان این معلم ایثار و مقاومت. تبریک به پاس پیروزی صداقت و پاکی اعمال و گفتار فرزاد ،بر اهریمن فریب و نیرنگ و توطعه. سپاس ما نثار آقای بهرامیان که اینچنین مجدانه همراه و همگام با فرزاد در پیشبرد این پرونده و در برابر مشکلات دلیرانه ایستادند واز پای نماندند. سپاس ما نثار شما آقای بهرامیان که پیوسته و در نهایت صداقت و و فاداری هممیهنان را نیز از سیر روند این پرونده آگاه ساختید . ولی ، وای بر ما و انسانیت به تاراج رفته ما وای بر ما و زوال ارزش‌های انسانی ما در خیر ها بود که وکیل فریبکار ی که جان انسان ها را اینچنین در معرض خریدوفروش قرار میدهد،خود سال‌ها رئیس دادسرا بوده است و داد مردم را می‌ستانده است. وای بر ما و دادسرا های ما وای بر ملتی که مسئولین قوه قضائیه ان اینچنین انسان نماهائی در چنین مسند هائی میگمارند حیوانانی که با جان انسان ها جان میگیرند و از خون جوانان سلحشور کشورمان تغذیه میکنند. آری ما انسان نما هابه مرحله ای از دنائت و رذالت رسیده ایم که ‌وکیلی که باید پاسدار مرزهای قانون باشد، نه تنها عدالت را بسیار ارزان می‌فروشد، بلکه به آسانی جان انسان ها را معامله می‌کند. وخانواده‌ای که باید نجات جان فرزندشان را از قانون طلب کنند، آگاهانه برای کشتن بی‌گناهی به جای ‌فرزندشان معامله ‌می‌کنند و تنها زمانی پرده از حقیقت کنار می‌زنند که نتیجه این معامله مطابق میل آن‌ها نباشد. وای بر ما که چه فرزاد هائی اینچنین و در مقابل وعده هائی و مبلغی ،و یا زمینی و ملکی ،و یا مقامی و پستی قامت رسایشان را به دار کشیده و یا در اینده خواهند کشید. آری یقین دارم که فرزاد اولین جوانی نیست که دلالان خون، جان و جوانیش را مورد معامله قرار داده اند و بیگمان آخرین ان هم نخواهد بود. تا زمانیکه افراد و یا جریان های فاسد فدرتمند متمرکز در نظام و یا آقا و آقازاده هابرای مصونیت از قانون ، راه‌حل را در پاک کردن صورت مساله جستجو میکنند، جان فرزاد و فرزاد های ما در خطری جدی است. آخرین نامه فرزاد را که در 2/10/87 بند امنيتی 209 اوين نگاشته بود خواندیم که او در نهایت ایثار اعضا و اندام مختلف بدنش را در اختیار دردمندان و نیازمندان هموطنش قرار داده بود. اری اسوه و اسطوره صبوری و ایثار در اوج جوانی و شادابی و در داخل سلول های بند بيماران عفونی ، زندان رجايی شهر کرج اعضای بدنش را میبخشد به کسانی که محصولی ها را در مسند وزارت کشورشان دارند و اینک تنها وطیفه من و تو ست هموطن که باگشودن باب بحث در این‌باره علاوه، بر کمک به نجات جان فرزاد در این روزهای حساس ،وکمک به آزادی سریع‌تر او، شاید کمکی مضاعف باشیم برای افشاگری و رازگشایی لایه های فاسدی که در قدرت متمرکز شده جان انسان‌ها را مورد معاملات خود قرار می‌دهند.
فریاد ما

هیچ نظری موجود نیست: