ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۱۶, دوشنبه

مقاله اي از لس آنجلس تايمز: در غزه دشمن واقعي ايران است!


مقاله اي از لس آنجلس تايمز
يوسي کلاين هالوي و مايکل بي اورن

تصاويري که از جنگ در غزه مي بينيم، دلخراش اما در نهايت فريبنده است. اين تصاوير ارتش قدرتمندي را نشان مي ‏دهد که به جت هاي اف 16 مجهز است و مردم عادي را بمباران مي کند که هزاران جنگجويي که سلاحشان ابتدايي ‏است و به راکت مجهز هستند، از آنها دفاع مي کنند. اما اگر لنز دوربين را باز کنيم، واقعيت اصلي اين مناقشه را در ‏خواهيم ديد. حماس هم مثل حزب الله لبنان نماينده دشمن اصلي اسرائيل است: ايران. عمليات اخير اسرائيل عليه حماس ‏تنها شانسي است که با توسعه طلبي ايران وجود دارد.‏
ماشين انقلاب ايران بدون وقفه در حرکت است. جنگ ايران و عراق در دهه هشتاد با به تصرف درآمدن خاک عراق ‏توسط ارتش ايران به پايان رسيد. بعد از آن نفوذ ايران در بخش شرقي شيعه نشين و نفتخيز عربستان سعودي، و از ‏طريق حزب الله تا لبنان گسترش پيدا کرد. از بعد از سقوط دشمن ديرينه شان، صدام حسين، ايرانيان تا اعماق عراق ‏نفوذ پيدا کردند. سوريه به جرگه ايران پيوسته است و حتي شيخ نشين هاي سني حاشيه خليج فارس هم به ايران احترام ‏مي گذارند و وزراي امور خارجه شان را به ايران مي فرستند و در مقابل تحريم هاي بين المللي عليه ايران مي ايستند.‏‏ ‏ايران با حماس همکاري مي کند و حماس يک سازمان سني است که به اخوان المسلمين در مصر نزديک است و مناقشه ‏بين فلسطين و اسرائيل را به جهاد عليه دولت يهود تبديل کرده است. اما دست آورد متهورانه ايران در اين ميان، ‏برداشتن فشار بين المللي و نزديک شدن به اهداف اتمي اش است. به محض اينکه ايران به سلاح اتمي دست پيدا کند، ‏هژموني اين کشور در خاورميانه کامل مي شود.‏
همه اين ها کمک مي کند تا دليل موضعگيري رهبران عرب ميانه رو مثل حسني مبارک، رئيس جمهور مصر و محمود ‏عباس مقصر نقض آتش بس بين اسرائيل و حماس را حماس مي دانند. احمد ابوالغيط، وزير امور خارجه مصر از ‏کشورهاي جهان عرب خواسته است که سازمان ملل را تبديل به محلي براي انداختن تقصير ها فقط به گردن اسرائيل ‏نکنند. اين رهبران به آن چيزي رسيده اند که بسياري در غرب هنوز به آن نرسيده اند: مناقشه خاورميانه ديگر فقط ‏درباره ايجاد کشور فلسطين نيست و بايد از اين که منطقه به دست اسلام تندرو بيافتد، جلوگيري کرد. مسلما، ايجاد ‏کشوري به اسم فلسطين بدون خنثي سازي تندروهايي که مخالف هر گونه مذاکره هستند، غير ممکن است.‏
اگر اسرائيل در مقابل حماس به پيروزي برسد، نيروهاي ضد ايراني در خاورميانه گسترش پيدا مي کنند و اين نشانه اي ‏است که اعلام مي کند که تحرکات ايران ممکن است برعکس بشود. عمليات ارنش اسرائيل ممکن است آغازگر روندي ‏باشد که طي آن رژيم تروريستي که از سال 2007 در نوار غزه به قدرت رسيده است و هزاران بمب و راکت در ‏مناطق مسکوني اسرائيل منفجر کرده است، سقوط کند.‏
چه حماس کاملا از بين بروند و چه از بين نرود، اسرائيل به اهداف مهمي رسيده است. اولين آن آتش بس مطلق است. ‏آتش بس قبلي به حماس اين اجازه را مي داد که هفته اي دو تا سه راکت به اسرائيل شليک کنند و از طريق تونل ها، به ‏غزه اسلحه قاچاق کنند. اين بار براي عقد آتش بس، محافل بين المللي بايد به اسرائيل حق بدهند که به هر نوع تجاوز به ‏مرزهاي بين المللي اين کشور، پاسخ بدهد و به قاچاق اسلحه توسط حماس از طريق تونل ها، پايان بدهد.‏
علاوه بر همه اين موارد، هدف اين است که حماي نتواند اعلام کند که پيروز شده است و اعتبار ايران را در دنياي ‏عرب بالا ببرد.‏اما اين اهداف محدود هنوز تضمين شده نيستند. موقعيت قبلي که عليه ايران بدست آمد در تابستان 2006 بود که اسرائيل ‏وارد جنگ با حزب الله لبنان شد و اين موقعيت در ميان رقابت اسرائيلي ها با يکديگر و فشار هاي بين المللي از دست ‏رفت. حزب الله با بالا بردن آمار تلفات افراد عادي و حتي با استفاده مجدد از اجساد و حمل آنها از منطقه اي به منطقه ‏ديگر، رسانه هاي غربي را فريب داد.‏
مجامع بين المللي قبل از اينکه اسرائيل به اهدافش برسد، اعلام آتش بس کردند و نيروهاي حافظ صلح را در آنجا مستقر ‏کردند و به حزب الله لبنان اين اجازه را دادند که سلاح هاي جنگي خود را دو برابر کند. با وجود اينکه اسرائيل يک ‏چهارم ارتش حزب الله را از بين برده و مقرشان را نابود کرده بود، به عنوان بازنده اصلي اين مناقشه معرفي شد.‏
اسرائيل از جنگ لبنان عبرت تلخي گرفت. در دو سال گذشته ارتش اسرائيل از ابتدا آغاز کرد و شديدا تمرين کرد و ‏روحيه جنگي خود را تقويت کرد. رهبران اسرائيل با ارائه نقشه حمله به پايگاه هاي حماس که بزرگ ترين حمله ‏اسرائيل از بعد از جنگ شش روزه در سال 1967 بوده است، اين روحيه جنگي را بيشتر تقويت کردند.‏
حالا بايد پرسيد که آيا مجامع بين المللي هم درس خود را از جنگ لبنان آموخته اند يا يک بار ديگر به طرفداران جهاد ‏اين اجازه را مي دهند که پيروز شوند.‏
حماس سعي مي کند که حمله اسرائيل را جنگ عليه مردم فلسطين نشان بدهد. نبينندگان تلويزيون با تصاوير دلخراش ‏کودکان زخمي و کشته شده و خرابي و ويراني گسترده مواجه مي شوند. پزشکان فلسطيني شکايت مي کنند که اسرائيل ‏راه را براي ورود داروهاي مورد نياز بسته است و سازمان هاي حقوق بشري درمورد قحطي هشدار مي دهند. در ‏واقع، بسياري از اين خبر ها غلو شده است.‏
اگرچه افراد عادي در اين مناقشه به شکلي تاثر برانگيز صدمه ديده اند و در حدود سه چهارم از 400 فلسطيني هاي ‏کشته شده، مسلح بوده اند و يک دست آورد بزرگ حماس اين است که راکت هايش را از پشت بام خانه ها، مساجد و ‏مدارس شليک مي کند و از بيمارستان ها براي مخفي شدن اسنفاده مي کند.‏
اخيرا اسرائيل اجازه داده است که 200 کاميون حامل دارو و غذا وارد غزه و حتي وارد سنگر ها بشود. اين اقدام به اين ‏دليل صورت گرفته است که اسرائيل قصد دارد از تلفات افراد عادي کم شود و باعث کاهش انتقاد هاي بين المللي بشود. ‏به گزارش بي بي سي در تاريخ 30 دسامبر، کشور مصر ده ها آمبولانس به مرز غزه فرستاد که خالي ماندند زيرا ‏حماس اجازه نمي دهد که زخمي هاي فلسطيني خارج بشوند.‏
محافل بين المللي نبايد دوباره فريب بخورند. اگر خماس موفق شده است که افکار عمومي جهان را از اينکه آتش بس را ‏نقض کرده است، منحرف کند، بار ديگر اعلام پيروزي مي کند و موشک هاي دور برد بيشتري براي حمله بعدي بدست ‏مي آورد. اين به معناي پيروزي ديگري براي ايران است.‏
محافل بين المللي نبايد اجازه بدهند که بحران غزه توجهشان را از تهديد اتمي قريب الوقوع ايران، منحرف کند. منابع ‏اطلاعاتي معتقدند که وقوع اين تهديد از چند سال به چند ماه رسيده است.‏
رئيس جمهور منتخب آمريکا، باراک اوباما، اعلام کرده است که قصد دارد با ايران از طريق ديپلماسي وارد شود. بهتر ‏است اين اتفاق بعد از شکست ايران صورت بگيرد. اگر به اسرائيل اجازه داده شود که به اهدافش در غزه برسد. دولت ‏اوباما براي رسيدن اهدافش در ايران در موقعيت بهتري قرار خواهد داشت.‏
منبع: لس آنجلس تايمز 4 ژانويه

هیچ نظری موجود نیست: