ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

قصه ديكتاتوري كه به آن برنامه تلويزيوني رحم نكرد


اين روزها هر زمان اراده كرديد و دكمه تلويزيون را فشار داديد مي توانيد در شبكه هاي مختلف سيما برنامه هايي با يك مضمون ببيند كه همه از ظلم و ديكتاتوري هايي حكايت مي كند كه در زمان شاه بر ملت ايران رفت و در مقابل تلاش هاي مردماني كه اين ظلم را تحمل نمي كردند. در انواع و اقسام اين برنامه ها سعي بر آن مي شود كه بازيگران اين ظلم به جذاب ترين شكل ممكن معرفي شوند.
ظاهرا برنامه فردا شب "بازيگران ديكتاتور" كه هر شب شاهد پخش آن هستيم به يك مورد بسيار جالب اختصاص دارد كه در حالت عادي و بدون هرگونه سناريوي سينمايي هم جذابيت هاي خاص خود را دارد و آن معرفي رييس سازمان ورزش زمان ستم شاهي است كه تحمل كوچكترين انتقاد را نسبت به عملكرد خود نداشت چه رسد به اينكه بخواهند راجع به او روشنگري هايي كنند كه مردم پي به ماهيت عملكرد او و نيروهاي گماشته شده او در قسمت هاي مختلف هم ببرند. جالب بود كه حتي اگر اين روشنگري ها تنها در حد نشان دادن صرف عملكرد آن ها بود و حتي كار را به انتقاد هم نمي رساند بازهم اين "بازيگر ديكتاتور" را عصباني مي كرد و از انواع و اقسام حربه ها براي جلوگيري از ادامه پخش آن استفاده مي كرد. اين عنصر معلوم الحال دوره ستم شاهي! در زماني كه اكثريت رسانه ها و برنامه هاي تلويزيون و راديو در بخش ورزش رسما در خدمت او بودند چنان از اين وضعيت كيفور بود كه هرچند با كراهت اما سرانجام تعريف و تمجيدهاي آن ها را پذيرفت و رسما خود را " ددي " ورزش ايران خوانده بود! كه مي تواند گاهي براي كنترل خانواده ورزش از كمربند خود هم استفاده كند! اما براي اين "ددي" يك دردسر بزرگ ايجاد شد و يك آدم رند از معدود فرصت آزادي تلويزيون در آن سال هاي نحس در بخش ورزش نهايت استفاده را برد و سوپاپ آرامشي شد براي ملتي كه كارهاي جالب آن عنصر قدرتمند را مي ديدند و با بازگو شدن آن در برنامه آن رند شجاع تا مي توانستند به آن مي خنديدند! اما به هر حال آن ددي مي دانست كه در آينده برنامه اي تحت عنوان بازيگران ديكتاتور ساخته خواهد شد و براي اينكه عرصه ورزش از اين برنامه عقب نماند و او اينگونه ياد خود را براي هميشه نزد ملت زنده نگه دارد، در آن روزهاي سياه كه جشن آزادي را به مردم تبريك مي گفتند چنان بلايي بر سر اين برنامه مردمي آورد كه آن رند مجبور شد با روي كدر و غمي به اندازه دنيا نشسته در دل براي طول عمر خود از ته قلب آرزو كند و اميد داشته باشد كه انشالله سايه شومي كه از روي ديوار برنامه او رد شده است سايه گربه باشد! واقعا همانند كابوس هاي شبانه است شنيدن جنايت هايي كه در آن زمان مي شد و حتي به بخش ورزش هم رحمي نمي كرد!! بايد خدا را هزار و يك مرتبه شكر كرد كه در آن زمان زندگي نمي كرديم تا اين همه ديكتاتوري را به چشم نبينيم و در روزهايي كه مشخص نبود كدام آزادي را براي مردم جشن مي گرفتند در يك برنامه تلويزيوني ورزشي آزادي را به عينه به مردم نشان دادند....! خدا را هزار مرتبه شكر كه ما در آن عصر پر درد ستم شاهي زندگي نمي كرديم......بهار آزاديمان مبارك!

هیچ نظری موجود نیست: