ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

اينجا ايران ،غزه اينجاست ، عدالت كجاست؟


اينجا ايران ،غزه اينجاست ، عدالت كجاست؟

مى گفت مصيبتى بر ما وارد شده ، آنرا پشت سر گذاشتيم ، اما چيزى كه در اين ميان باعث نارحتيمان شده ، ادعاى رعايت عدالت از سوى مدعيان است . مى گفت كيست مرا يارى دهد ؟ كيست كه عدالت را جارى سازد؟ براستى به كدام جرم و گناه اين بلا را بر سر فرزندم آوردند؟ فرزندى كه توان حرف زدن ندارد ، فرزندى كه فقط به شما مى نگرد و نگاهتان مى كند و گه گاه لبخندى بر لبانش مى نشاند ، براستى ظلمى كه بر من و فرزندم شده است ، از فاجعه اى كه در غزه در حال رخ دادن است ، كمتر است ؟ جگر گوشه ام را ...... ، گريه امانش را بريد ، بريده بريده حرف مى زد ، مى گفت به هر طريق كه شده در رسانه ها مطرح كنيد تا همگان بدانند كه در اين منطقه عدالت مرده !! ، پارتى بازى و اعمال نفوذ مقدم بر عدالت شده است ، مى گفت .... . مادر معلول 20 ساله جسمى ـ ذهنى ـ حركتى محمد دهقان سرشت هستم كه چند سالى است بعد از بازنشستگى همسرم از بوشهر به سارى نقل مكان كرديم. محمد در تاريخ 15/11/82 جهت نگهدارى با رعايت تشريفات و شهريه ماهيانه تحويل مركز توانبخشى سينا شهرستان سارى به مديريت آقاى حسين جعفرى داده شد.ضمن تشكر و قدر دانى از حمايت پرسنل سازمان بهزيستى در خصوص مراقبت فرزندم در آن مدت متاسفانه در تاريخ 5/9/86 بر اثر بى توجهى مددياران و نامشخص بودن علت ، طبق نظريه پزشك متخصص و پزشك پزشكى قانونى ضربه اى توسط جسم سخت به پهلوى محمد وارد شد و باعث پارگى كليه راست او و خونريزى شديد داخلى گشت و بر اثر كوتاهى و كم توجهى پرسنل و مديريت و پزشك توانبخشى در رسيدگى و ارجاع محمد بعد از 2 روز با فشار پائين به بيمارستان منتقل وبعد از آن ديگر هيچ اثرى از مسئولين توانبخشى در آن بيمارستان نشد ( طى تماس با منزل اعلام داشتند كه محمد به علت كسالت در بيمارستان بسترى شده و شما به بيمارستان بيائيد وپس از مراجعه ما هيچكس از آنها دربيمارستان نبودند ) پزشك معالج به ناچار كليه محمد را خارج كرد كه طبق اظهار پزشك ايشان با فشار پائين به بيمارستان آورده شده بود وبه علت نامعلوم بودن نوع خونريزى ، سريعاً شكم او را شكافته و به علت لخته بودن خود و ميزان آن ، بعضاً ناچار به بيرون آوردن خون با دودست از شكم اين معلول مى نموديم . نامبرده در تاريخ 12/10/86 در بيمارستان بسترى بوده و با وجود اينكه اين حادثه در آن مركز رخ داده تمام هزينه هاى بيمارستان را خودم پرداخت كردم ، پس از بهبودى محمد ، براى تحويل او در مركزتوانبخشى ، مسئول آنجا آقاى جعفرى از پذيرش مجدد فرزندم خوددارى نموده وعلت اين كار( عدم پذيرش فرزندم پس از ترخيص از بيمارستان) خود را شكايت اينجانب از مركز مى دانست. پس از طى يكسال با مراجعه به مسئولين ذيربط و ادارات دادگسترى جوابهاى نا اميد كننده اى دريافت نموده ام كه چندين مورد از پيگيرى هاى اينجانب در ذيل عنوان شده است: دى ماه 1386: مراجعه به آقاى رضى ( رئيس اداره بهزيستى شهرستان سارى)( با عرض تاسف و معذرت ايشان به من اعلام نمودند كه براى حل شدن كارت برو دل آقاى جعفرى مدير مركزتوانبخشى را به دست بياور!!!! كه در يك دولت اسلامى واقعاً شرم آور است) دى ماه 1386: مراجعه به آقاى دامادى ( عضو شوراى شهر سارى) بهمن ماه 1386: مراجعه به آقاى محمدزاده ( مدير كل اداره بهزيستى استان) بهمن ماه 1386 : مراجعه به آقاى حاج آقا شيخ طبرسى ( امام جمعه سارى) كه نامه اينجانب بى پاسخ ماند. اينجانب پس از شكايت به دادگسترى شهرستان سارى پيگيرى پرونده محمد را خواستارم شدم اما بعد از سه دوره شكايت و حضور كارشناس بعد از گذشت يكسال جوابى منطقى و پيرامون علت اين حادثه دريافت نكرده ام. لازم به ذكر است كه متاسفانه به علت نفوذ و ارتباطاتى كه مدير توانبخشى مذكور در سطح ادارات و نهادهاى سطح شهر دارد ما به هيچ عنوان در اينجانمى توانيم نتيجه اى بگيريم به گونه اى كه تاكنون نيز واسطه هايى آمده اند و اعلام داشته اند كه مبلغى را بگير و از شكايت صرف نظر كن وگرنه به نتيجه نخواهى رسيد و وقت ما را نيز تلف نكن!! قابل ذكر است كه يكى از كاركنان اين مركز توانبخشى در نامه اى به آقاى دكتر احمدى نZاد اعلام مى نمايد كه به علت پرونده سازى هايى كه در اين مركز صورت مى گيرد و مسائلى ديگر، من اعتراض نموده ام كه منجر به اخراج من گرديده است ، در پى پيگيرى هاى دفتر رياست جمهورى ، اين فرد( به نام نعمت) ، با دريافت جريمه ، مجدداً به محل كار خود بر مى گردد ، ليكن مسئول پيگيرى ها و همچنين پرونده سازى ها ( طبق اعلام همان شخص) از كار خود اخراج مى گردد ( خانم ايلچى) كه به احتمال زياد به نوعى در اين قضيه نيز دخيل بوده است و در جلسات دادگاه نيز ايشان مراجعه مى نموده است . براى ديدن مستندات و عكس ها و نامه مديركل پزشكى قانونى به اين آدرس مراجعه نمائيد: http://abushahr.blogfa.com

هیچ نظری موجود نیست: