ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

دروغهاي ملا نصرالدين و افاضات آخوند مهدي دانشمند در مورد اهل سنت و بلوچها


دروغهاي ملا نصرالدين و افاضات آخوند مهدي دانشمند در مورد اهل سنت و بلوچها

نويسنده: دكتر عبدالستار دوشوكي
روزي همسايه ملا نصرالدين براي قرض گرفتن الاغ ملا به در خانه او آمد و حلقه درب حياط ملا را كوبيد. ملا به در آمد و درب حياط خويش را نيمه باز كرد و از همسايه خود پرسيد كه چه خدمتي براي او مي تواند انجام دهد. همسايه گفت كه يك كيسه بزرگ گندم از بازار خريده است و خواهش كرد كه ملا الاغ خود را به او قرض بدهد تا وي بتواند كيسه گندم خود را از بازار به منزل بياورد. ملا جواب داد كه ايكاش زودتر مي آمدي زيرا قبل از تو يكي از آشنايان الاغ مرا قرض گرفت و برد. درحين اين سخنان ناگهان الاغ ملا از درون حياط شروع به عرعر كرد. همسايه مات و مبهوت به ملا گفت " ملا جان ! الاغت كه در منزل است، چه مي گويي؟". ملا نصرالدين برآشفته شد و جواب داد: "مردك تو حرف مرا كه ملا و آخوند هستم قبول داري يا عرعر يك الاغ را؟ قباحت هم حد و اندازه اي دارد؛ تو كه عرعر الاغ را به حرف هاي من ترجيح مي دهي، چگونه انتظار داري كه من به تو الاغ به عاريت بدهم؟. بقيه ماجرا لازم به توضيح بيشتر نيست. بهر حال اينبار گويا عرعر الاغ بجاي دم خروس پنهان در زير عباي ملا راز قسم هاي حضرت عباسي او را آشكار نمود. گوبلز وزير تبليغات آدولف هيتلر كه خود در رشته دروغگويي دانشمندي تمام و كمال بود، اعتقاد داشت كه دروغ را بايد آنچنان بزرگ و درشت گفت، كه در تخيل هيچ موجودي دروغي به آن بزرگي نگنجد، و حتي آنهايي كه به دروغگويي "دروغگو" آگاهي كامل دارند با شنيدن چنين دروغي به شك افتاده و بر اساس اين ضرب المثل كه "تا نباشد چيزكي، مردم نگويند چيزها" باور كنند كه حداقل بخشي از آن دروغ شايد صحت داشته باشد. حال يكي از نواده گان دانشمند ِ ملانصرالدين كه تز دانشمندي خود را در محضر استاد خود يعني "گوبلز" دريافت كرده است، كشفيات علمي عجيب و حيرت آوري را در مورد اهل سنت ايران و بلوچ ها ارائه داده است. بر طبق مندرجات در وب سايت يكي از طرفداران مهدويت، اين آخوند كه اينك بنام حجت الاسلام و المسلمين شيخ مهدي دانشمند، معروف است در روستايي به نام ابيانه در دامنه كوه كركس در استان اصفهان به دنيا آمد. پدرش كه حاج جعفر جارچي نام داشت اسم هشتمين فرزند خود را كه دوازده سال قبل از انقلاب به دنيا آمد؛ بيژن نام نهاد، اما بعد از انقلاب نه تنها اسم خانوادگي خود را از جارچي به دانشمند بدل نمود، بلكه اسم بيژن را نيز به مهدي تغيير داد. پدر او كه سه بار ازدواج كرده بود، بعد از تولد بيژن و يا مهدي فعلي همچنان به "توسعه مزرعه خانوادگي" ادامه داد و يك تيم فوتبال كامل همراه با ذخيره ها تقديم جامعه نمود. سالها بعد آقا بيژن و يا بهتر است بگوئيم حجت الاسلام و المسلمين شيخ مهدي دانشمند، با تعريف جوك و لودگي آخوندي به شيوه رندانه و عيارانه از بالاي منبر آخوندي توانست بعضي از جوانان ساده دل شيعه را به مراسم سخنراني مملو از جوك و عوامفريبي شيادانه خود جلب كند. در طي سال هاي اخير نيز بيت رهبري به او و چند تن از آخوندهاي به اصطلاح "ضد وهابي" مقدار زيادي پول "نفت آورده" بيت المال را هديه نمود تا تلويزيون بين المللي ســــــلام را براي ترويج مهدويت و فلسفه ضد وهابيت به راه بيندازند.
حجت الاسلام و المسلمين شيخ مهدي دانشمند كه همواره گستاخانه و بي ادبانه بر عليه سني ها سخن پراكني مي كند، اكنون پا را از مرز كذب مطلق كه حيطه تخصصي اوست، فرا تر نهاده و با شيادي و دروغگويي تمام عيار ادعا هائي را مطرح كرده است كه فقط از چنين "كوزه اي" قابليت تراوش و بس!. هنگامي كه رهبر اين شياد تازه به دوران رسيده براي توليد گوشت دم توپخانه اسلام بر عليه صدام كافر در جنگ هشت ساله فتواء داد كه شيعيان بايد فرزندان بيشتري توليد كنند تا جبران كشته هاي جنگ خانمان سوز شود، و تمام دستگاه ها و رسانه هاي حكومتي بسيج شدند تا فتواي "فرزند بيشتر، اسلام قوي تر" را ترويج كنند، شيخ مهدي دانشمند نوجواني بيش نبود. او اينك اين انفجار جمعيت را توطئه پاكستان و عربستان سعودي قلمداد مي كند و مدعي مي شود كه پاكستان و سعودي ها به سني هاي مرز نشين ايران جايزه و پول مي دهند تا زن بگيرند و دو قلو دوقلو بچه به دنيا بياورند. گذشته از كشف علمي اين دانشمند معاصر در مورد علل دوقلو زائيدن، بايد به اين آخوند شياد گفت كه " گر پاكستان طبيب بود، سر خود دوا مي نمود". پاكستان همان خطري را از بلوچ ها احساس مي كند كه آخوند مرتجعي نظير اين شيخ مكار از بلوچ ها احساس مي كنند. چرا بايد پاكستان، از غرب و بانك جهاني و غيره دلار و روپيه گدايي كند، تا آن را صرف سركوب و كشتار بلوچ ها دربلوچستان ِ پاكستان از يك طرف و جايزه دادن به بلوچ هاي ايراني براي دوقلو زائيدن، از طرف ديگر بكند؟ كدام عقل و منطق چنين خزعبلاتي را بر مي تابد؟ او مي گويد در سيستان و بلوچستان تمام قاچاقچيان سني ؛ و تمام معتادان شيعه هستند. او مدعي مي شود كه معتاد كردن جوانان شيعه و عقيم كردن آنها از طريق بستن "لوله هايشان" توطئه سني ها است تا تركيب درصدي جمعيتي بين شيعه و سني را به هم زده و با نابود كردن شيعيان تعداد سني هاي ايران را بيشتر از شيعه كنند. وي هشدار مي دهد كه اگر حكومت اقدامي نكند تا پنج سال ديگر شيعيان در ايران در اقليت خواهند بود، و سني ها پـُست هاي رياست جمهوري و مجلس و غيره را تصاحب خواهند كرد. اين آخوند شياد حتي از قانون اساسي ارتجاعي خود هم خبر ندارد، كه مي گويد سني نمي تواند رئيس جمهور و غيره بشود. او از حكومت درخواست مي كند كه براي سني ها شناسنامه صادر نكند و سني ها را تحت پوشش بيمه درماني و غيره قرار ندهد تا از فقر و بيماري تلف شوند. او با ابراز ناراحتي و خشم از بستن حرم ابولوءلوء ( قاتل حضرت عمر خليفه دوم مسلمانان و آورنده دين اسلام به ايران) خطاب به حكومت، كه خود وي بخشي از آن است، مي گويد: "اگر در‌ ِ حرم ابولوءلوء را مي بنديد، بايد جلوي شناسنامه گرفتن سني ها را نيز بگيريد". البته سخنان مهدي دانشمند حكايت از حقايق تلخي دارد كه بلوچها در شهر و روستا هاي خود، با آن روبرو هستند. از جمله ندادن شناسنامه به متولدين در خانواده هاي كه حتي يك فرزند قبلي هم ندارند. بيمه بهداشت و غيره هم ارزاني جمهوري اسلامي. در حقيقت اين آخوند با شيوه مكارانه مسائل را وارانه جلوه مي دهد؛ و مي خواهد اينگونه تداعي معني كند كه در شرايط فعلي در بلوچستان مشكل صادر كردن شناسنامه به بلوچها و بيمه بهداشت و غيره وجود ندارد و همه بلوچها از آن بهره مند هستند؛ و اينكه همه اينها بايد متوقف شود. وانگهي اگر دولت پاكستان حامي بلوچها است و به آنها جايزه مي دهد كه بر شيعيان "غلبه" پيدا كنند؛ چرا صدها بلوچ را كه از ايران گريخته اند دستگير و به رژيم آخوندي جمهوري اسلامي تحويل مي دهد تا دسته دسته اعدام شوند؟ همه مي دانند كه دولت پاكستان دشمن بلوچها و شريك جرم جمهوري اسلامي بر عليه بلوچها مي باشد. اما چه توان گفت كه براستي هنر دروغگويي نزد آخوند است و بس.
گذشته از ابعاد مذهبي ادعاهاي مطرح شده، شيوه هاي شيادي و عوامفريبي اين مكار تمام عيار كه دروغ هاي او به مصداق "كلّمؤا النّاس عَلي قَـدْر ِ عُـقـؤلهم" غذاي ذهن مشتي بيچاره ساده لوح ، متعصب و "بينواي تاسف بر انگيز" شده است، مورد تمسخر و استهزاي فارسي زبانان دنيا قرار گرفته است. سخنان اين شيخ مكار همانند عرعر "حيوان نجيب" ملا نصرالدين، حقيقت كاذب وجود غرق شده در خرافه و جاهليت او را بر مـَلاء مي سازد. در طي سي سال اخير جمعيت شيعيان ايران به دليل فتواي خميني و اعطاي جوايز متعدد به خانواده ها براي توليد فرزند بيشتر، 107 درصد بيشتر شده است. اين در حالي است كه بر طبق آمار رسمي موجود، جمعيت بلوچ در سيستان و بلوچستان فقط 43 درصد افزايش داشته است. در بلوچي ضرب المثلي است كه ترجمه آن چنين است: " من دزد را نگرفتم ؛ بلكه دزد مرا گرفت". حال ماجراي اين شيخ غاصب و درازـ آستين و بلوچها كه من اخيرا شرح مظلوميت هاي آنها را در چندين مقاله بيان نمودم، نيز همين قضيه "دزد" و "دزدگير" مي باشد. در پايان بايد از طرف مردم مظلوم بلوچ به اين شيخ پشمينه پوش تند خو كه چنگ در دامن صوم، صلوة؛ تلبيس و طيلسان زده است گفت كه: "زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست / در حق ما هرچه گويد، جاي هيچ اكراه نيست." اما باز هم مي دانم كه "گرچه بر واعظ شهر، اين سخن آسان نشود / تا ريا ورزد و سالوس، مسلمان نشود". "اسم اعظم بكند كار خود اي دل خوش باش / كه به تلبيس و حيل "شيخ" مسلمان نشود." "گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض / ورنه هر سنگ و گلي، لؤلؤ و مرجان نشود".

دكتر عبدالستار دوشوكي
ششم دي ما 1387

۱ نظر:

ناشناس گفت...

با سلام
خواهشمندم هرچه سریعتر جواب علمی ومستند آخوند شیاد مهدی دانشمند را که حکم حرامزاده بودن عمر(رض) واهل سنت را بر طبق فقه شیعه از حدیث رسول الله صادر کرده داده. وپاسخی با توجه به شان اسلام ومسلمانی ونه درخور شخصیت پلید وی جهت اذهان عمومی ارایه نمایید.
با تشکر