ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۱, جمعه

من و حضرت رهبر و بلوچستان










مدتی به هم ریختم و باز این شتر بی نوا از حرکت ایستاد اما حضرت رهبر که بر خلاف ما دونفر همچنان می‏تاخت، برای عوض کردن آب و هوا به منطقه‏ی خوش آب و هوای اورامان کردستان تشریف برده بعد از سی سال به سنی‏های آن دیار اجازه دادند اذانشان را از بلندگو پخش کنند. درجا این بذل و بخشش بزرگ را به سنی های ایران و جهان تبریک عرض می‏کنم. برای فرزاد کمانگر، زینب بایزیدی، عدنان حسن پور، کمال شریفی، فرهاد حاج میرزایی، کبودوند و دهها زن و مرد کُردی که درزندانها روزگار سیاهی دارند و نتوانستند عبای بنفش خوشرنگ حضرت رهبر را ببیند متأسفم و به آنها نوید می‏دهم که فردا خبر اعدامشان آه از نهادِ نهادهای حقوق بشری بلند خواهد کرد.از آنجایی که حضرت رهبر نمی‏توانست همزمان به بلوچستان سفر کند این مهم را به عهده‏ی نیروی انتظامی گذاشت که آنها هم با یک رزمایش، مراحم و الطاف ولی فقیه را به مردم این استان منتقل کردند. در زیر به صحنه‏هایی ملکوتی از این رزمایش نگاهی بیندازید و بعد خود را برای شرکت در انتخابات آماده و مشت محکمی به دهان استکبار جهانی و دشمنان نظام بزنید.
عبدالقادر بلوچ

هیچ نظری موجود نیست: