۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

همیشه گروها در ابتدای تهمت تروریست میباشند اما دولتها چرا اینگونه نیستند؟


مدتی است که دولت منفور جمهوری به ظاهر اسلامی اما در واقع شیطانی و حکومت ابلیس زمانه با اجرای تکنیکها و روشهای مختلف اقدام به از بین بردن انسانهای بیگناه زیادی نموده است.

شما به این دولت چه میگویید دولت خدمت گذار یا دولت شرم گذار و شرم پرداز.ای لعنت خدا بر شما باد که چگونه کودک 2 ساله را از دامان مادرش جدا میکنید و مادرش را به جرم قتل آخوندی که قصد تجاوز به او را داشت، اما وی اقدام به مقاومت در برابر این ظالم منفور مینماید و در نهایت این ابلیس پلید را به درک واصل میکند ، و این زن بی پناه که شوهرش مدتی پیش او را با فرزند ده ماه اش رها کرد و به دیار حق شتافته بود ، ( این زن از اهالی استان خراسان بوده که مدتی پیش توسط ایادی استکبار آخوندی اعدام شد ) چگونه است که انگ نفرت را بر جبین مردم بی پناه میچسبانید اما آنکه از دسته خودتان باشد حتی اگر جنایتکاری کثیف و ظالمی بی نهایت باشد که به درک واصل شود او را شهید و او را در نزد مهدی در غار پنهان شده تان میدانید.کشتن کودکان و جوانان و نوجوانان یکی دیگر از موفقیتهای بیشمار شما است شمایی که در تلاشید ریشه های مقاومت را از پایه بخشکانید اما به خداوند قسم یاد میکنم که اگر شما صدها کودک بلوچ همچون رویا سارانی را بکشید و شما صدها نوجوان و جوان بلوچ همچون شهید سرفراز سعید قنبرزهی و شنبه زهی را به شهادت برسانید، به شما قول خواهم داد همانهایی که در شکم مادرند و هنوز هم متولد نشده اند نیز مبارز متولد خواهند شد.

امروز و در این نامه به شما هشدار میدهم که عبدالمالک آن کسی نیست که شما تصویر آن را میبنید، عبدالمالک منم ، عبدالمالک برادرم است و هزاران جوان بلوچ و در انتظار باشید عبدالمالکها هنوز هم در دامان شیر زنان بلوچ پرورش داده میشوند، این بلوچستان هزاران عبدالمالک دارد که هر روز بر حکومت شیطانی شما قیام خواهند کرد تا به امید حق ریشه های حکومت شیطانی شما را تباه و نابود نمایند.

حالا اگر مردانگی و توان در وجوتان موجود است که من به توان قاطع میگویم که هیچ مردانگی در شما نیست آنچه هست بزدلی و نامردی واقعی است که توانتان فقط در کشتن زنان و کودکان است ، که از قدیم یکی از صفات معرف آدم بزدل و نامرد همین بوده است، میخواهید بدانید مرد کسیت به یاد بیاورید مرد همان جوانی بود که سرباز پلیدتان را هنگامی که میخواست او را تا چوبه دار همراهی کند، ضربه محکمی به این سرباز زد و گفت : نیازی ندارم که انسانی کثیف و شر آور مرا تا رسیدن به معبودم همراهی نماید ، مرد به او میگویند حالا بر خاطر نخراشیده خود که تهی از مغز و تفکر است چنگ بزنید شاید نام او را از ترسی که وجوتان را فرا گرفته است به یاد بیاورید.حالا هم من با توانی پرتوان با وجودی آکنده از عشق به بلوچ و بلوچستان بار دیگر میگویم که اینجایم من عبدالمالک منم عبدالمالک منم :من عبدالمالکم برادرم عبدالمالک است فرزندم عبدالمالک است اینجا همه عبدالمالک هستند .

انجمن تلاش برای رهایی بلوچستان از استبداد

دانشجویان بلوچ پیروان شهامت رهروان شهادت

شهید یونس جان در کنار امیر عبدالمالک بلوچ رهبر انقلابی بلوچستان


ملت مبارز بلوچ و اهل سنت ایران انتخابات رژیم آخوندی را تحریم مینماید









ملت مبارز بلوچ و اهل سنت ایران انتخابات رژیم آخوندی را تحریم می نماید

اندر ستایش رای و مضحکه انتخابات !!



پنجاه و چند روز مانده به انتخابات به عنوان صاحب يک رای که برای همين يک رای ارزش و اهميت قائل است و حاضر نيست از آن دست بردارد و به کسش وانهد، از روندی که اوضاع انتخابات به خود گرفته خشنودم. و در اين وضعيت برايم خيلی فرق ندارد که چه کسی انتخاب شود، نه که به راستی فرقی نکند بلکه همان طور که عباس عبدی نوشت، و درست نوشت، مهم اين است و بايد اين باشد که در هر حرکتی شبيه به اين جامعه برای رسيدن به مردمسالاری چه می آموزد و برای نهادينه کردن دموکراسی چه گامی برداشته می شود." «مسعود بهنود، روزنامه اعتماد»
من هم مثل آقای بهنود رايی را که می توانم بدهم دست ِ کم نمی گيرم. برای آن ارزش بسيار قائلم. برای شناسنامه ی سرخ رنگ‌م، و صفحه ی آخرش، که منتظر است مهر انتخابات وزارت کشور بر رويش ثبت شود، احترام قائلم. اين رای، آن قدر ارزش دارد، که سياست‌مداران کارکشته به دست و پا افتاده اند تا آن را از من بگيرند. آن را مالِ خود کنند. برای به دست آوردن اين رای، چه کارها که نمی کنند! گذشته را وارونه می کنند؛ تاريخ را تحريف می کنند؛ بر جنايات سرپوش می نهند؛ راست را دروغ و دروغ را راست جلوه می دهند؛ خود را مدرن نشان می دهند؛ خود را پيشرو نشان می دهند؛ ادای وب لاگ نويس ها را در می آورند؛ طرح های مترقی صادر می کنند؛ وعده ی برچيدن گشت ارشاد، آزاد شدن ماهواره، پر سرعت شدن خطوط اينترنت، آزادی مطبوعات، کم کردن سانسور، بازگرداندن آبرو در محافل بين المللی می دهند. حتی اگر فکر کنند، يک درصدِ وعده هايی که می دهند، قابل اجرا نيست، باز از وعده دادن چيزی کم نمی گذارند. نامزدهايی که مدرن نيستند، و بيشتر از مدرنيسم به امدادهای غيبی متکی اند، سيب زمينی توزيع می کنند؛ پرتقال توزيع می کنند؛ بليت استخر توزيع می کنند... همه ی اين ها به خاطر رای من؛ همه ی اين ها به خاطر رای تو. همه ی اين ها به خاطر مُهر وزارت کشور که بايد در صفحه ی آخر شناسنامه ی من و تو بخورد. اما من همان طور که آقای بهنود نوشته اند، برای رای ام ارزش قائلم. آن را به هر کس نمی دهم. به آدم دروغگو نمی دهم. به آدم بدسابقه نمی دهم. به آدم جنايت‌کار نمی دهم. به آدمی که حس کنم می خواهد من و تو را گول بزند نمی دهم. به آدمی که وعده های دروغين بدهد نمی دهم. به آدمی که وعده های غيرقابل اجرا بدهد نمی دهم. به آدمی که قيمت رای مرا معادلِ چند کيلو سيب زمينی و چند کيلو پرتقال و چند بليت استخر بداند نمی دهم. چون همان طور که آقای بهنود نوشته اند، اين رای ارزش دارد. نه تنها برای نامزدهای رياست جمهوری که برای خودِ من هم ارزش دارد. من شخصيت خودم را، وجدان خودم را، صداقت خودم را، نيک و بد خودم را، آزادگی و انسان دوستی خودم را در نامی که بر روی اين رای می نويسم می بينم. در صندوقی که اين رای را به داخل آن می اندازم می بينم. اين ها که نام شان را می توانم و اجازه دارم بنويسم کيستند؟ اين صندوق ها که می توانم و اجازه دارم رای خودم را به داخل آن ها بيندازم از کجا آمده اند، و برای شمارش به کجا می روند؟ چه کسانی می توانند رای مرا قبول يا باطل کنند؟ من خودم را در همه ی اين ها می بينم. رای من، که ستايش اش می کنم، تنها وسيله ای ست که برای من باقی گذاشته اند. من می توانم، آزادانه آن را در اختيار کسانی که قبول شان ندارم قرار دهم. و نيز می توانم آزادانه آن را برای خودم نگه دارم و به کسی ندهم. ندهم تا آن کسانی که خيلی برای به دست آوردن رای من تلاش می کنند، خيلی برای به دست آوردن رای من راست و دروغ به هم می بافند، خيلی برای به دست آوردن رای من نقش بازی می کنند، بفهمند که آن ها را قبول ندارم. رای من همان قدر که به درد تائيد می خورَد، به درد نفی هم می خورَد.
اين تنها وسيله ای ست که با آن می توانم بدون درگيری، صدای خودم را به گوش مسئولان برسانم. به آن ها بگويم، من اين رایِ محترم را به شما نمی دهم. نمی گذاريد به کسان ديگر بدهم، مشکلی نيست، اما اين رای نصيب ِ شما نيز نخواهد شد. من هم مثل آقای بهنود برای رای خودم، ارزش بسيار قائلم و برای حفظ ارزش آن، آن را برای خودم نگه می دارم.
ف - م - سخن
وبلاگ فریاد ما

تهدید‏های نرم، برخوردهای خشن


سرهنگ " حبيب لکزايي" روز شنبه در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: تهديدهاي نرم دشمنان به ويژه در سيستان و بلوچستان شناسايي شده و برخورد جدي با آنها درحال انجام است. چون ایشان اشاره‏ای به تهدیدهای نرم و برخوردهای سختی که انجام شده نکردند من به تعدادی اشاره می‏کنم:یکی از تهدیدهای نرم توسط شخصی به نام یعقوب مهرنهاد در منطقه انجام گرفت. نامبرده به قوانین جمهوری اسلامی دل بست و طبق قانون مجوز فعالیت گرفت و شروع کرد به تهدید نرم فرهنگی که نظام با ایشان برخورد زبری کرد. اول ایشان را دستگیر سپس شکنجه بعد وصل کرد به گروه جندالله و سپس با یک برخورد خشن ایشان را اعدام و برادر کم سن و سالش و تعداد زیادی از جوانان بلوچ را تا بزرگسالی و کهولت به زندان افکند.تهدید نرم بعدی احداث یک مدرسه دینی بود در منطقه لوتک سیستان که در آنجا طلابی، نظام که هیچ، دنیا و مافیها را گذاشتند و شروع کردند به تهدید نرم درس دینی خواندن. نظام هم با یک کاروان بزرگ نظامی و انتظامی و بولدوزری خودش را به آنجا رسانده برخورد تخریبی را تا مسطح کردن مدرسه با خاک ادامه داد.تعدادی هم مولوی بودند که تهدیدهای نرمی می‏کردند و می‏گفتند نکنید آقا. حیا کنید. شرم کنید. بترسید از عقوبت الهی. که نظام هم دستگیرشان کرد و مجبورشان کرد که اعتراف کنند عضو جند‏الله هستند و بعد برخورد اعدامی کرد با آنها.تهدیدهای نرم دیگری در سطح منطقه کماکان ادامه دارد. اینجا و آنجا مردم دارند نفس می‏کشند و حتی دیده شده در بعضی مناطق نان هم می‏خورند! که الحمدلله برادران به سرکردگی این جناب سرهنگ که عکسش را می‏بینید در منطقه حضور دارند و به برخوردهای سختِ دستگیری و شکنجه و اعدام ادامه می‏دهند. البته اظهار نظر کردن در این زمینه از وظایف کاندیداهای انتخابات نیست. آنها بعد از کشتن چریک‏ها، در این برهه در برج میلاد مشغول کارهای مهمتری از قبیل کش رفتن سرود سراومد زمستون(سرود کوهستان) چریک‏های به خون خفته هستند. که اجرای دیگرش را می‏توانید در اینجا ببینید.

عبدالقادر بلوچ

سرمچاران


مبارزان راه حق


دیگر زمان اندیشیدن به پایان رسیده



ای مردم مظلوم بلوچ ، ای عشیره زندانی ، دیگر زمان اندیشیدن به پایان رسیده و شعله فروزان مبارزات بلوچستان ، این دیار غیور مردان هرروز بیش از پیش فروزان می شود و دژخیمان هر روز زبونتر و ضعیفتر و بی بنیه تر از دیروزشان
جوانان سلحشور این خطه با عزمی راسخ و ایمان به خدای منان بپاخاسته اند و در گاه نبرد با این اهرمن خویان هر روز حماسه ای نو می آفرینند و همچون سیلی خروشان سدها را یکی پس از دیگری در هم می کوبند
این اشک خواهرانی است بی برادر، بپاخاسته همچون سیلی خروشان
این آه مظلومانیست بی یاور که ستونهای استبدادشان را می لرزاند
این نعره ایست ازعمق کویری در بند که بند بندگیمان را می گسلاند
این ضجه مادرانیست بی پسر که با گلوله مبارزان ، سینه دژخیمان را می دراند
ای مردم در بند من گاه ، گاه نبرد است
بند بندگی را بدرید و دلاورانه حماسه آفرین شوید
بی مهابا به صف ضحاکان زمان بتازید و شبانگاه بندگی و بردگی فرزندانتان را با خروش عاشقانه خویش به آتش کشید و در این نبرد سرنگون ساز به خدایتان اعتماد کنید و نصرت او را بطلبید و به ذات پاکش قسم که نصرت خواهد کرد دلباختگان راهش را


یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com


شاکر باقی در دادگاه تجدید نظر حکم وی به اعدام تغییر یافت


یکی از زندانیان سیاسی کرد به نام "شاکر باقی"، اهل شمال کردستان، که از سوی دادگاه انقلاب شهر سنه به سی سال حبس محکوم شده بود، در دادگاه تجدید نظر حکم وی به اعدام تغییر کرد.شاکر باقی، که از سوی دادگاه انقلاب شهر سنندج به سی سال زندان محکوم شده بود، پس از اعتراض به این حکم، پرونده ی وی به دادگاه تجدید نظر ارسال شد، ولی دادگاه تجدید نظر، این حکم را از سی سال حبس به اعدام تغییر داد. شایان ذکر است که دادگایی نمودن شاکر باقی، تنها ده دقیقه به طول انجامیده و بدون حضور وکیل برگزار شده است.خانواده‌ی شاکر باقی، برای انجام دیدار با پسرشان، تاکنون سه بار از شمال کردستان به شهر سنندج رفته اند، ولی مسئولین رژیم به آنها اجازه‌ی دیدار با فرزندشان را نداده‌اند. شاکر باقی، تاکنون از حق داشتن وکیل محروم بوده است و این احتمال وجود دارد که حکم اعدام وی هرلحظه اجرا شود.گفتنی است تاکنون 12 زندانی سیاسی و مدنی کرد در زندان های ایران با صدور حکم اعدام مواجهندو اسامی این دوازده نفر به این شرح است:1- فرزاد کمانگر، 2- فرهاد وکیلی، 3- علی حیدریان، 4- فصیح یاسمنی، 5- شیرکو معارفی، 6- زینب جلالیان، 7- شورش مهدی خانی، 8- رمضان احمد، 9- فرهاد چالش، 10- رستم ارکیا، 11- حبیب الله لطیفی و 12- احسان فتاحیان.
روژهه لات

تهمت و افترا به علما، توطئه جدید جمهوری اسلامی علیه اهل سنت!

در اقدامی کم سابقه جمهوری اسلامی ایران با تهمت و افترا بستن بر علما و روحانیون حقانی و دلسوز اهل سنت در پی ایجاد ذهنیت منفی اقشار مختلف جامعه اهل سنت خصوصا جوانان نسبت به علما شده است.
اخیرا در پی دستگیری مولوی رحمت الله علیزاده امام جمعه اهل سنت مشهد که وی را حکومت به خاطر حق گوئی و دفاع از مذهب حقه اهل سنت والجماعه دستگیر کرده است با وارد كردن اتهامات واهي و نسبت دادن فساد اخلاقي به ايشان در پی تخریب چهره این عالم ربانی و مجاهد نستوه برآمده است.
مولوی علیزاده که همواره با سخنرانی های روشنگرایانه خود خشم نظام را بر می انگیخت و تحت هیچ شرایطی حاضر به سکوت در برابر مظالم نظام نمی شد اخیرا توسط اطلاعات جمهوری اسلامی دستگیر گردیده و اتهامات نابجایی از جانب حکومت بر ایشان وارد شده است. به طوری که پرونده ایشان به منکرات!! ارجاع داده شده است؟!!
آنچه قبل از هر چیز ذهن انسان را به خود معطوف می کند اینکه مسئولین جمهوری اسلامی با وارد کردن اتهامات واهی به علمای اهل سنت چه مقاصدی را دنبال می کنند ؟
جواب این سوال می تواند موارد متعددی باشد که ما ذیلا به چند مورد اشاره می کنیم
۱ ـ« ایجاد ذهنیت منفی و بد بینی بین اقشار مختلف جامعه اهل سنت خصوصا جوانان، نسبت به علما» زیرا مسولین نظام به خوبی می دانند تا زمانی که جوانان جامعه اهل سنت علمای خود را به عنوان سرمشق و الگو قرار دهند در مقابل باج خواهی های نظام تن نخواهند داد و نخواهند گذاشت از آنها استفاده ابزاری شود.
۲ ـ «سرپوش نهادن بر اعمال ننگین نظام نسبت به علما و جامعه اهل سنت در ایران» از آنجا که نظام جمهوری اسلامی خود را طلایه دار وحدت بین مسلمین می داند هرگز نمی خواهد جهانیان بدانند که منادیان وحدت در واقع پرچم داران تفرقه هستند. و از طرفی چون شیعه در تمام جهان اسلام در اقلیت قرار دارد جهموری اسلامی نمی خواهد که با رو شدن چهره واقعی اش باعث تحریک دیگر حکومت ها بر علیه شیعیان شود.
۳ ـ یکی دیگر از دلایل این اقدام جمهوری اسلامی را می توان اینگونه بیان داشت، از آنجا که همه روزه با افشای زاویه ی جدیدی از فساد اخلاقی روحانیون و مراجع تقلید شیعه چهره جامعه روحانیت شیعه روز به روز منفورتر می گردد لذا نظام با این اعمال خود اقدام به تخریب چهره روحانیت اهل سنت می نماید تا اندکی از آب رفته را به جوی باز گرداند.
به هر حال بدخواهان اهل سنت می دانند و اگر هم نمی دانند اکنون بدانند که هرگز نمی توانند با این ترفندها دامن پاک جامعه روحانیت اهل سنت را لکه دار کنند.
دشمنان اهل سنت بدانند که جوانان اهل سنت عاقلتر از آنند که با یاوه سرایی آنان نسبت به علمای خودبدبین شوند.
نظام جمهوری اسلامی بداند که جامعه اهل سنت همواره پیشتیبان علمای خود بوده و هست و هرگز نخواهد گذاشت این تهمتهای ناروا آبروی علمای آنان را به خطر اندازد.
سنی نیوز

اینجا بلوچستان است!



اینجا بلوچستان است!
هنگامیکه صدای گلوله های جوانان مظلوم و ستمدیده بلوچستان بعد از سالها سکوت در سرزمین زیبا به صدا در آمد و فرزندان ایمان و اخلاص برای رهائی از ظلم و ستم و تجاوز اسلحه بدست گرفتند و جانیان را در جاده ها و خیابانها و کوچه ها به سزای اعمال ننگینشان رساندند ترس و وحشت مزدوران خونخوار رژیم پلید ولایت فقیه را در برگرفت و بعد از سالها زراندوزی و استثمار و استعمار ناگهان شوکه شدند و ترس از دادن ثروتهای اندوخته و سرزمین مستعمره وجودشان را فراگرفت و به فکر چاره افتادند تا این صدای خروشان را خفه کنند و جنایت را شروع کردند و کشتند و اعدام کردند و شکنجه دادند و ... تا شاید بیدن طریق بتوانند طلوع امید را تار کنند و جوانان این خطه را از مبارزه دور کنند اما با هر اقدام جنایتکارانه خشم و نفرت جوانان بیشتر شد و بیشتر و هر روز به سیل مبارزین افزوده می شد مردم بیدارتر از دیروز گشته و شوق جهاد و مبارزه در جوانان این دیار رو به فزونی گذاشت و ترس و وحشت شهریاریها و دهمرده ها را دیوانه کرد.
آنگاه که سران پاسداران پودر شده و در میدان انتقام خدا به هوا رفتند شهریاری و دهمرده دیوانه شده و دیوانه وار دستور تلافی داده و هزاران جوان بلوچ را به زندان انداختند ولی باز هم نتوانستند صدای حق خواهی را خاموش کنند و هر جوانی که اعدام می شد دهها نفر از خانواده وی به مبارزین می پیوستند اینجا بود که شهریاری و دهمرده مایوس شده و به فکر دیگر افتاده و علمای اهلسنت را دستگیر کردند تا با تذلیل و تحقیر نمودن علمای ربانی بتوانند از مردم انتقام بگیرند و اندکی از درد تاسوکی و مرصاد خاش و کوه سفید سراوان و بلوار انتقام را بکاهند اما این بزدلان نادان فراموش کرده اند که اینجا بلوچستان است ، اینجا خانه غیوران است ، اینجا منزل دلیر مردان تاریخ است ، اینجا ماوای عاشقان عمر و سعد و خالد است ، اینجا سرزمین مجاهدان راستین است و هرگز با چنین اعمال بزدلانه ای نخواهند توانست ذره ای تزلزل و یاس در دل غیور مردان این سرزمین ایجاد کنند.
اینجا مردمش صبور اما با غیرت ، اینجا مردمش مهمان نواز اما مقاوم ، اینجا بلوچستان است و سرزمین جوانانی سخت همچون تفتان.
من متجاوزان را مورد خطاب قرار می دهم و می گویم :ای متجاوزان بی دین و بزدل خوب بدانید شما در بلوچستان هستید و با ملت غیور و بزرگ بلوچ طرف هستید و این ملت وقتی بپا خواست دیگر بر هیچ متجاوزی رحم نخواهد کرد و همه را در امواج خروشان دریایش غرق خواهد کرد.
بلوچستان از آن مردمش هست و متجاوزان ظالم و کافر را دیگر جائی در بلوچستان نیست و بلوچستان همه را در آتشفشانش ذوب خواهد کرد.
شما فکر کردید با اعدام جوانان و طلاب و علمای بزرگوار راه مبارزه را ببندید و در مردم ترس بیافرینید؛ باید بگویم غلط پنداشتید ما هزاران شهید در راه عقیده و دفاع از سرزمینمان دادیم ما دهها عالم شهید دادیم و اگر این علما و جوانان شهید شوند نه تنها از جهاد و مبارزه باز نمی آئیم که عزم ما برای برچیدن نسل متجاوزان از سرزمین بلوچستان جزم تر خواهد شد و خون شهیدان ما را در مبارزه مصمم تر کرده و وجدانمان ما را راحت نخواهد گذاشت تا زمانیکه متجاوزان اشغالگر را به سزایشان برسانیم.
خوب به یاد بیاورید شیبکها و کاوه ها و زاهدشیخیها و شاهبازیها را که چه ذلیلانه به درک واصل شدند باز هم منتظر باشید که هزاران تن دیگر از شما متجاوزان به درک اسفل السافلین برسند.
مثل اینکه فراموش کرده اید که سپاهیانتان در بلوار ثارالله چگونه تار و مار شدند و یاد بیاورید تاسوکی را که چه با ذلت تباه شدید و به یاد بیارید مرصاد خاش را که پاسدارانتان چگونه در آتش خشم جوانان بلوچستان سوختند.
و به امید حق باز هم خواهند سوخت و شما یا نظاره گر و یا خود در آتش خواهید بود.
دلاور بلوچ

غربت در خانه


ميدانم که اول هر جمله اي را با نام خدا آغاز ميکنند و بعد دعاي خير خويش را به مردم مي فرستند.و من هم مي گويم به نام خالق يکتا ، به نام صاحب عدالت و آزادگي .و اما ديگر دعاي خيري در کار نيست و بجايش دعای نفرين مي فرستم.نفرين بر کساني که ما را در سرزمين خويش غريبه کردند .نفرين بر اهريمنان نفرين بر ظلم و نفرين بر کساني که سايه شوم بدبختي و نحوست را بر سر ما سايه افکندند..آري مي خواهم بار ديگر شما را محرم اسرار و نوشته ها و دردها و رنجهايم نمايم و راز دل برايتان آشکار کنم.و قصه اي ديگر از غصه هاي پر ا ز وا قعيت اين سرزمين پاک و نجيب و مظلوم را با شما بگويم.قصه تحقير ، قصه تهديد ، قصه اي از برگ سياه تقدير ، قصه اي از کاشانه داشتن و آواره بودن قصه اي از لحظه تلخ نبودن.نميدانم که هيچ براي شما اتفاق افتاده است که خود را در خانه خود غريبه احساس کنيد يا نه .اما من هر روز مي بينم و هر روز با تمام وجود احساس مي کنم و در دل به حال زار خويش و مردمم زار زار ميگريم.اشخاصي به عنوان نيروي انتظامی ، مرصاد ، بسيجي ، سپاهي و ......که تعدادشان هم کم نيست و در يک کلمه مي توان خلاصه کرد سارقان مسلح .سبز مي شوند و به هر بهانه اي گير ميدهندو به بهانه هاي مختلف سعي در تحقير آدم مي کننند .تحقيري که وجودت را خورد مي کند ، و دردناک تر از همه اين است که همه اين اتفاقات بيبشتر براي اشخاصي اتفاق ميا فتد که با لباس سنتي و بر حق در خيابان و کوچه و بازار قدم ميزني.و اين پست فترتان و عقده ايهاي روزگار آنان را به چشم آدمهاي اضافي مي بينند و وظيفه خود مي دانند که به هر طريق به انان گير دهند و غرور و شخصيت آنان را زير چکمه هايشان لگد مال کنند.و آنان را در زير باران سوالات نابجا و نابخردانه اشان غرق کنند.کي هستي ، از کجا مي آيي ، براي چه به اينجا قدم ميزني ، براي چه موهات بلنده ، واسه چي مو نداري.و حتي پا را فراتر نهاده و به توهين هم قناعت نمي کنند و تفتيش بدني را شروع مي کنند مثل اينکه مجرمند واقعا که بي شرمي و وقاهت را ديگر از حد گذرانده اند.به خوبي به ياد دارم که چند وقت پيش با يکي از دوستان در راه بازگشت از يکي از شهرهاي مرزي بودم که پليس آن منطقه که بلوچ هم بودجلوي ماشين ما را گرفت که شما ايراني هستيد و ما جواب داديم که نه ما بلوچ هستيم و پليس لبخندي زد و گفت که برويد برادران.اما همان روز وقتي از مرزگذشتيم و به قول معرو ف به خاک و سرزمين خود وارد شديم ، همه جا ترس از اينکه ماموران جلوي ما را مي گيرند و گير مي دهندو همه و همه فقط به خاطر اين هست که ما بلوچيم.و همينطور هم شد. چون در يکي از همين به اصطلاح ايست بازرسيهايشان الکي گير دادند و وسايل ما را مورد تفتيش قرار گرفتند و هر چند دنبال احترام آن پليس در کشور بيگانه گشتم چيزي و شباهتي بين رفتارشان ديده نمي شد.و تازه با تمام وجود فهميدم که يک نفر از جنس خودمان چگونه با ما رفتار مي کند.حداقل به جرم قوم و نژاد ديگر مورد توهين و آزار و اذيت قرار نمي گيريم.و با تمام وجود تحقير را حس کردم و آرزو کردم که اي کاش بلو چستان ما هم لااقل به اندازه انها آزادي داشت که ديگر در خانه خويش غريبه نباشيم.آري دوستان من اين حسي است که لحظه به لحظه به ما تزريق مي کنند و سعي و برنامه آنان هم همنطور است که ما را در سرزمين خود غريبه کننند که هيچ نقشي در تعيين سرنوشت خويش نداشته باشيم .همانطور که که هم اکنون اينگونه است.و براستي ما هيچ نقشي در تعيين خويش نداريم.به اميد روزي که ريشه ظلم و نژاد پرستي بخشکد و بلوچستاني براي بلوچ داشته باشيم و بلوچ در بلوچستان آزاد باشد

الف از پهره از دوستان دلاور

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت

سپاه در حال توطئه برای ایجاد درگیریهای قبیله ای در بلوچستان
به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که سپاه پاسداران انقلاب در اولین روزهای فعالیت منافقانه خود در بلوچستان به طور بسیار مشکوکی به مسلح کردن قبائل و طوائف بلوچ اقدام کرده است که این امر تبعات بسیار خطرناکی برای مردم بلوچستان در بردارد و این همان سیاست روزهای اول انقلاب است که با مسلح کردن یک طایفه و برانگیختن حس حسادت طوایف دیگر آنان را هم به مسلح شدن سوق می دهد و در نتیجه درگیریهای شدید و خطرناک طایفه ای و قبیله ای را پدید می آورد.
اخیرا سپاه پاسداران به سران طوایف و افراد ذی نفوذ و بسیاری از مزدوران ناشناخته اش دستور داده است که نزدیکان خود را مسلح نمایند و جواز حمل سلاح از سپاه دریافت نمایند و بسیاری از مردم بلوچستان که فریب سیاست فریبکارانه سپاه را خورده اند اقدام به خرید سلاح و اخذ مجوز و نمایش سلاح در شهرها کرده اند.
جنبش مقاومت جندالله ضمن محکوم کردن این اقدام شرمناک سپاه و فراهم کردن زمینه درگیریهای قبیله ای در بلوچستان از مردم و بویژه سفیدریشان و افراد ذی نفوذ می خواهد با درک مکرها و فریبهای سپاه از گرفتن سلاح با مجوز سپاه خودداری نمایند.
جنبش مقاومت طی این اطلاعیه از علماء و تحصیل کردگان و نخبگان جامعه می خواهد که با تشریح سیاستهای مزورانه سپاه مردم را از حقائق آگاه سازند تا باری دیگر بلوچستان دچار درگیریهای خونین قبیله ای نشود.
جنبش مقاومت در این اطلاعیه به مزدوران محلی رژیم هشدار می دهد از همکاری با سپاه پاسداران باز آیند وهر کس برای اجرای سیاستهای سپاه گام بردارد و یا اقدامی در راستای درگیری قبیله ای انجام دهد دشمن ملت بلوچ محسوب شده و جوانان این دیار با این گونه افراد با شدت برخورد خواهند کرد.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

بلوچستان سرزمین ما و حکمرانی دیگران!!؟؟

بلوچستان سرزمین ما و حکمرانی دیگران!!؟؟
بلوچستان سرزمین و موطن ماست که هزاران سال است پدران و اجداد ما در این سرزمین زیسته اند و حکومت خود را داشته اند ولی اکنون در بلوچستان ما دیگران بر ما حکومت می کنند و ما بردگان آنها شده ایم و نه تنها خود را مالک و صاحب سرزمینمان قلمداد می کنند که حق خواهی ما را با جنایت و کشتار و تجاوز پاسخ می دهند.

هنگامیکه وضعیت فعلی و برده گونه ملت بلوچ را می بینم به یاد سخنرانی یک آفریقائی در زمان آپارتاید حاکم بر آفریقای جنوبی می افتم که نلسون ماندلا قسمتی از آن سخنرانی را در کتابش (راه دشوار آزادی) نقل کرده است.

آن آفریقائی در جشن مخصوصی که برای بالغ شدن نلسون گرفته شده بود ( در آفریقا مرسوم بود که هنگام بالغ شدن نوجوانان جشن گرفته می شد و به آنها هدایائی داده می شد)

چنین گفت:(اکنون پسران جوان ، ثروتمند و زیبای ما ، گلهای قبیله خوسا (قبیله نلسون) ، غرور ملت ما در اینجا نشسته اند .ما مراسمی را به پایان رسانده ایم که به آنها وعده مرد شدن می دهد اما من در اینجا می گویم که این وعده ، وعده ای پوچ و خیالی است ، وعده ای که هیچ گاه نمی تواند عملی شود ، چون ما ، مردم خوسا و همه سیاهان آفریقای جنوبی ملتی شکست خورده هستیم . ما در کشور خود اسیر و برده هستیم .ما در خاک خود مستاجر و بدون زمین هستیم . ما از داشتن هرگونه قدرت و کنترلی بر سرنوشت خود در سرزمین محل تولد خود محرومیم . جوانان ما به شهرها می روند و آنجا در حلبی آبادها زندگی می کنند و الکل می نوشند و همه اینها به این دلیل است که ما زمینی نداریم که به آنها بدهیم تا روی آن کار کنند و در آنجا خوشبخت و مرفه باشند و زاد و ولد کنند . آنها در اعماق معدن مردهای سفید پوست ، ریه های خود را با سرفه بیرون می ریزند ، سلامتی خود را از دست می دهند و هیچگاه روی خورشید را نمی بینند تا مردان سفید پوست بتوانند با راحتی و خوشبختی زندگی کنند.درمیان این جوانان روسائی وجود دارند که هیچ گاه ریاست قبیله ای را نخواهند داشت زیرا ما قدرت حکومت بر خودمان را نیز نداریم . درمیان این جوانان سربازهائی هستند که هیچ گاه در جنگ شرکت نخواهند کرد چون سلاحی برای جنگیدن نداریم در میان آنها استادانی هستند که هیچ گاه تدریس نخواهند کرد چون محلی برای تدریس نداریم. توانائیها ، هوش و ذکاوت و آروزهای این جوانان در راه تلاش برای تامین زندگی خود از طریق انجام ساده ترین و بی اهمیت ترین کارها برای سفید پوستها به باد خواهد رفت.هدایائی که امروز به این جوانان دادیم بی ارزش هستند ، چون قادر نیستیم بزرگترین هدیه که همان آزادی و استقلال است به آنها ببخشیم.)

این کلمات را چندین بار خواندم و باز هم خواندم و هر کلمه آن من را به یاد بلوچستان می انداخت که ما چگونه در سرزمین خود هیچ اختیار و اقتداری بر سرنوشت خود نداریم و چگونه جوانان ما به جای تحصیل دنبال بی اهمیت ترین کارها هستند و چگونه اشغالگران سرزمینم ملتم را مورد تحقیر و تذلیل قرار می دهند و چگونه خانه های مالکان این سرزمین بر روی خواهران و مادرانم ویران می گردند و چگونه ناموسم مورد تعرض بیگانگان بی شرف قرار می گیرد و ناگهان به ذهنم آمد که آپارتاید در بلوچستان به مراتب بدتر از نمونه اش در آفریقای جنوبی است زیرا این آفریقائی به آسانی توانست حرفهای دلش را بزند اما اگر من شمه ای از این حرفها را بزنم فردایش طناب دار گلویم را خواهد سائید ولی به هر حال پیروزی سیاهان بر آپارتاید در آفریقا روزنه امید را بر رویم می گشاید و به امید روز پیروزی دلم آرام می گیرد و از سوئی قیام جوانان بلوچستان امیدم را به یقین تبدیل می کند و به یقین می دانم که روزی در سرزمینم آزادخواهم بود و ملت بلوچ را حاکم بر سرزمینشان خواهم دید.

دلاور بلوچ

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

همه باهم جرقه ای ایجاد کنیم که آتش مهیبش بنیان نژادپرستی را بسوزاند

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) با دعوت کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل یکی ازتشکلهای غیر دولتی بود که در اجلاس ضد نژادپرستی دول عضو ملل متحد حضور یافت. فاخته زمانی، فعال حقوق بشر آذربایجانی و دبیر این تشکل از معدود شخصیتهای غیردولتی جهان و تنها شخصیت غیردولتی از ایران بود که برای سخنرانی در خصوص مسئله نژادپرستی در ایران به این اجلاس دعوت شده بود. اجلاسی که به آن عنوان « دوربان ۲» نیز داده می شد. فاخته زمانی همچنین روز پنجشنبه ۲۳ آوریل ۲۰۰۹ در پانلی با عنوان"”VOICES در مورد سیستم راسیستی و نژادپرستانه استقرار یافته در سرتاسر جامعه ایران سخنرانی کرد.
ترجمه متن فارسی این سخنرانی چنین است:
من فاخته زماني بنيان گذار و دبير کنوني انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران (آداپ) هستم. در طول سه سال اخير، با اين اميد که در خصوص مبارزه گروه هاي اقليت براي دستیابی به حقوق زباني و فرهنگي آگاهي دهم، در مناطق مختلف آمريکا و اروپا مسافرت کرده و در فوروم هاي متعدد صحبت کرده ام. عليرغم دريافت تهديد هاي بيشمار براي متوقف کردن کارم، نهايت سعي ام را بکار برده ام تا صداي آنهائي را که قرباني نقض حقوق بشر شده اند و همچنين صداي اعضاء خانواده و دوستاني که از آنها حمايت ميکنند را انعکاس دهم، آناني که صرفا به خاطر استفاده از زبان مادري خود و يا براي درخواست حق تحصيل به زبان مادري خود زنداني شده و اغلب نيز مورد شکنجه قرار گرفته اند. اين آزادي هائي است که ما يک امر بديهي ميدانيم و نقض آن نشانه هائي از يک سيستم گسترده نژادپرستي است که در سراسر جامعه ايران وجود دارد.متاسفانه من خود به عنوان يک ايراني با اتنيک آذربایجاني، اين نژادپرستي را در جريان رشد خود تجربه کرده ام و در نتيجه شخصا" خودم با آنهائي که در معرض اين نوع نژادپرستي هستند احساس همدردي ميکنم. بسيار خوشحالم که اين فرصت را يافته ام که در کنفرانس دوربان و در «صداها - Voices» حضور يابم تا ماهيت نژادپرستي و نقض حقوق بشر در ايران را براي آنهائي که تلاش ميکنند تا نژادپرستي را افشا کنند و يا با آن در افتند روشن سازم. اما قبل از شروع، بايستي اين را روشن کنم که در اينجا يک نژاد و يا گروه مشخصي را مورد اشاره قرار نميدهم. من اينجا آمده ام تا در خصوص نژادپرستي ايراني به مثابه يک معضل اجتماعی بحث کنم. آن نژادپرستي که از آن صحبت ميکنم نه تنها از طرف حکومت اعمال ميشود بلکه بر آمده از سوي کليت جامعه ايرانی است. اين يک سيستم غير انساني سرکوب است که از سالهاي کودکي شروع شده و کل زندگي شخص را تحت تاثير قرار ميدهد و از آنجائي که نصف جمعيت ايران از گروه هاي اقليت تشکیل شده است، در نتیجه ضروري است که اين نژادپرستي هم اکنون در رأس توجه قرار گیرد.
ميخواهم ابتدا با نمايش تجربه شخصي خود در جريان رشدم به عنوان عضوي از يک اقليت اتنيکي در ايران شروع کنم. من در خانواده اي بزرگ شدم که همانند بيشتر آذربایجاني ها، در خانه به زبان مادری خود صحبت ميکرديم. پدر و مادرم به تاريخ، زبان و فرهنگ خود فخر ميکردند و طبعا” من نيز همين احساس را داشتم. آنان از خدمات درخشان آذربایجاني ها به جامعه ايران داستانها نقل ميکردند که در نتيجه آن، حقيقتا خودم را از نواده گان مردمی قدرتمند و مهم حس ميکردم.
البته همه اينها از وقتي که وارد مدرسه ابتدائي شدم عوض شد. در اينجا بود که نژادپرستي را، نه ازطرف همکلاسي هايم، بلکه در نهايت حيرت از طرف معلمينم تجربه کردم. ما مجبور بودیم که فارسي حرف زدن در کلاس را ياد بگيريم چرا که استفاده از زبان مادري خودمان يک خطاي جدي محسوب مي شد. کتاب هاي درس تاريخ ما وقايع تاريخي را بطور کامل به نفع شکوه نژاد فارس تحریف کرده بود. هيچ يک از ما به کتاب هاي درسي که به زبان مادري مان نوشته شده باشد دسترسي نداشتيم. فرهنگ فارس به عنوان هويت مشترک همه ايرانيان تعریف ميشد. نقش مهم ترکهاي آذربایجاني در تاريخ ايران ناچيز قلمداد ميگرديد. در خيلي موارد به آذربایجاني ها خصلت غير انساني اطلاق شده و آنها بصورت وحشيان و بيگانگاني مورد اشاره قرار ميگرفتند که در تاريخ بزرگ امپراطوري فارس اخلال نموده اند. در مدرسه به رعايت اکيد مواد درسي نظارت ميشد.
انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني (آداپ)

به رسميت شناختن کوسوا توسط عربستان سعودى



مردم كوسوا روز دوشنبه 20/4/2009 را برای همیشه بخاطر خواهند سپرد ، در اين روز وزیر امور خارجه ی پادشاهی سعودی اعتراف رسمی کشور خود به ، دولت تازه تاسیس (كوسوا) که مسلمانان 92 در صد از جمعيت آن را تشکیل می دهند اعلام کرد. در حالیکه روزهای قبل از این اعتراف هواداران ومخالفان دولت کوسوا مشغول کشمکش بودند.گفتنی است که به دنبال به رسمیت شناختن کوسوا از سوی جزایر مالدیو و ادعای بهجت باتسولى بازرگان مشهور كوسوایی مبنی بر نقش شخصی وی در آن واینکه وزارت خارجه ی کوسوا نتوانسته است به وظایف خود در این زمینه عمل کند، بحث وجدال سختی میان کوسوا و صربستان از یک سوی وهواداران ومخالفان دولت از سوی دیگر براه افتاد، وهم اکنون همین سناریو نیز در رابطه با جزایر قمر در حال تکرار است و باتسولى بنوبه ی خود ادعاى قبلى خود را در اين مورد تكرار كرد، وی هفته ی گذشته ی نیز عازم لیبی شد تا نظر این کشور را برای به رسمیت شناختن استقلال کوسوا به دست آورد .مطبوعات كوسوا فعاليت هاى باتسولى را به دو گونه ى متفاوت منعكس كردند ، برخى آنرا تأييد وبرخى ديگر از اين فعاليت ها انتقاد كردند و اعلام داشتند كه هدف باتسولی از اين فعاليت ها"تلبيغات سياسى" برای شخص وی وهمچنین برای حزبش موسوم به "ائتلاف براى كوسواى نوين" مى باشد، تا بتواند در انتخابات پارلمانى سال 2010 موفقیت هایی بدست آورد . در حالى كه مطبوعات طرفدار باتسولی اقدامات وی را به عنوان بهره بردارى از روابط تجارى با كشور هاى عربى واسلامى به نفع كوسوا قلمداد كردند .موضعگيرى سياسى مطبوعات كوسوا نسبت به دستآوردهاى باتسولى به حدى رسيد كه يكى از روزنامه هاى اين كشور بنام "زيرى"، با درج تیتر بزرگی در صحفه ی اول خود به صورت یک سوال پرسید :" وزير خارجه ى كوسوا کیست ؟ اسكندر حسين ويا بهجت باتسولى ؟از سوی دیگر بحران میان برشتینا وبلگراد در هفته ی گذشته ناشی از تلاش هر ودو طرف برای ارائه ی دلايل واعتراضات خود به دادگاه بین المللی بود، این دادگاه مخالفت صربستان با استقلال كوسوا را به زودى بررسی خواهد کرد . در حالیکه حکم دادگاه بین المللی لازم الاجرا نیست وفقط جنبه ی مشورتی دارد ، اما برخى كشورها ترجیح می دهند در انتظار تصمیم نهایی دادگاه مزبور بمانند كه در پايان سال 2010 و يا آغاز 2011 اعلام خواهد شد .به رسميت شناختن استقلال کوسوا توسط پادشاهی سعودی مردم كوسوا را که نسبت به مواضع کشورهای عربی واسلامی دچار سردرگمی بودند، امیدوار کرده است ، مقامات اين كشور از اين اقدام سعودى به گرمی استقبال كردند، كوسوا در تاريخ 17/2/2008 استقلال خود را اعلام كرد، و تا كنون توانسته است اعتراف رسمی 58 كشور را به دست آورد . فاتمبر سيديو، رئيس جمهوری كوسوا ضمن استقبال گرم از اين اقدام پادشاهی سعودی ، آنرا "فرصت خوبى براى بهبودى روابط تازه ميان دو كشور" دانست.از سوى ديگر وزير خارجه ى كوسوا كه چند ماه پيش جهت اداى عمره از مكه مكرمه ديدار كرد، اين تصمیم سعودى را "به دليل جايگاه وموقعیت اين كشور در سطح جهان اسلام، براى كشور خود بسيار مهم" دانست، وى افزود كه به اعتراف رسمی توسط سعودى، ديگر كشورهاى عربى واسلامى را نيز به چنين اقدامی تشويق خواهد کرد .يكى از سياستمداران كوسوایى با اشاره به برسميت شناختن کشورش توسط سعودى مى گويد: " نتائج اين اقدام پادشاهی سعودى طى روز هاى آينده روشن خواهد شد، هر چند که امارات متحده ی عربی اولین کشور عربی است که کوسوا را به رسميت شناخت اما اقدام "برادر بزرگتر" می تواند تاثیر فوری و سریعی را بر دیگر کشورهای خلیج و سایر کشورهای عربی بر جای نهد.
منبع :روزنامه ی الحیات چاپ لندن
ترجمه وتلخیص العربیه فارسی

ملت مبارز بلوچ و اهل سنت ایران انتخابات رژیم آخوندی را تحریم مینماید


ملت مبارز بلوچ و اهل سنت ایران انتخابات رژیم آخوندی را تحریم مینماید

بیا بر خیز و شمشیرت بغران...به تیغ تیزگردن را ببران



در این دریای خون لاله زاران
در این دشت کویر سوگواران

در این جنگل سرای سربداران
چه راهی جز خروج سرمچاران
بپا خیزید ای مردان بی باک

دلاور مردمان خطه پاک
که اینک وقت جنگی بی امان است
حقوق و خون خلقم پایمال است

چه گویم از کدامین درد فریاد
ز خونابه ز این بیداد بیداد

بیا بنگر که حق مادر این بود
تعدی بر سر خواهر چنین بود

چه شد آن یال و کوپالت دلاور
صدای تیر و شلاقت دلاور

چه شد آن تیغ تیز مرگبارت
صدای بلبل خوشخوان یارت

بیا بر خیز و شمشیرت بغران
به تیغ تیزگردن را ببران

بتازان اسب عزت را که جنگ است
که اینک وقت بیداد تفنگ است

بپا خیزید ای مردان بی باک
دلاور مردمان خطه پاک

که اینک بلوچستان به جنگ است
نبردی پر خروش و بی درنگ است


یار محمدزهی- خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com


.

نظرات بازدید کنندگانی از آژانس خبری تفتان

نظرات دوستان بازدید کننده:
دلاورعزیز خسته نباشید من به عنوان یک بلوچ از بلوچستان غربی که در حال حاضر در تصرف و اشغال دولت ایران بوده و چند سالی است که دولتمردان ایران اختیار حکمرانی بلوچستان را رسما به زابلیها واگذار نموده اند و این زابلیهای از خدا بی خبر نیز مدعیان حکومت در بلوچستان هستند لذا جان و ناموس مردم شریف بلوچ برایشان ارزشی ندارد لذا از عموم ملت ستمدیده بلوچستان تقاضامندم که دست از مبارزه نکشند و بدانند تنها راه ازادی ملت بلوچ از دست حکمرانان زابلی فقط و فقط مبارزه مسلحانه می باشد .
به امید پیروزی حق علیه باطل
..........
دوست عزیز سیستان بخش و جزیی لا ینفک از بلوچستان است همچون سرباز و یا دشتیاری و بلوچ هرگز از حقش نخواهد گذشت حتی از یک وجب آن
اینکه اینها تبلیغات می کنند و فقط اسم سیستان استفغاده می کنند اصلا نگران نباشید زیرا فرزندان بلوچستان بیدارند و منتظر و ...
کریم بلوچستانی
........
کریم بلوچستانی عزیز درود و سلام بر شما
در اینکه شما و سایر دوستان عزیز غافل نیستید شکی در ان وجودندارد لعنت بر منکر ان . دوست عزیزم بعد از تصرف بلوچستان غربی توسط ارتش رضاخانی و تا قبل از سال 57 شمسی از لحاظ تقسیمات کشوری آن زمان به کل استان سیستان و بلوچستان فعلی و نصف استان کرمان و هرمزگان و جنوب استان خراسان کلا به عنوان بلوچستان شناخته و رسمیت پیدا کرده بودند و سیستان فعلی به عنوان بخش 1 بلوچستان شناخته می شد که اسناد رسمی منازل مسکونی قدیمی در زابل گواه و مصداق حرف بنده می باشند در اینگونه اسناد حرفی و یا نوشته ای در مورد سیستان وجود ندارد بلکه از ان در دفاتر رسمی به عنوان بخش 1 بلوچستان یاد می شود و یا سراوان به عنوان بخش 6 بلوچستان معرفی گردیده است حال سئوال اینجاست که ایا کلمه سیستان بر بلوچستان تقدم دارد ایا جایز بوده که ما از کلمه بلوچستان صرف نظر کرده وان را حذف نموده و فقط از کلمه سیستان استفاده بنمائیم .دوستان عزیم با توجه به اینکه جمعیت 50درصدی سیتان را بلوچها تشکیل می دهند و طبق قرائن و شوهد تاریخی زیادی زابل یکی از شهرهای بلوچستان اشغالی می باشد به امید روزی که مرزهای مابین سه بلوچستان برداشته و ملت بلوچ نیز بتوانند خودشان کشور و سرزمینشان را اداره بکنند .
ت . ر . از بلوچستان غربی
................
منبع : آژانس خبری تفتان

مبارك باد شما راداشتن چنين جوانان غيوري



در مبارزات با ظلم؛و ظالم؛جور وستم در هر منطقه متناسب با فرهنگ ؛مذهب ؛آداب؛رسوم آن منطقه نوع خاصي از مبارزه جهت دفاع از حق و حقوق ؛پاسداري از مذهب و آبرو و سرزمين ومبارزه با رژيم حاكم و فاجر برگزيده مي شود كه بتواند جوابگو و موفقيت آميز باشد در حالي كه خيلي از گروههاي اپوزسيون با نا اگاهي از شرايط ؛اوضاع و احوال مناطق بلوچستان و اهل سنت و فشار حاكم بر اين مناطق سعي در تشويق مبارزين به اتخاذ روشهاي مبارزه به صورت سياسي و تشويق مردم به نافرماني مدني و ترويج مبارزه منفي را در ميان مردم را دارند آري منكر اين نمي شويم كه اين مبارزات جوابگو و كارساز نيست ولي بايد اين نكته را فراموش نكنيم كه اين نوع از مبارزات اوضاع و احوال خاص خود را مي طلبد كه در منطقه بلوچستان و مناطق سني نشين با وجود خفقان ؛ سركوب شديدوتوجيه مذهبي سردمداران رژيم با كشتن مردم بلوچ واهل سنت هر گونه حركت يا عملي در اين راستا با عكس العمل شديد و قتل و غارت مردم بيگناه روبه رو خواهد بود با توجه به لبريز شدن كاسه صبر مردم و شدت ظلم و ستم رژيم آخوندي در اين منطقه ومهمتر از همه مبارزه علني رژيم جهت حذف مذهب اهل سنت در ايران و در جهان با اين سوال روبه رو مي شويم زماني كه ظلم و ستم و استبداد از حد بگذرد و انسان هيچ يار و مدد گاري نداشته باشد چه كار مي كند؟ جوانان مسلمان اهل سنت امروز در سراسر ایران با نگاه به شريعت مجبور شده كه از دين؛سرزمين؛وآبرو و جان خود به دفاع برخيزند و در اين راه با تمام مسائل و روشهاي اسلامي كه شريعت و اخلاق اسلامي آن را تائيد مي كند از حق و حقوق ؛سرزمين ؛عزت ؛و مردم اهل سنت به دفاع بر خواسته اند
آري عزيزان افراد پاك طينت مرگ را بر زندگي ذلت بار ترجيح ميدهند و چنانچه رژيم از ظلم و ستم خود دراين مناطق نكاهد و به خواسته هاي به حق و مشروع جامعه اهل سنت احترام نگذارد شيوه مبارزات به صورت جديدي از طرف دلير مردم اهل سنت سراسر ايران با رژيم فاجر آخوندي در راه است كه سراسر ايران را فرا خواهد گرفت انجام عملياتهاي شهادت طلبانه ؛اين حملات از بزرگترين انواع جهاد در راه خداست كه بعضا از اين نوع عمليات به عنوان حملات انتحاري نام مي برند كه اشتباه و گمراه كننده است پسجمله استشهادي؛فدايي ؛دليرانه؛و شهادت طلبانه هيچ ربطي به انتحار (خودكشي )ندارد؛خودكشي كه فردي با رهايي از مصيبتهاي دنيا و با انگيزه فردي خودش را به قتل مي رساند ولي مجاهد براي دين الله و برادران ديني خود دست به چنين اقدامي ميزند براي رهايي از زندگي ذلت بار كه مغاير با تعاليم اسلامي مي باشد.
خودكشي كننده ناميد از رحمت خداوند است و مجاهد سرشار از اميد به رحمت خداوند است و با اين اسلحه جديد با دشمنان خدا مي جنگد اين شهامتي است كه خداوند در دل مجاهد پيدا كرده تا به صورت بمب انساني در ميان دشمنان خداو ملت منفجر شود دشمناني كه در مقابل اين جوان سر به كف عاجز خواهند شد اين جوانان از سرزمين اسلامي ؛دين ؛جان و مال مسلمانان و آبرو و عزت آنان پاسداري مي كنندو آنها راهي براي مبارزه با دشمنان مغرور و لجوج جزء اين نمي بينند پس مادامي كه نيت آنها خالص باشد شهيد گفته مي شوند . اينها تروريست نيستند بلكه در برابر كسي كه به دين؛ سرزمين ؛و آبروي آنها تجاوز مي كند و حق آنها را غصب نموده و آينده انها را گرفته است مقاومت مي كنند سردمداران و پرچمداران ظلم و ستم اگاه باشند كه امروزه دهها نه بلكه صدهها مرد وزن آمادگي اين نوع از مبارزه را دارند.
اي كسانيكه براي اين نظام خط مشي تعيين مي كنيد اسلام را چگونه تفسير كرده ايد اسلام ابزاري نيست براي رسيدن به منافع شخصي و تحريف آن جهت اعمال سليقه اي بدانيد كه اسلام منشوري است براي درست و پاك زيستن نه تنها اسلام بلكه همه اديان آسماني قبل از اسلام را خداوند براي سعادت بشر نازل فرمود و تمام اديان آسماني دعوت به امنيت ؛سلامت؛ و اداي حقوق هر فرد مي دهند و ظلم و فساد وانسان كشي را طرد مي كنند
لازم است اين نكته را متذكر شويم كه ؛قشر دانشگاهي و روشنفكران اهل سنت بيشترين درصد را در بين جوانان و اقشار ديگر جامعه جهت انجام عمليات استشهادي را به خود اختصاص مي دهند جواني كه بر بدنش مواد منفجره مي بندد يا ماشين حامل مواد منفجره را به مركز دشمن برده و منفجر ميكند در او فرار از زندگي يافت نمي شود بلكه او با ايماني راسخ و شوقي سرشار به لقاء خداوند و دفاع از حريم اسلام ؛ملت ؛ناموس؛ وآبروي جامعه جان مي دهد او شهيد است و نوشيدن جام شهادت هر مرد وزني را ارزوست
انجمن شاهد

منبع : آژانس خبری تفتان

وجود متجاوزان ریشه همه مشکلات است


از آنجائی که رژیم در جنگ علیه مردم بلوچ شکست خورده است در صدد است با القای نظرات نادرست چهره ای دیگر از مبارزه به نمایش بگذارد و مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی جامعه را نشات گرفته از مبارزه در بلوچستان معرفی نماید تا بدین صورت به اهداف شومش برسد.بلندگوهای رژیم چنین به صدا در آمده اند : همین عملیاتها مانع رشد و ترقی بلوچستان می باشد!! و درگیریها مانع سرمایه گزاری غیر بومیان در بلوچستان می باشد!!و جنگها مانع ورود نیروهای متخصص به بلوچستان می باشد !!مبارزه موجب رکود اقتصادی بلوچستان می باشد !! و بازاریان و تاجران متحمل ضرر می شوند!ماموران رژیم با طرح چنین سخنان پوچ و بی اساسی به زعم خود فکر می کنند می توانند بین مردم و مبارزین فاصله بیاندازند و به نفع خود بهره برداردی نمایند ،آنان چنین می اندیشند که مردم نادان و فاقد درک و شعور سیاسی می باشند و ترفندهای رژیم را نمی فهمند و چنین مسائل را وارونه جلوه دادن مردم را از مبارزین دور می نماید غافل از اینکه مردم بلوچستان دیگر آن مردم گذشته نیستند که با چنین دسیسه های جاهلانه و بی وقعتی حقائق را درنیابند.امروز مردم بلوچ به شعور سیاسی دست یافته اند ومسائل را خیلی بهتر از آن که متجاوزان ارائه می دهند درک می نمایند و هرگز با دروغهای رژیم منحرف نمی شوند ولی وزارت اطلاعات به تلاشهایش در این زمینه ادامه میدهد و با ساخت دروغ در کارخانه دروغ سازی مزدوران خود در منطقه را آپدیت می کند تا بین مردم به اشاعه دروغ پردازند.در برابر این دروغها بنده چند سوال مطرح می کنم که مشکلات در بلوچستان کجا سرچشمه می گیرد ؟آیا مشکلات اقتصادی و فرهنگی بلوچستان بعد از قیام مبارزین پدید آمدند یا پیشینه تاریخی دارند دارند؟ و حاکمان تهران هیچگاه نخواسته اند این خطه به رشد اقتصادی و فرهنگی و علمی نائل گردد؟با نگاهی کوتاه به موقعیت اقتصادی بلوچستان در می یابیم که این سرزمین بنابر داشتن صدها کیلومتر مرز دریائی و صدها کیلومتر مرز خاکی و داشتن معادن بیشمار زیر زمینی دارای نیروی عظیم اقتصادی است که هرگز از بالقوه بودن به سوی بالفعل شدن حرکت نکرده است.و از آغاز تاکنون سهم مردم بلوچ از این سرمایه ها فقط و فقط منحصر در قاچاق کالا بوده است که به هیچ وجه نمی تواند منبع اقتصادی به شمار بیاید بلکه شغل کاذبی است و این فعالیتها نه اراده مردم بلوچ بوده بلکه در پشت سر آن قدرت رژیم بوده است که مردم بلوچ را با شغلهائی مشغول ساخته که فقط با مسدود نمودن مرز هزاران نفر از گرسنگی می میرند! آیا واقعا سهم مردم بلوچ مالکان اصلی سرزمین از مرز آبی و خاکی فقط همین است ؟؟؟اما سهم مردم بلوچ در سرمایه گذاریهای کلان و اقتصاد نافع و پایدار ناچیز است و همه شرکتهای اقتصادی به بیگانگانی که هیچ حقی در این سرزمین ندارند واگذار می گردد و این کار در راستای تثبیت پای متجاوزان در بلوچستان می باشد که هیچ سودی برای مردم ندارد و این نیروهای خارجی حتی در استخدام نیروی کار به جای استخدام جوانان بیکار بلوچ از نیروهای غیر بومی و خودی استفاده می نمایند. به طوری که آمار بیکاری در بلوچستان بیداد می نماید.آیا باید غیر بومیان در این سرزمین سرمایه گزاری کنند و سرمایه داران بلوچ مجبور باشند برای حفظ ثروت خود درکشورهای عربی و پاکستان سرمایه گزاری کنند ؟علت سرمایه گزاری سرمایه داران بلوچ در کشورهای عربی و خارجی چیست و چرا در بلوچستان خودشان سرمایه گزاری نمی کنند تا چند جوان بلوچ در کارخانه هایشان مشغول باشند شاید برخی از حقیقت مطلع نیستند و آنها را مقصر بدانند اما حقیقت این است که سرمایه داران بلوچ وقتی پا به این سرزمین نهند جایشان مراکز تجاری نیست بلکه دفاتر وزارت اطلاعات می باشد چرا؟ اولا رژیم توان دیدن رشد اقتصادی این مردم را ندارد و نمی خواهد کسی دارای سرمایه شود و چنانچه کسی موفق به جمع سرمایه شود جایش بلوچستان نیست! چرا؟اینها همه نشانگر سیاستهای تبعیض آمیز رژیم ولایت فقیه است تا مردم بلوچ دارای منبع اقتصادی سالم نباشند و بدین صورت هر وقت دست از پا خطا کنند و خواهان حقوق خود شوند منابع لرزان اقتصادی آنان را مسدود نمایند و آنگاه هیچ کس را یارای حق طلبی نباشد.اما در زمینه علمی و فرهنگی فقط کافیست دانشگاه بلوچستان به عنوان مثال ذکر گردد ؛ این دانشگاه با اینکه دومین دانشگاه بزرگ کشور می باشد تعداد دانشجویان بلوچ در این دانشگاه انگشت شمار هستند و این نشانه عمق تبعیض رژیم بر مردم بلوچ می باشد.نوجوانان و جوانان بلوچ ابتدائا از فقر اقتصادی رنج برده و نمی توانند به دانشگاه راه یابند و کسانیکه با هزاران مشکل تحصیلات ابتدائی و ثانوی خود را به پایان می رسانند در برابر دانشگاه با دیو گزینش مواجه شده که هزاران سوال را باید در مورد دین و مذهب و ملیت و افکار و اندیشه های خود پاسخ دهند و به مشکل جوان بلوچی از این معرکه جان سالم بدر برده و به دانشگاه راه می یابد.اما چرا با این تبعیض مواجه می شوند؟چون بلوچ هستند و اگر علم و دانش را فراگیرند با حقوق خود آشنا می شوند و آنگاه برای ظالمان و متجاوزان مشکل ساز می شوند.متجاوزان در سرزمین بلوچستان به هیچ عنوان خواهان رشد علمی جوانان بلوچ نیستند!!اما صحنه سیاسی بلوچستان چنان تاریک است که گویا ملت بلوچ مهاجرانی هستند که از کشوری دیگر به این نقطه کوچ کرده اند و هیچ قدرتی در تعیین سرنوشت خود ندارند و این از یک دو سال نیست بلکه از سی سال پیش تاکنون مردم بلوچ مانند آوارگانی هستند که در سرزمینی دیگر به سر می برنداین سرزمین از آن مردم بلوچ است و مردم بلوچ باید در آن حکومت کنند و برای پیشرفت و رشد همه جانبه آن تلاش نمایند و هر تلاشی که از سوی بیگانگان می شود هدف شومی در آن نهفته است و آن چیزی جز تثبیت پایه های استعمار نمی باشد.مردم بلوچ این حقیقت را دریافته اند و می دانند که نیازی به کمک متجاوزان ندارند و خود می توانند بر خود حکومت کنند و خود می توانند عنان سرزمین خود را در دست داشته باشند.برخی تبلیغ می کنند که پس از تاسوکی سرمایه گذاران غیر بلوچ منطقه را ترک کردند که این امر مایه خوشحالیست و مردم بلوچ همین چیز را می خواهند که متجاوزان منطقه را ترک نمایند.فقر و بیکاری و بی سوادی سوغات همین متجاوزان برای مردم بلوچ می باشد و به امید حق پای متجاوزان از این سرزمین برای همیشه قطع خواهد شد.

دلاور بلوچ

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

ما پیروزیم چون الله با ماست

ما پیروزیم چون الله با ماست

یکی از مبارزین سرمچار جنبش پیش از عملیات غرورآفرین فتح المبین 17 اسفند


انتخابات دروغین رژيم را تحریم کنید


انتخابات دروغین رژيم را تحریم کنید
شرکت در انتخابات یعنی توهین به شعور و شخصیت خود به عنوان یک انسان دارای عقل و خرد .براستی چرا باید در انتخاباتی شرکت کرد که در مرحله اول تعدادی آخوند دست چین شده توسط خامنه ای در شورای نگهبان افرادی را از بین کاندیداها جدا میکنن و به عنوان نامزد ریاست جمهوری به مردم معرفی میکنن یعنی مردم شما قدرت تشخیص ندارید.بعد از انتخاب شدن رئیس جمهور حتی اگر این شخص 70میلیون رای هم آورده باشند تا حکمشان توسط این مردک خامنه ای تنفیض نشود رای 70 میلیون باطل است !! و توهینی از این بالاتر که شخص خامنه ای بارها گفته این مهم نیست که به چه کسی رای میدهید این مهم است که در انتخابات شرکت کنید یعنی شما شرکت کنید ما خودمون انتخاب میکنیم !!

پس شرکت در انتخابات دروغین رژیم توهین به انسانیت و شعور خود است.
منبع : دزک نیوز

نظام طهران … افتعال الأزمات لستر العورات

لقد أثبتت الوقائع والأحداث التي مرت بها إيران ‘والمنطقة عامة‘ خلال العقود الثلاثة الماضية بما لا يدع مجالا لشك ‘ان نظام الملالي مصاب بالإدمان على خلق الأزمات و الصراعات السياسية ‘ حيث لا يترك يوما واحدا يمر دون افتعاله أزمة جديدة‘ سواء على الصعيد الداخلي أو مع محيطه الخارجي .
فمنذ ثلاثون عاما و هذا النظام يطالعنا كل يوم بأزمة سياسية جديدة يفتعلها ‘ حتى غدا ذلك أصل من أصول فعله السياسي. ومن خلال متابعة مجريات الأحداث والصراعات السياسية التي افتعلها النظام الإيراني في المنطقة ‘ يتبين ان اغلب هذه الأزمات كانت أسبابها مصطنعة وهي تأتي إما مقدمة لأحداث ينوي القيام بها ‘ أو أنها وسيلة للتغطية على فضيحة سياسية ما تتعارض مع القيم الإنسانية و قواعد العلاقات الدولية ثبت تورطه فيها ‘ و لهذا يهرع حكام طهران لافتعال أزمة جديدة يحاولون من خلالها حرف أنظار الرأي العام وإشغاله بحدث جديد للتغطية على فضيحتهم التي تم كشفها .
آخر أزمات النظام الإيراني المفتعلة ‘ وليس أخيرها ‘ موضوع تسمية الخليج العربي ‘ هذا الموضوع الذي أصبح في الأيام الأخيرة الشغل الشاغل للسلطات الإيرانية وأبواقه الإعلامية‘ التي لا يقل دورها الإرهابي دورها في حروب الملالي عن ما تقوم به فيالق الحرس الثوري من جرائم وأعمال إرهابية في داخل إيران وخارجها ‘حيث قامت طهران في الأيام الماضية بشن حملة سياسية وإعلامية غير مسبوقة حول هذا الموضوع ‘ و قد عمدت الى عقد الندوات والمؤتمرات التهريجية ‘وجندت كافة أبواقها الإعلامية لإثبات ان الخليج ( فارسي ) وليس بعربي . وقد شارك في هذه الحملة الهوجاء جميع قادة النظام الإيراني وتياراته ‘اليمينية منها واليسارية ‘ الأصولية و الإصلاحية ‘ المدنية والعسكرية ‘ ولم يبقى منهم بعير على تل إلا و جرى أشراكه في هذه الأزمة الجديدة .
وهنا ننقل تصريحات عددا من المسؤولين الإيرانيين التي اتسمت بالعنصرية الشديدة ‘ وأبرزتها وسائل الإعلام الإيرانية باعتبارها تصريحات بالغة الأهمية‘ لكي يطلع عليها المهووسون بإسلامية النظام الإيراني .
فعلى سبيل المثال‘ فقد صرح رئيس البرلمان الایراني علي لاريجاني قلا : " ان اسم الخليج الفارسي لن يتبدل ‘ وان قيام العرب بالسعي لتغيير هذا الاسم التاريخي أدى الى فشلهم أمام اختبار الجدارة ".
أما سلفه " غلام علي حداد عادل " فقد قال " منذ سنين والدول العربية ترتكب خطأ بالغا، أنهم يريدون ان يكون الخليج الفارسي عربياً لكن ان يكون لأميركا ونحن نريد ان يكون الخليج الفارسي خليجا فارسيا ‘وان ممارسات كهذه مؤشر على ضعفهم وخطأهم".
وعلى هامش ملتقى الخليج (الفارسي ) الذي عقد يوم الأربعاء الـ 29 من ابريل المنصرم في طهران وشارك فيه كبار مسؤولي النظام ‘ بمافيهم الرئيس السابق محمد خاتمي الذي يزمع القيام بزيارة لعدد من البلدان العربية من بينها المملكة العربية السعودية والمغرب لتخفيف التوتر الحاصل بينها وبين بلاده ‘ فقد أطلق الملا " علي اكبر ناطق نوري " الرئيس الأسبق للبرلمان الإيراني والمفتش العام الحالي بمكتب مرشد الثورة علي خامنئي ‘ تصريحات نارية اتصفت بالعنصرية الشديدة ‘ حيث قال فيها : " لا يمكن أطلاقا تغيير اسم الخليج الفارسي و ان هذا الاسم ممتزج مع وجود كل مواطن إيراني‘ و إننا لن نتراجع مطلقا عن هذا الاسم ".
وعلى هامش الملتقى ذاته فقد صرح " علي اکبر ولايتي" ‘ وزير الخارجية الأسبق و مستشار قائد الثورة للشؤون الدولية ‘ قائلا ً : " ان الخليج الفارسي هو الهوية الوطنية للإيرانيين ويجب التصدي لكل من يسعي إلي تغيير اسم الخليج الفارسي ‘ وان مشروع تسمية الخليج الفارسي بالعربي هو مؤامرة بريطانية، حيث طرح البريطانيون من قبل هذا الأمر و زعموا بما ان السكان القاطنين على سواحله ناطقون بالعربية فيجب تسميته بالخليج العربي، في حين ان هذا التصور هو تصور فارغ ولا أساس له " .
أما اللواء يحيى ‌رحيم صفوي ‘ القائد السابق للحرس الثوري والمستشار الحالي لمرشد الثورة ، فقد قال :" لا معنى لإيران بدون الخليج الفارسي، و ان مكة المكرمة والمدينة المنورة المرکز العقائدي للعالم الإسلامي، و الجمهورية الإسلامية الإيرانية المرکز السياسي للعالم الإسلامي موجودتان في هذه المنطقة " .
النظام الإيراني لم يكتفي بعقد المؤتمرات والندوات التحريضية ‘ و إطلاق التصريحات الإعلامية العدوانية التي شنها على القائلين بعروبة الخليج ‘بل قام بسلسلة من الإجراءات الانفعالية الأخرى المغايرة للقوانين والأعراف الدولية . فمن جزيرة كيش ( قيس) وسط الخليج العربي و بحضور الرئيس الايراني احمدي نجاد ‘جرى يوم الخميس الماضي ‘ 30 ابريل المنصرم ‘ تسجيل الخليج العربي في سجل التراث الإيراني باعتباره أثرا تراثيا طبيعيا و تاريخيا لإيران !. وقال الناطق باسم مؤسسة التراث الثقافي الإيرانية " ان الخليج الفارسي بوصفه تراثا طبيعيا – تاريخيا يتم تسجيله في قائمه التراث الوطني الطبيعي للبلاد تحت الرقم 60 " .
ولا نعلم كيف تذكر ملالي طهران الآن فقط ‘ وبعد ثلاثين عاما من حكمهم ان الخليج العربي أثراً تراثياً لإيران؟ وهذا ما لم يدعيه أيا ً من الأنظمة الإيرانية السابقة !.
لقد برر النظام الإيراني افتعاله هذه الأزمة الجديدة بأنها تأتي رداً على الموقف الأخير لبعض البلدان العربية التي هددت بعدم المشاركة في الدورة الثانية لألعاب التضامن الإسلامي التي من المقرر أن تنطلق في أكتوبر المقبل في إيران‘ حيث أكدت هذه البلدان العربية لطهران بأنها سوف لن تشارك في هذه الألعاب إلا إذا غيرت إيران الاسم المسجل على ميداليات هذه الدورة وهو ( الخليج الفارسي ) وتسجل بدلا منه اسم الخليج العربي . غير ان الهدف الحقيقي من وراء هذه الأزمة بعيدا كل البعد عن موضوع تسمية الخليج العربي ‘ إنما الأسباب الحقيقية تكمن في سعي نظام طهران لحرف أنظار الرأي العام الداخلي والخارجي عن جملة من الأحداث والمواقف التي جرت مؤخراً ( أو ربما تكون مقدمة لمؤامرات تخريبية جديدة ينوي القيام بها ) والتي أحرجت القادة الإيرانيين و أربكت فعلهم .
فمن جملة تلك الأحداث اكتشاف " خلية حزب الله " المسلحة في مصر والتي اتخذت من موضوع دعم المقاومة الفلسطينية غطاء لاختراق الأمن القومي المصري لصالح طهران . وقد شكل اكتشاف هذه الخلية ضربة قوية ليس لحزب الله وحده ‘ بل لإيران أيضا التي اعتادت نفي تدخلها في الشؤون الداخلية لمصر و زعمها الرغبة في بناء علاقات طبيعية مع القاهرة.
أما الحدث الثاني‘ فهو فضيحة استيراد البرتقال الإسرائيلي و توزيعه من قبل دوائر حكومية على سكان بعض المدن الإيرانية بعنوان هدية الرئيس احمدي نجاد ‘ وقد جرى ذلك بعد عودة احمدي نجاد مباشرة من مؤتمر " دوربان2 " الذي حاول فيه الملالي ان يتخذوا منه منبرا لشعاراتهم المعهودة ولكنهم فوجئوا بصفعة سياسية كبيرة بسبب انسحاب اغلب الوفود المشاركة من قاعة المؤتمر عندما بدأ نجاد بإلقاء كلمة بلاده. وذلك احتجاجا على ازدواجية المعايير السياسة للنظام الإيراني الذي يدين عنصرية الكيان الإسرائيلي ولكنه يمارس أفعالها .
و الى جانب تلك الفضائح فقد شكلت التصريحات التي أدلى بها احمدي نجاد " لشبكة آي بي سي الأمريكية" ‘والتي غير فيها من تصريحاته السابقة المناهضة لإسرائيل بنسبة مئة وعشرون درجة ‘ فضيحة أخرى لنظام طهران ‘ حيث أعلن نجاد عن قبول بلاده بحل القضية الفلسطينية في إطار حل إقليمي على أساس " الدولتين ". وكانت هذه التصريحات قد شكلت فضيحة للنظام الايراني و صفعة للمخدوعين به و الذين صدقوا تصريحات احمدي نجاد السابقة التي كان قد توعد فيها إزالة " الكيان الإسرائيلي " من على وجه الأرض .
النظام الإيراني يبقى نظاما صانعا للأزمات و لا يمكنه التخلي عن هذه السياسة أو التعايش مع محيطه بدونها ‘ وسوف تكشف الأيام القادمة الغاية من وراء هذه الأزمة المفتعلة بشأن تسمية الخليج العربي ‘ وما على أولي الألباب إلا المتابعة لاكتشاف المزيد من حقائق هذا النظام الذي استطاع عبر شعاراته البراقة ان يخدع بعض البسطاء من بني جلدتنا‘ رغم ان الوقائع قد أثبتت أن هذه الشعارات زخرف من القول‘ ليس إلا .
صباح الموسوي
كاتب احوازي
‏03‏/05‏/2009

نامه ای از جوانان بلوچستان به مبارزان جندالله


بسمه تعالی

با سلام و آرزوی سلامتی ؛ و اقتدار برای مجاهدین واقعی اسلام و شیفتگان شریعت ناب محمدی (صلی الله علیه وسلام )و آورگان سر به بیابان زده و فدائیان ملت غیور بلوچ که همچون خاری در چشم بد خواهان و دشمنان اسلام و مسلمین پیوسته قرار داشته و دارند.
ای غیرتمندان وهجرت کنندگان از خاک وطن بی تکلف و بی پرده می خواهم با شما سخن بگویم سخنی از دل ؛سخنی که حرف دل صد ها هزار جوانان مظلوم بلوچ در حصار زنجیرهای تنیده شده دژخیمان زمان بر پیکره ی این ملت بی ادعاست
ای جوانان بی پناه ی که آواره ی کوهها و بیابانها شده اید تا ملت خودرا آگاه کنید که انسانند و حق دارند در این کره خاکی با عزت و سربلندی زندگی کنند. افسوس که حرف و عمل بحق شما را مدعیان آزادی و دموکراسی در دنیا کنونی نخواسته و نمیفهمند.
ما جوانان و احادملت بلوچ از زن و مرد و پیر و جوان و شهری و روستای و آنهای که ذره ای ایمان و آگاهی از زندگی انسانی دارند ؛ خوب حرف تان را می فهمند ؛ ای مجاهدین سرافراز بادل و جان با شما سخن می گوییم بشنوید صدا ی مارا و بفهمیدو قبول کنید حرف مارا دلهای پرخون جوانان بلوچ و اهلسنت ایران در سرتاسر کشور دعا گوی شما هستند ؛ ما می فهمیم و درک می کنیم درد شما را ؛ آوارگی شما بخاطر این مردم را ؛ گرسنگی و تشنگی شمارا ؛ دوری از وطن و خانواده و قوم و خویش را ؛ درک می کنیم سردی و گرمی و شب بیداری و ترس از اسارت و.....شمارا به خدا قسم دلهای ما با شما است.
ای جوانان بی ادعا و فداشده ی آزادی این ملت در بند و اسیرشد ه در حصار حکومت ظالمانه این ظالمان ؛ ما شمارا فراموش نکرده ایم ؛ هر لحظه منتظر پیروزی و نصرت الهی برای شما و شنیدن خبر ظفرمندی وپیروزی شما برستمگرانیم ؛ اما شما اگر از ما حرکتی نمی بینید و نمی شنوید ؛ نه بخاطر فراموش کردن شماست ؛ نه بخاطر راحتی ماست ؛ و نه بدلیل بی تفاوتی ؛ بخاطر گیج شندن ماست ؛ بخاطر نداستن و نشناختن راه است بخاطر گرفتار کردن ما در زندگی فلاکت بار روزانه است ؛ بخاطر موقعیت مکانی و زمانی منطقه است بخاطر نبود ویا کمبود ایمان است و...........
ای مجاهد بیست و چند ساله آفرین بردور اندیشی و سخنان صادقانه و مخلصانه و بی ادعایت ؛امروز صدا و تصویر بی غل وغش تورا امیدوارنه ما در منازلمان که از هرطرف در محاصره دشمن کینه توز است نظاره می کنیم و امیدبه سلامتی وعزت شمارا از الله ذوالجلال طلب می کنیم

و السلام علیکم
جمعی از جوانان بلوچستان
آژانس خبری تفتان

سایت وابسته به پاسدار خونخوار محسن رضائی یکی از طراحان سپاه جنایتکار انقلاب خمینی که حقیقتش برای همه مردم ایران روشن است مطلبی از فاشیستی دیگربنام شریف لکزائی که زخم دو تن از نزدیکانش که آخوند بودند و در عملیات افتخار آفرین تاسوکی به درک واصل شدند بر دل دارد را منتشر کرده است که جهالت و تعصب نویسنده را به خوبی ترسیم نموده است.
نویسنده با اینکه ضعف و ناتوانی و عجز نظام را در برابر مبارزان راه آزادی و عدالت و مجاهدان راه حق اعتراف نموده است سعی نموده است با یک نوشتار همه مظالم و ستمهای رژیم را در بلوچستان و سائر نقاط نادیده گیرد که مختصری از جنایت رژیم و مزدوران محلیش را در طی چند سال اخیر به ایشان متذکر شوم و علل و عوامل اصلی قیام جوانان اهلسنت را برایشان بیان دارم اگر چه به یقین می دانم که ایشان و خانواده اش بهتر از من از جنایاتشان با خبرند چون خاندان لکزائی از طراحان جنایت در بلوچستان بوده اند و الان هم معاونت فرماندهی سپاه در بلوچستان به عهده یکی از اعضای خانواده همین شریف لکزائی می باشد.
جنایت و کشتار و قتل عام و تجاوزبه زنان و دختران بلوچ در نصرت آباد و حصاروئیه در سال هفتاد که داستان غم انگیزش بسیار دراز است و یک دوست مبارز در موردش کتابی مستند با تصاویر نوشته و به زودی منتشر خواهد شد.
جنایت وحشیانه گورناک که خانه های مردم و مسجد و مدرسه روستا با خاک یکسان شدند و در مورد این جنایت هم عبدالواحد آرمیان کتابی بنام تخریب گورناک نوشتند.
گلوله باران و بمباران نمازگزاران مسجد مکی که بعد از تخریب مسجد اهلسنت در مشهد در برابر مسجد مکی تجمع کرده بودند و شهادت دهها جوان و پیر در این حادثه المناک از دیگر شرارتهای رژیم و مزدورانش در بلوچستان علیه اهلسنت بود.
تحقیر فرهنگ و توهین به مذهب مردم بلوچستان و اهلسنت ایران از مواردی است که نیاز به تشریح ندارد و منتشر نمودن سریالها و فیلمهائی علیه مذهب و فرهنگ مردم امروز هم شاهد زنده این امر هستند.
ترور و زندانی نمودن علما و اندیشمندان اهلسنت و تخریب و توهین به آنان از دیگر شیوه های استعماری رژیم تهران بوده است و هنوز هم خون مولوی عبدالملک و مولوی عبدلناصر و مولوی یارمحمد و مولوی الهیاری و دکتر کاظمی و دکتر احمد صیاد و شیخ ضیائی و مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و مولوی موسی فریاد انتقام سر می دهند.
تجاوز به ناموس دختران و زنان بلوچستان که برخی همچون تجاوز به دختر 12 ساله کنارکی و تجاوز به سه دختر دانش اموز در بمپور افشا شدند و صدها مورد دیگر توسط خانواده قربانیان بنابر غیرت بلوچی مخفی ماندند.
ترویج مواد مخدر و سوق دادن جوانان بلوچستان به سوی مواد فروشی و استفاده از مواد مخدر از دیگر جنایات رژیم در بلوچستان بوده است که سپاه پاسداران با گسترش دادن فقر توانسته عده زیادی از مردم این خاک و بوم را به این بلای خانمانسوز سوق دهد.
کشتار و اعدام هزاران جوان بلوچ که لیستش طولانی تر از آن است که بیان گردد از یاد لکزائیها رفته است فقط همین قدر بس که نماینده منتصب دولت در زاهدان آقای شهریاری خود اعتراف کرد که بیش از هفتصد جوان بلوچ منتظر اعدام در زندانهای مخوف رژیم هستند.
جدا از اینکه مردم بلوچ در سرزمین خود هیچ حقی در تعیین سرنوشت خود ندارد و حتی برای نفس کشیدن هم باید از بیگانگان تهرانی اجازه بگیرند.
این همه ظلم و ستم و تجاوز بود که بالاخره صبر جوانان صبور و شریف این دیار را لبریز نمود و آنان را به پاسخگوئی واداشت و آنان را وادار کرد تا در پاسخ خشونت بپاخیزند تا خود نظاره گر مرگ تدریجی خود نباشند.
آنان نه برای اعدام بلکه برای نجات از اعدام بپا خواستند
آنان برای کشتن نه بلکه برای نجات از کشتن قیام کردند
آنان برای خونریزی نه بلکه برای نجات از ریختن خون هموطنان خود جان خود را فدا نمودند.
آنان بپا خواستند تا پای اهریمنان را از سرزمین بلوچستان قطع نمایند و در سرزمین خود آزادانه زندگی کنند.
و تاسوکی آغاز این نبرد بود که با قطع پای متجاوزان آغاز شد و این نبرد را نهایتی جز پیروزی حق بر باطل و آزادی و سربلندی مردم بلوچستان نیست و نخواهد بود.

دلاور بلوچ

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

به خدا سوگند که این طغیان و خروش فرزندان بلوچستان را هیچ سدی جلودار نخواهد بود



این است حماسه قهرمانانی که به دادخواهی از مردم تحت ستمشان به مبارزه با این طاغوتیان تنها با سلاح غیرت و ایمانشان برخاسته اند و پرچم شرافت وعزت را در بلوچستان به اهتزاز درآوردند و به فرعون زمان ، خامنه ای نشان دادند ، هستند مردانی که بندگی غیر خدا را نمی پذیرند و برای سرزمین ، دین و ناموسشان آسان جان می سپارند ، آنانی که بی باکانه به صف ضحاکان زمان تاختند و دلاورانه انبوه بیشمار آنان را به جهنم ابدی رهسپار کردند تا همگان بدانند که جوانان بلوچ بپا خاسته اند که تا آخرین قطره خونشان از غریب مردمانشان دفاع کنند.



اینک طلسم این شب شکسته شد و در بلوچستان هر صدا شعر طوفان است و هر مشت گره شده ، جوانه آزادی


" با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و خمپاره
با ما تبار فدایی با ما غرور رهایی "


آری ما دل در گرو دادگان وادی عشاقیم
ما به رهایی ملتمان دست از جان شستگانیم
لشکر خداییم که برای دین و ناموسمان می نبردیم


فرزندان بلوچستانیم که با طنین الله اکبر ستونهای لرزان استبداد سیاهتان را در هم خواهیم شکست
به خدا سوگند که فرزندان بلوچستان دیگر به شما اجازه نخواهند داد که به تاخت وتاز در این مرز و بوم ادامه داده و این گونه مفتضحانه به خاک و خون می کشانندتان
به خدا سوگند که این طغیان و خروش فرزندان بلوچستان را هیچ سدی جلودار نخواهد بود و قطار بی ترمز جور و جنایتتان در بلوچستان واژگون خواهد شد و تن ناپاکتان در آتش خشم بلوچستان خواهد سوخت
نصر من الله و فتح قریب



یار محمدزهی- خاش

yarmohamadzehii@yahoo.com

.


فیلتر شکن های جدید

حکومت مفسد


صبح امروز ساعت 6 به برنامه احترام به قوانین راهنمایی ورانندگی از شبکه 5 سیمای حکومت منحوس آخوندی نگاه می کردم مجری برنامه خطاب به دستیار خود که گویا دوچرخه اش توسط پلیس توقیف شده بود گفت اگر من سفارش کنم وفلان سرهنگ که آشنای من است دوچرخه ی تورا آزاد کند این خلاف قانون جمهوری اسلامی است .متعجب شدم که این آخوند های خوک صفت چقدر احساسات مردم غیور ایران را جریحه دار می کنند وآنان را بازیچه ی خود ساخته اند آخر در کشوری که نماینده ی رهبری در آن بنام حاجی گلستانی در شهرستان تویسیرکان به زن همکارخود تجاوز می کند وفیلم آن را در دنیا مشهور می کند ودر کشوری که در پایتخت آن وبزرگترین قاضی بنام قاضی مرتضوی آن در خانه خود بیست دختر 13 تا 20 ساله را گروگان می گیرد وبه آنان تجاوز می کند ودر کشوری که رئیس پلیس و مسئول مبارزه با مفاسد اجتماعی آن به نام سردار زارعی در پارتی شبانه به 6 دختر بیچاره تجاوز می کند ودر کشوری که قاضی شهرستان نکا بنام قاضی حاجی رضایی در زندان به دختر 16 ساله ای تجاوز می کند وبه خاطر لو نرفتن بمدت یک هفته حکم اعدام دختر را از مرکز می گیرد وبدون اطلاع وکیل وخانواده دختر را اعدام می کند و در کشوری که قاضی آن بنام قاضی حسینیان بخاطر این که حکم طلاق دختری را صادر کند باید دختر یک شب با او باشد و رئیس کمیته امداد آن برای این که به یک دختر 23 ساله یک بخاری برقی یدهد با آن رابطه نامشروه داشته باشد چه آسان می گویند که آزاد کردن دوچرخه با روابط خلاف قانون ایران است . آخه تف به این حکومتتان ولعنت به این رهبریتان که کشور عزیز ما را با وجود نحس تان به گند کشیدید و انتظار دارید در انتخابات هم شرکت کنیم .امسال سال رسوایی شماست و در این دوره انتخابات توسط ملت شریف ایران رسوا خواهید شد و این نقاب زیبا ومعصومی که بر چهره ی زشت وشیطانیتان زده اید زدوده می شود وبرای همیشه در زباله دان تاریخ می روید .
ابو عمر سراوانی

منبع : دزک نیوز

مایوسی وجهد

وبلاگ تصوف : طبیعت انسان بیشتر بطرف مایوسی مایل است چونکه بعد از مایوس شدن انسان احساس ذمه داری نمی کند و خودش را نسبت به مسئولیت محوله آزاد می نماید ولی خوب بدانید که این یکی از مکرهای شیطان است . از دیدن قلت اسباب مایوس شدن نشانی این است که شما عاشق اسباب هستید و شما بر وعده های غیبی الله تعالی و قدرت الله تعالی یقین ندارید .با اعتماد بر الله تعالی همت کنید اسباب را الله تعالی مهیا می کند والا انسان هیچ چیز نمی تواند انجام بدهد .اما انسان باید با همت وبه اندازه ی استطاعت تا آخرین لحظه ی عمر باید محنت بکند .
( پیام الیاس صفحه ی ۲۲۳ )

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه

تحریم انتخابات = آزادی


ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری جلسه کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه



نیروهای امنیتی روز چهارشنبه نهم اردیبهشت ماه 1388 از برگزاری جلسه «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» ممانعت به عمل آوردند.این جلسه قرار بود در دفتر مؤسسه حقوقی «راد» که متعلق به محمد علی دادخواه- عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر- است، برگزار شود.«کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» مرداد ماه 1386 به ابتکار «کانون مدافعان حقوق بشر» و به عنوان اولین اقدام ملی این سازمان مردم نهاد، توسط جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی تأسیس شد.جلسات این کمیته پیش از پلمپ غیرقانونی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در این مکان برگزار می شد اما پس از پلمپ این دفتر، مکان برگزاری جلسات به مؤسسه حقوقی «راد» منتقل شد. بنابراین روز چهارشنبه نهم اردیبهشت ماه 1388 نیروهای امنیتی قبل از ساعت 9 صبح که زمان برگزاری جلسه بود، پس از ورود به دفتر مؤسسه حقوقی راد مانع از ورود اعضای کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به محل جلسه شدند. نیروهای امنیتی پس از تنظیم صورت جلسه اعلام کردند که از این پس هیچ جلسه ای تحت هیچ عنوانی نباید در این محل برگزار شود. به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و آزادانه» 31 فروردین ماه 1388 در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در بیانیه ای تحلیلی ضمن تبیین شرایط موجود جهت برگزاری انتخابات پیش رو، نظارت نهادهای مدنی را تضمین کننده تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه عنوان کرده بود. «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و آزادانه» در بیانیه خود بر این باور است که در فقدان فضای باز سیاسی، نبود مطبوعات آزاد و محدودیت امکان فعالیت احزاب سیاسی و سازمان های اجتماعی مردم نهاد، نظارت نهادهای مدنی ملی و بین المللی بر انتخابات ریاست جمهوریپیش رو یکی از راهکارهای قانونی مؤثر است که می‌تواند به برگزاری یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه ياري رساند.اما بیانیه «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» با طرح خواسته نظارت نهادهای مدنی بر انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در حالی منتشر شد که «مهدی معتمدی مهر» یک روز قبل از انتشار آن بازداشت شده بود.

توزیع کتب شیعی در مدارس دینی اهل سنت گلستان؟!!

بنا به گزارش خبرنگار سنی نیوز در استان گلستان چند روز یست که بازرسان حکومتی جمهوری ولایت فقیه با سرزنی به حوزه های علمیه اهل سنت گلستان اقدام به دادن حقوق به صورت حضوری به طلاب این مدارس کرده اند.
این در حالیست که قبلا حقوق ناچیزی که حکومت به طلاب اهل سنت در این استان میداده است از طریق بانک واریز میگردید ولی این بار بر خلاف گذشته به صورت نقدی و حضوری به طلبه ها پول داده می شود. این گزارش می افزاید: طی برنامه ریزی که از قبل صورت گرفته…
این گزارش می افزاید: طی برنامه ریزی که از قبل صورت گرفته است مسئولین حکومتی به بهانه پرداخت شهریه هر روز به چند حوزه سر میزنند.
نکته قابل تامل این که مزدوران جمهوری اسلامی به همراه شهریه طلبه ها، کتابهای شیعی را با خود آورده در این مدارس توزیع می کنند تا در این مدارس تدریس شود!!
جالبتر اینکه چند تن از علمای ریا کار ترکمن صحرا با تدریس این کتاب ها در حوزهای علمیه موافقت کرده اند و این بازرسان نیز تاکید کردند که این کتابهای شیعی باید در حوزه های علمیه اهل سنت تدريس شود؟!!!
قابل ذکر است این شهریه تنها در استان گلستان و برخی از مدارس خراسان به طلاب داده می شود ولی در دیگر استانهای کشور هیچ گونه حقوقی از جانب حکومت به طلاب اهل سنت تعلق نمی گیرد و فقط طلاب اهل تشیع از مزایای مالی دولت برخوردارند!.
سنی نیوز

ایران دارای ضعیف ترین شاخص آزادی مطبوعات

از جنبه برخورداری از آزاد بودن مطبوعات، ايران در بين ۱۹۵ کشور جهان، امسال به همراه چين و روآندا در رتبه ۱۸۱ قرار دارد. روزنامه‌نگاران در سال ۲۰۰۸ ميلادی شرايط کاری بسيار بدی را سپری کردند و برای هفتمين سال پياپی وضعيت آنها در تمام مناطق جهان نامطلوب‌تر از پيش شده است.بر طبق گزارش سالانه منتشر شده از طرف مؤسسه مطالعات رسانه‌ای «فريدوم هاوس» (خانه آزادی)، مطبوعات آزاد نقش مهمی در حفظ و استمرار يک دموکراسی سالم ايفاء می‌کنند و در همان حال نقش آن در پاسخ‌گو کردن حاکمان، حکمرانی مطلوب، و توسعه اقتصادی بدون شک نقشی اثرگذار است.گزارش سالانه اين مؤسسه مطالعاتی از سال ۱۹۸۰ پيوسته منتشر شده است و در آن آزادی مطبوعات چاپی و اينترنتی و نيز کار خبرنگاری در رسانه‌های صوتی و تصويری مورد بررسی قرار می‌گيرد. بر طبق اين گزارش، ايران در بين ۱۹ کشور خاورميانه و شمال آفريقا، رتبه هفدهم را از حيث آزادی مطبوعات به خود اختصاص داده است.ارزيابی‌های اين مؤسسه بر پايه بررسی حوادث و رويدادها در سه مقوله انجام می‌گيرد: محيط و فضای قانونی و حقوقی که رسانه‌ها در آن کار می‌کنند و شکل برخورد با توليدات آنان، نفوذ سياسی بر گزارشگری خبر و دسترسی به اطلاعات، فشارهای اقتصادی بر محتوا و انتشار خبر.در بعد حقوقی، تحليل‌گران اين مؤسسه قوانين و مقررّات اثرگذار بر رسانه‌ها و ميزان استفاده بخش‌های دولتی و خصوصی از اين ساز و کار برای محدود کردن توليدات رسانه‌ای را مورد ارزيابی قرار می‌دهند.در بعد سياسی، موضوعات متفاوتی از جمله فشار هيئت حاکمه و ديگر کنشگران سياسی بر نحوه کار رسانه‌ها، سانسور و خودسانسوری، توانايی خبرنگاران در پوشش رويدادها، تهديد و ارعاب فراقانونی و اعمال خشونت عليه روزنامه‌نگاران، مورد بررسی و تحليل قرار می‌گيرد.از جبنه اقتصادی موضوعات مورد ارزيابی و بررسی اين موارد و موضوعات را در بر می‌گيرد: ساختار، شفافيت، نحوه تمرکز مالکيت رسانه‌ها، هزينه توليد و انتشار، اثرگذاری هزينه‌های تبليغاتی، ميزان يارانه و رشوه‌دهی در محتوای توليدی رسانه.ارزيابی اين موضوعات و رتبه‌بندی کشورها بر پايه ميزان آزادی مطبوعات، نه تنها بازتاب‌دهنده رفتارهای سياسی و عمل هيئت‌های حاکمه، بلکه منعکس‌کننده اثرگذاری کنشگران غيردولتی در عرصه سياست و نيز رفتار و عکس‌العمل مطبوعات در محدوده مورد بررسی است.
جمهوریت
ایران ب ب ب

اقلیت‌ ها در ایران در معرض تهدید هستند


یک کارشناس خاورمیانه می‌گوید، در ایران اقلیت‌ها بطور برنامه‌ریزی‌شده قربانی سیاستی هستند که از سوی حکومت اعمال می‌شود.در اطلاعیه‌ای که روز پنجشنبه ۲۳ آوریل از سوی کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان انتشار یافت، آمده است، این اذیت و آزارها از تبعیض در اشتغال و آموزش و تخریب گورستان‌‌ها و هجوم به منازل و غارت اموال گرفته تا بازداشت و اعمال مجازات‌های سنگین را شامل می‌شود.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازرادیو صدای آلمان DW، این اطلاعیه در پی نشستی برگزار شد که در آن گروهی از کارشناسان و نمایندگان سازمان‌های حقوق بشری و گروه‌های اقلیت دینی و قومی و جنسیتی شرکت داشتند. این نشست در محل پارلمان آلمان برگزار شد.
رهبران بهایی در خطر اعدام
کتایون امیرپور، اسلا‌م‌شناس ساکن آلمان، یکی دیگر از شرکت‌کندگان در نشست کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان بود. وی گفت که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، وضعیت اقلیت‌ها به شدت بدتر شده است. به گفته‌ی خانم امیرپور، بهایی‌ها و دراویش، گروه‌های مذهبی هستند که بیشترین آسیب را دیده‌اند. زیرا این گروه‌ها به عنوان مسلمانان روادار و مداراگر، ادعای گروه‌های تندروی اسلام‌گرا به عنوان تنها نمایندگان دین اسلام را زیر سئوال می‌برند.
کتایون امیرپور در سخنرانی خود گفت، بهایی‌ها با تهدیدهایی چون: بازداشت‌های خودسرانه، تخریب گورستان‌هایشان، اخراج از مدارس عالی، تفتیش منازل، دلسرد ساختن کودکان دانش‌آموز و یا لغو اعتبار مجوزهای شغلی مواجه هستند.
پروفسور اینگو هوفمان (Ingo Hofmann) ، سخنگوی جامعه‌ی بهایی‌های آلمان و از دیگر شرکت‌کنندگان در نشست کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان اظهار داشت، خطر اعدام، هفت تن از نمایندگان بهایی‌ها را که هم‌اکنون در بازداشت به سر می‌برند، تهدید می‌کند. به گفته‌ی پروفسور هوفمان، حکومت ایران آنها را متهم به جاسوسی برای اسرائيل کرده است.
وضعیت وخیم اقلیت‌های قومی
روت یوتنر (Ruth Jüttner)، نماینده عفو بین‌الملل در سخنرانی خود در پارلمان آلمان گفت، وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران مانند کردها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها و یا آذری‌ها، که نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، به طرز آشکاری بدتر شده است. نماینده عفو بین‌الملل افزود، وابستگان گروه‌های قومی به خاطر آزمون‌های عقیدتی، اغلب شانس پیدا کردن شغل در ادارات دولتی و نیمه‌دولتی را ندارند. فعالان حقوق مدنی اغلب مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند و با اتهام‌های مبهم و نامشخص دادگاهی می‌شوند. فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران در مناطق قومی با این اتهام که از گرو‌ه‌های مسلح شورشی حمایت می‌کنند، با دادگاه‌‌های پرسش‌برانگیز مواجه می‌شوند.

ایران پرس نیوز

برگزاری رقابت روزنامه نگاری آنلاین

یک مسابقه روزنامه نگاری آنلاین برای تقدیر از خبرنگاران اجتماعی و دیجیتالی که با نوآوری در پلت فرمهای آنلاین کار می کنند، برگزار می شود. مهلت نام نویسی 30 ژوئن است.
جوایز خبرنگاری آنلاین که از سوی انجمن اخبار آنلاین و دانشکده ارتباطات دانشگاه میامی برگزار می شود، از متقاضیان دعوت می کند در بخشهای مختلف از جمله جایزه نایت برای خدمات عمومی، جایزه گزارش موضوعی، جایزه وبلاگ نویسی و جایزه استفاده برجسته از فناوریهای دیجیتال نام نویسی کنند.
متقاضیان علاقه مند می بایست آثاری ارسال کنند که بین اول ژوئن 2008 تا 30 ژوئن 2009 منتشر شده اند.
برای کسب اطلاعات بیشتر به این
نشانی مراجعه کنید.
سایت آی جی نت

منع مراسم روزجهانى كارگر با حضور 5000 پليس در قلب پايتخت ايران


گزارشهاى رسيده از پارك لاله تهران در روز جمعه اول ماه مهن روز جهانى كارگر (1/5/2009) حكايت از آن دارد كه دولت آقاى احمدى نژاد از ساعات اوليه ى بامداد حدود 5000 تن از افراد نيروى انتظامى را روانه ى اين پارك و خيابانهاى اطراف آن كرد تا با تجمع كنندگان به مناسبت اين روز برخورد كنند و مانع انجام مراسم شوند.فضاى اطراف پارك به گفته ى شاهدان عينى مملو از دهها خودروى پليس و نيروى ويژه بود كه ماموران را با خود آورده بودند و ىمادگى آن را داشتند كه معترضان و مقاومت كنندگان را با خود ببرند. وبگاه عصر ايران در اين رابطه گزارش داده است كه دهها نفر از كارگران و اعضاى خانواده هاى آنان توسط افراد پليس دستگير شده اند و تا لحظه ى مخابره ى خبر دستگيريها و متفرق سازيها همچنان ادامه دارد. بنا بر گزارش، اولين مقابله نيروى انتظامى با تجمع كنندگان در ساعت 6 صبح صورت گرفت. پليس به گفته ى تشكل هاى كارگرى برگزار كننده ى اين تظاهرات، "در حمله ى نخست خود با ضرب و شتم دهها نفر از كسانى را كه در اطراف آبنماى وسط پارك لاله جمع شده بودند، دستگير كرد وبا خود برد". بعضى از دستگير شدگان را پس از "كتك زدن در حضور دوستان و اعضاى خانواده هايشان" به كلانترى ميدان فلسطين منتقل كردند. اين حوادث در حالى روى داده است كه سازمان عفو بين الملل پيش از فرا رسيدن اول ماه ماه، با ارسال نامه اى به مسئولان ايرانى از آنان خواست تا از سركوب اتحاديه‌ها و تشکل‌های مستقل صنفی کارگری خوددارى كنند. اين سازمان در نامه ى خود از مقامات تهران خواسته است رهبران و فعالان کارگری را آزاد كنند، پرونده سازى عليه بقيه را خاتمه دهند، و فشار عليه اعضاى تشكل ها را ادامه ندهند.گزارشهاى ديگرى حاكى است در چند هزار تن از کارگران به دعوت خانه کارگر تهران كه يك تشكل نيمه دولتی کارگری است، در ساختمان اين تشکيلات تجمع کردند. تجمع خانه ى كارگر معمولاً همه ساله بدون زد وخودرد برگزار مى شود.گفتنى است كه از آغاز پيروزى انقلاب (1979) در ايران تا كنون هميشه تشكل هاى كارگرى در اين كشور سعى كرده اند مراسم اين روز جهانى را بطور مستقل از دولت برگزار كنند. اين تشكل ها بر سه نوع بوده اند: تشكل هاى قديمى ريشه دار كه در انقلاب نقش مهمى داشته اند مانند سنديكاهاى كارگران صنعت نفت و ذوب آهن و كارخانه هاى نساجى و بعضى از اصناف و مشاغل، انجمن هاى اسلامى كارگرى كه پس از انقلاب با حمايت دولتى به وجود آمدند ولى بتدريج از حمايت متقابل پدر سالاران در آمدند، تشكل هاى جديد غير قانونى يا نيمه قانونى كه به گونه اى كج دار و مريز سعى مى كنند حركت مستقل خود را دنبال كنند. تشكل هاى نوع اخير در زمان خاتمى شكل گرفتند.همه ساله به مناسبت روز جهانى كارگر شهرهاى بزرگ و كوچك جهان تظاهرات كارگرى غالباً آزاد و گسترده اى را به خود مى بينند. امسال در فرانسه ميليونها نفر ، و در تركيه و روسيه و ساير كشورها هزاران نفر اين روز را گرامى داشتند.يادآور مى شود روز جهانى كارگر از زمانى مطرح شد كه تظاهرات كارگران شيكاگو در سال 1886 ميلادى براى كاهش ساعات كار و بالابردن دستمزد به خاك و خون كشيده شد. اين روز در ايران با ترور مرتضى مطهرى (روحانى و استاد دانشگاه) در سالهاى نخست انقلاب تحت تاثير بزرگداشت خاطره ى او (تحت عنوان روز معلم) قرار گرفت و هرگز به نام روز كارگر تعطيل رسمى اعلام نشد

العربيه