۱۳۸۷ اسفند ۶, سه‌شنبه

دانشجویان کتک خوردند و بازداشت شدند اما ایستادند


خرداد: روز گذشته خیابان انقلاب ، پل کالج و دانشگاه پلی‌تیکنیک تهران صحنه‌ی دفاع جانانه‌ی دانشجویان از هویت مستقل و حرمت دانشگاه بود. براساس برنامه‌ی از پیش تعیین شده‌ی نهادهای امنیتی قرار بود تا 5 «شهید» در دانشگاه امیرکبیر تهران دفن شوند اما دانشجویان از یک ماه پیش‌تر به این سو این اقدام را «پروژه‌ای امنیتی» خواندند و به مقابله با توطئه برخاستند. با وجود اعتراض‌های گسترده‌ی دانشجویی و واکنش یک‌سان هر دو طیف لیبرال و چپ دانشگاه امیرکبیر باز هم این پروژه پی گرفته شد و دیروز دسته‌ای از گروهان فشار و نیروهای امنیتی کوشش داشتند تا این مرسم برگزار شود. یک روز مانده به این رخ‌داد، دفتر تحکیم وحدت، مهم‌ترین و مستقل‌ترین نهاد دانشجویی کشور، هشدار داده بود که تداوم این پروژه در دانشگاه‌ها را برنمی‌تابد و دانشجویان در برابر فشار دستگاه قدرت خواهند ایستاد. با آغاز مراسم دفن «شهید» دانشجویانی که بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شد، کوشیدند تا از ورود گروهان فشار در پوسته‌ی کاروان شهدا به دانشگاه جلوگیری کنند، این در حالی وبد که نیروهای امنیتی دانشگاه امیرکبیر تهران را به محاصره‌ی خود درآورده بودند. خبرنامه‌ی "امیرکبیر" صدای رسای داشنجویان این دانشگاه در آ؛از گزارش خود آورده است: « با آغاز نمايش قدرت حاکميت در خيابان های تهران که با به راه انداختن هيئت های سينه زنی و مداحی در خيابان انقلاب از روبه روی دانشگاه تهران آغاز شد کمتر کسی تصور می کرد که اين نيروی جيره خوار، در دانشگاه پلی تکنيک به سيل مخالفان دفن شهيد در دانشگاه برخورد کند. دانشگاه صنعتی امير کبير و انجمن اسلامی اين دانشگاه که که چندين روز متوالی در مخالفت به اين پروژه امنيتی در حال اعتراض بود، روز دوشنبه با ممنوع الورود شدن بيش از ۳۰ دانشجوی اين دانشگاه که بيشتر آنها عضو انجمن اسلامی پلی تکنيک بودند مواجه شد، اما حتی اين عمل که مغاير با تمامی وعده های دانشگاه مبنی بر حضور تمامی دانشجويان در روز تدفين در صحن دانشگاه بود نتوانست سد اعتراض دانشجويان معترض را بشکند.» گزارش‌های رسیده به "خرداد" حاکی از آن است که سد دانشجویی در برابر گروهان فشار مقاومت بسیاری داشت اما شدت عمل نیروهای امنیتی و در پی آن دسته‌های زنجیره‌زنی که در زیر پیراهن خود به انواع و اقسام سلاح‌های سرد مجهز بودند! سبب مجروح شدن چنیدن دانشجو، خسارت به دانشگاه امیرکبیر تهران و بازداشت‌هایی گسترده شد. ماموران امنیتی به همراه نیروهای انتظامی و نيروهایی از سپاه و بسيج از بامداد دوشنبه و ساعت‌ها پیش از برگزاری مراسم خیابان انقلاب و حافظ تهران را به حال وضعیت «حکومت نظامی» درآورده بودند و یگان‌هایی از آتش‌نشانی نيز در رو‌بهروی درب دانشگاه پلی‌تکنیک تهران آماده بودند. برخورد نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها با هر کسی که نشانی از دانشجویی داشت، بسیار بد و زننده بود. آن‌ا از دانشجویان می‌خواستند تا محل را ترک کنند و وارد دانشگاه خود نشوند. در این میان چندين مورد زد وخورد بين نيروهای بسيج و سپاه با دانشجويان پلی‌تکنيک به وجود آمد اما این تدابیر نیز نتوانست مانع از اجرای برنامه‌ی دانشجویان امیر کبیر شود. آن‌ها از ساعت ۱۰:۳۰ صبح توانستند تا تجمع اعتراض‌آمیز خود را با مشارکت گسترده‌ی فعالان دانشجویی و دانشجویان ممنوع‌الورود شده‌ی دانشگاه تهران برگزار کنند و هر لحظه بر تعداد دانشجویان افزوده می‌شد. آن‌ها خواستار پايان يافتن هتک حرمت دانشگاه بودند و مانورهای قدرت نيروهای امنيتی و بسيج نیز نتوانست این تجمع را تا پیش از رسیدن کاروان زنجیرزنان مسلح پیاین دهد. امیرکبیر در گزارش خود اشاره داشته است: « دانشجويان با خواندن شعار يار دستانی و حمل پلاکاردهايی با مضامين روزهای گذشته از قبيل ” دانشگاه قبرستان نيست”، “خوارج باز آمدند” “پروژه امنيتی در دانشگاه محکوم است”، “ياران‌مان را آزاد کنيد” و دادن شعارهای ” ديکتاتور زمانه شهيد شده بهانه” ” بسيجی بی‌عرضه قرآن سر نيزه” “مرگ بر ديکتاتور” و .. مخالفت خود را با اين پروژه و بازداشت ۴ دانشجوی پلی‌تکنيکی نشان مي‌دادند.» درگیری‌های پراکنده تا ساعت 12:30 دقیقه ادامه داشت. تا آن ساعت بیش از 1500 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در تجمع حاضر بودند و بر وحشت نیروهای امینتی افزوده بودند. با رسیدن کاروان زنجیرزنان مسلح به هم‌راه پنج «شهید» نیروهای امنیتی که قصد پایان دادن به تجمع آرام دانشجویان را داشتند، شدیدترین شکل برخوردها را آغاز کردند. در این میان کسانی نیز که در کاروان پنج «شهید» بودند به نیروهایی امنیتی برای سرکوب دانشجویان کمک می‌کردند. استفاده از «باتوم، اسپری، چاقو و شنجه بوکس» علیه دانشجویان تایید شده است و در انی زمان دانشگاه امیرکبیر بدل به صحنه درگیری‌های شدیدی شده بود به شکلی که مراسم دفن «شهید» عملا بر هم خورده بود. خبرنامه‌ی امیرکبیر می‌گوید: « تابوت های به اصطلاح شهيدان گمنام در کناری رها شده‌اند و يا آنها را با حالتی زننده در کنار قبر گذاشته‌اند و مداحان در حال خواندن مداحی بودند که نيروهای حاضر بيشتر به زد و خورد می‌پرداختند و کسی به تابوت‌ها و مداحان توجه نداشت». این مراسم پر از تشنج سرانجام به بازداشت گسترده‌ی دانشجویان امیرکبیر و مجروح شدن دسته‌ای دیگر منتهی شده است. بسیاری از دانشجویان مجروح را به دانشکده‌های دیگر انتقال دادند و بیش‌تر بازداشت‌شدگان که میزان قابل توجهی دختر دانشجو در میان آن‌ها دیده می‌شود به به کلانتری 107 برده شدند و روشن نیست که سرنوشت آن‌ها چیست. شاهدان عینی می‌گویند که در پایان مراسم نمایشی دفن «شهید» مینی‌بوس‌ها و ون‌های ماموران پر از دانشجو بود. روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت به فوریت پس از بازداشت گسترده دانشجویان واکنش نشان داد. در بیانیه‌ی دفتر تحکیم آمده است: «مقام و شان شهدا بسیار بالاتر از آن است که دستاویز بازی های سیاسی و جناحی گروهی اندک شمار و قدرت طلب قرار گیرد و بر این باوریم که قاطبه مردم و دانشجویان هر دانشگاه با استفاده ابزاری از شهدای گمنام مخالفند با این حال با آگاهی از سناریوهای شوم طراحی شده برای فعالین دانشجویی، همان گونه که پیش از این اعلام شده بود، انجمن اسلامی امیرکبیر و دفتر تحکیم وحدت در این برنامه حضور نداشته و خبر منتشر شده را تکذیب می نماییم. دفتر تحکیم وحدت همچنین ضرب و شتم و بازداشت مجدد جمعی دیگر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر را محکوم می کند و خواستار آزادی هر چه سریعتر کلیه دانشجویان بازداشت شده است.»

مشخصات تنها جنگنده نسل پنجم جهان فاش شد! (خبرگزاري روسيه)


pe.rian.ru
کمپانی Lockheed Martin برخی از مشخصات تنها جنگنده نسل پنجم جهان F22 Raptor (درنده) را فاش ساخت. از جمله سرعت پروازی بدون استفاده از محفظه های "فورساژی" 1,78 ماخ، سقف دینامیکی بدون استفاده از "فورساژها" بیش از 15 کیلومتر است. در جریان اولین آزمایشی که در پایگاه هوایی Elmendorf در آلاسکا انجام شد، هواپیما به ارتفاعی در حدود 22 کیلومتر دست یافت. رادار این هواپیما با شبکه فازی توسط Northrop Grumman و Raytheon طراحی شده و تامین کنده رویت اهداف در فواصل تا 210 کیلومتری است. در صورت تولید انبوه بهای هر فروند "F22" در حدود 145 میلیون دلار برآورد می شود. کارشناسان Lockheed Martin و نیروی هوایی آمریکا نسبت انهدام هر فروند "F22" در جنگ هوایی با جنگنده های هم خانواده "سوخوی 27" و یا "میگ 29" در شرایط برابری سطح آمادگی خلبانان آن را 1 به 30 ارزیابی می کنند ..

دو شهروند ایرانی در غرب افغانستان ربوده شدند


بی بی سی : مقام های افغان می گویند مردان مسلح ناشناس، دو شهروند ایرانی را شب گذشته از مسیر اسلام قلعه - هرات ربوده اند.
حفیظ الله فقیر زاده، ولسوال/ فرماندار زنده جان گفت این دو شهروند ایرانی که رانندگان کامیون بودند، زمانی ربوده شدند که از اسلام قلعه به سوی شهر هرات می آمدند.
آقای فقیرزاده گفت که گمان می رود این افراد از سوی دزدان مسلح، به هدف به دست آوردن پول ربوده شده باشند.
او گفت که پلیس برای ردیابی این افراد، دست به کار شده است.
سال گذشته میلادی نیز یک راننده ایرانی از سوی افراد مسلح در ولسوالی غوریان در غرب هرات ربوده شده بود که درماه دسامبر آزاد شد.
مقام های محلی در هرات می گویند، او پس از پرداخت پول به ربایندگان، آزاد شد.
همچنین مقام های امنیتی در هرات می گویند، افراد مسلح به یک کاروان موسسه مین روبی به نام OMAR حمله کرده اند.
به گفته نورخان نیکزاد، سخنگوی پلیس هرات، مهاجمان، یک موتر (خودرو) مربوط به این موسسه را آتش زده اند اما به کارمندان آن آسیبی نرسیده است.
افزایش موارد آدم ربایی در سال 2008 میلادی، اعتراض های جدی افغانها از جمله اعتصاب اتحادیه های صنفی هرات را به دنبال داشت، اما اخیرا چنین مواردی کاهش یافته بود و نیروهای امنیتی افغان چند گروه آدم ربا را در ولایت های غربی افغانستان باز داشت کردند.
شهروندان خارجی بیشتر از سوی طالبان و شورشیان مسلح به هدف مبادله آنها با اسرای طالبان در بگرام و همچنین وارد کردن فشار بر دولت افغانستان و متحدانش، انجام می شود اما در مورادی هم دیده شده است که باندهای تبهکار نیز شهروندان خارجی را ربوده اند.

تصاویر یکی از سردمداران اوباش بسیجی در ضرب و شتم دانشجویان






انتقال فرزاد کمانگر و بی‌خبری از وضعیت وی



ایران ب ب ب
مسئولین زندان، فرزاد کمانگر، معلم زندانی محکوم به اعدام را دیروز صبح از زندان رجایی‌شهر خارج کرده‌اند تا به بهانه‌یی نامعلوم به زندان اوین ببرند. اما تا کنون هیچ خبری از وضعیت وی گزارش نشده است و مشخص نیست که این معلم زندانی در کجا و در چه وضعیتی به سر می برد. مراجعات و پی‌گیری‌های خانواده و وکلای این زندانی تا کنون نتیجه نداده و از وضعیت وی اطلاعی کسب نشده است. گفتنی است انتقال فرزاد کمانگر بدون اطلاع قبلی بوده و دلیل این اقدام مشخص نیست.

فعالان حقوق بشر در ایران

خشم اوباش خامنه ای از شعار مرگ بر دیکتاتور

گزارش کامل اعتراض روز گذشته دانشجویان پلی تکنیک به دفن شهید و ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان توسط چماقداران بسیجی و سپاهی
خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته همزمان با حضور گسترده و سازماندهی شده افراد خارج از دانشگاه برای اجرای پروژه دفن شهید، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر علیرغم تمامی فشارها به این پروژه اعتراض کردند.
نیروهای امنیتی با همکاری مسئولین وزارت علوم و دانشگاه امیرکبیر از هفته های گذشته تمامی تمهیدات لازم را اندیشیده بودند تا این مراسم بدون هیچ گونه اعتراضی برگزار شود. تقاضای رهایی ریاست دانشگاه امیرکبیر برای ادامه بازداشت ۴ دانشجوی دربند این دانشگاه، و ممنوع الورود کردن ۱۲ دانشجوی پلی تکنیک از ابتدای هفته جاری و تماس با خانواده های دانشجویان معترض برای تخت فشار قرار دادن آنها از جمله اقدامت انجام شده برای ممانعت از شکل گیری هرگونه اعتراضی بود.
علاوه بر آن طی روزهای گذشته پس از آنکه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر طی ۲ روز متوالی با برگزاری تحصن و تجمع اعتراضی مخالفت خود را با اجرای پروژه «دفن شهید» ابراز داشتند، مسئولین نحوه برگزاری این مراسم را تغییر داده و آن را به یک مراسم عمومی تبدیل کردند تا با خیالی آسوده نیروهای اطلاعاتی و سپاهی را وارد دانشگاه کنند. همچنین از روز یکشنبه بیلبوردهای تبلیغاتی در این زمینه در نقاط مختلف شهر تهران نصب شد. یکشنبه شب نیز آیت الله خامنه ای با انتشار پیامی از برگزاری این مراسم استقبال کرد تا بدین ترتیب تمامی زمینه های برای دفن شهید بدون هیچ اعتراضی فراهم شود. وی در حالی برای اجرای دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر پیام منتشر کرد که همزمان با دانشگاه امیرکبیر در دانشگاه کاشان نیز این پروژه انجام شد ولی وی پیامی برای دفن شهید در آن دانشگاه صادر نکرد.
علاوه بر آن طی روزهای گذشته خبرگزاری های فارس و ایسنا و بسیاری سایت های زنجیره ای اقتدارگرایان با گزارش متعددی سعی کردند تا در فواید دفن شهید در دانشگاه ها بنویسند و یا دانشجویان معترض را مورد تهدید قرار دههند. در یکی از آخرین موارد یکی از این سایت ها گزارش کرد که طلاب بسیجی استان قم در حمایت از دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر تجمع کرده اند.
اما با وجود تمامی فشارها، باز هم روز گذشته همزمان با دفن شهید، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر این نمایش فریبکارانه را بر هم زدند.
دانشجویان با شعارهایی همچون “دیکتاتور زمانه شهید شده بهانه”، “مرگ بر طالبان، چه کابل چه تهران”، “بسیجی برو گمشو” ، “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد”، “مرگ بر دیکتاتور”، “بسیجی بی عرضه قرآن کردی به نیزه” به سو استفاده حکومت برای ایجاد جو امنیتی در دانشگاه ها اعتراض کردند.
نیروهای سپاهی و بسیجی که با ارسال نیروهای خود به دانشگاه امیرکبیر، جای هیچ گونه اعتراضی از طرف دانشجویان را متصور نمی شدند، پس از آنکه با اعتراضات دانشجویان مواجه شدند با عصبانیت و وحشیگری بسیار به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند. عوامل مدعی اسلام که به چاقو، اسپری فلفل و وسایل ورزش های رزمی مجهز بودند، تمامی عقده های خود را با ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان بروز دادند.
بیش از ۶۰ دانشجو بر اثر ضرب و شتم مجروح شدند که در حدود ۲۰ نفر از آنان به بیمارستان های مختلف انتقال داده شدند. حال ۳ نفر از مجروح شدگان وخیم می باشد. ضربات چاقو، پنجه بوکس و مشت بر بدن برخی از دانشجویان به وضوح آشکار است. همزمان با انتقال دانشجویان به بیمارستان ها، نیروهای اطلاعاتی با حضور در بیمارستان ها مانع از پخش وضعیت دانشجویان مجروح شده اند.
پس از دفن تابوت ها همراه با ضرب و شتم دانشجویان و پایان نمایش پروژه دفن شهید، بازداشت دانشجویان معترض و انتقال آنان به بازداشتگاه ها شروع شد. تعدادی از دانشجویان که مورد ضرب و شتم هم قرار گرفته بودند در دقایق اولیه اتمام نمایش دفن شهید، بازداشت شده و در ون های قرمزی رنگی به نقاط نامعلومی انتقال داده شدند.
پس از آن مامورین اطلاعاتی همراه با همکاری حراست دانشگاه امیرکبیر با استقرار در خروجی درب های دانشگاه، دانشجویان را هنگام خروج از دانشگاه بازداشت می کردند. در حالیکه برخی از دانشجویان به دلیل شرایط ناامن خارج از دانشگاه قصد داشتند تا برای چند ساعتی در دانشگاه بمانند، علیرضا رهایی ریاست دانشگاه امیرکبیر با اعلام اینکه هیچ دانشجویی نمی تواند بعد از ساعت ۷ در دانشگاه باشد، از انتظامات دانشگاه خواست تا دانشجویان را از دانشگاه اخراج کنند. همزمان ماموران اطلاعاتی با همکاری انتظامات دانشگاه امیرکبیر با استقرار در خروجی درب های دانشگاه به شناساسی و بازداشت دانشجویان معترض پرداختند.
بر طبق آخرین آمار بدست آمده در بعد از ظهر روز گذشته بیش از ۷۰ دانشجو بازداشت شدند که اکثر این دانشجویان به کلانتری ۱۰۷ میدان فلسطین منتقل شدند، اما از محل نگهداری برخی از بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست. همچنین برخی از دانشجویانی که به کلانتری ۱۰۷ منتقل شده بودند از آنجا به نقاط نامعلومی منتقل شدند. ماموران حراست و برخی از افراد بسیج دانشگاه امیرکبیر با حضور در این کلانتری به شناسایی دانشجویان فعال پرداختند. از کلیه دانشجویان منتقل شده به کلانتری ۱۰۷، عکس برداری و انگشت نگاری انجام و کارت دانشجویی آنان ضبط شده است. دانشجویان مورد فحاشی ماموران کلانتری و نیروهای امنیتی قرار گرفتند و نیروهای امنیتی به شدت نسبت به شعار “مرگ بر دیکتاتور” عصبانی بودند. تا بامداد صبح روز سه شنبه بیش از ۴۰ نفر از دانشجویان آزاد شده اند اما هنوز نزدیک به ۳۰ نفر از دانشجویان در بازداشت به سر می برند.

۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

شهید عبدالغفور بلوچ هیروی نوجوان در میادین مبارزه علیه رژیم فاشیست آخوندی






توتال هرگونه قرارداد قریب الوقوع با رژیم را منتفی دانست


به گزارش خبرگزاری رویتر، رئیس شرکت نفتی توتال فرانسه روز دوشنبه اعلام کرد هیچ گونه قرارداد جدیدی برای گسترش میدان گاز پارس جنوبی با رژیم تهران بزودی امضاء نخواهد شد.
رئیس شرکت توتال فرانسه ضمن اظهار بی اطلاعی از سخنان مدیرعامل شرکت ملی نفت جمهوری اسلامی در مورد قرارداد 5 میلیارد دلاری با رژیم تهران آن را تکذیب نمود و اظهار داشت ما قراردادی که برایمان سود آور نباشد را امضاء نخواهیم کرد.
این تصمیم شرکت توتال در راستای سیاست منزوی ساختن هر چه بیشتر رژیم تهران از سوی فرانسه و ایالات متحده آمریکا اتخاذ شده است.

خبر تکمیلی از دانشگاه امیر کبیر: بیش از ۷۰ دانشجو در کلانتری ۱۰۷ در بازداشت هستند



خبرنامه امیرکبیر: بر اساس آخرین گزارش ها، دانشجویانی که برای پیگیری وضعیت دوستان ربوده شده خود به کلانتری ۱۰۷ فلسطین مراجعه کرده اند، پس از پیگیری بسیار و پاسخ ندادن های ماموران کلانتری، در نهایت یکی از مامورین به دانشجویان که به دنبال یکی از هم خوابگاهی های دختر خود بودند، گفت: “تا این لحظه ۷۰ نفر را بازداشت کرده ایم که ۳۰ تن آنها دختر هستند”.
ماموران کلانتیری حتی حاضر نشده اند نام دختر دانشجوی مورد نظر را در بین اسامی دختران بازداشت شده جستجو کنند.
با ادامه یافتن این وضعیت تمامی دانشجویان دانشگاه در اضطراب و نگرانی به سر می برند و وضعیت خوابگاههای دانشگاه امیرکبیر متشنج است.
همچنین با توجه به فضای حاکم بر دانشگاه و در صورت ادامه یافتن بازداشت ها احتمال متشنج بودن دانشگاه و خوابگاه ها در روزهای آتی و در هفته آینده وجود دارد.
خبر اولیه در مورد بازداشت دانشجویان:

وضعیت بحرانی: دانشجویان در دانشگاه محبوس شده اند؛ بازداشت بیش از ۲۵ دانشجو

خبرنامه امیرکبیر: با انجام مراسم دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر که اعتراض دانشجویان و مفتضح شدن آن باعث خشم نیروهای امنیتی شده است، علیرغم اینکه این مراسم از ساعت پیش پایان یافته است، دانشگاه همچنان در محاصره نیروهای امنیتی است و تاکنون بیش از ۲۵ دانشجو بازداشت شده اند.

نیروهای امنیتی و انتظامی با مستقر کردن مینی بوس ها و ون های خود در دربهای دانشگاه و بازداشت دسته جمعی فعالین و سایر دانشجویان دانشگاه اقدامه بی سابقه ای را در هجمه آشکار و گسترده به دانشجویان آغاز کرده اند. نیروهای امنیتی ضمن ضرب و شتم دانشجویان خارج شده از درب های دانشگاه آنها را به درون ماشین منتقل می کردند و با پر شدن هر ماشین ماشین بعدی را مستقر می کردند.
عده ای از دانشجویان دانشگاه نیز که شاهد دستگیری وحشیانه و دور از ذهن دوستان خود بودند به درون دانشگاه پناه برده اند تا شاید از گزند نیروهای امنیتی اطراف دانشگاه در امان بمانند. این دانشجویان هنوز در دانشگاه بسر می برند و وضعیت نگران کننده ای را می گذارند.
همچنین تعدادی از دانشجویان که توسط انصار و نیروهای امنیتی حاضر در مراسم تدفین به طور وحشیانه ای مورد حمله قرار گرفته اند به بیمارستان منتقل شده اند و حال چند تن از آنها وخیم گزارش شده است. ضربات چاقو، پنجه بوکس و مشت بر بدنشان هویداست. حداقل ۷ تن از دانشجویان بدین روال در بیمارستان بستری می باشند.

وطن، آخرش چند؟

وبلاگ غرش که به کیبرد آقای یوزپلنگ نوشته می‌شود عکس‌های از راهپیمایی 22 بهمن ماه امسال منتشر کرده که عرق شرم بر پیشانی هر وطن دوستی می‌نشاند، این بود ذوق و شوق ملت ایران برای برگزاری جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران؟ برای کارتن‌ها و کیسه‌های اقلام اهدایی؟ برای سی دی خام؟ آن هم زیر پرچم فلسطین؟ این کدامین جشن است؟ آیا این همان مراسمی هستش که احمدی نژاد معتقد است ما را بیست سال به جلو میبرد؟ با رشوه دادن به مردم برای کشاندن آنها به راهپیمایی کشور به جلو می‌رود یا چند سال دیگر به عمر نظام استبدادی اضافه میشود؟
آیا این تقسیم عادلانه بیت المال بین مردم ایران است؟ و آیا جشنهای دو هزار و پانصدساله شاهنشاهی خیانت و حرام کردن سرمایه مملکت بود؟
برای دیدن مجموعه کامل عکس‌ها
اینجا را کلیک کنید:

کدامیک از این تصاویر احساس غرور ملی به شما می‌دهد؟ کدامیک از این تصاویر نشان فرهنگ و قدرت و تاریخ کشور شماست؟
کدام یک از این دیکتاتورهای که طی هشتاد سال گذشته حاکم بر سرزمین ایران بودند دل نگران فرهنگ ایران بودند؟ آیا هزینه‌ای که یک بار برای جشن دو هزار و پانصد ساله پرداخت شد چهره زیباتری از ایران به دنیا نشان داد یا این ولخرجی‌هایی که هر سال حکومت جهت جمع کردن ملت “همیشه در صحنه” در راهپیمایی‌های مختلف هزینه می‌کند، اعتبار بیشتری برای ایران کسب کرد؟

ادامه مطلب ...

توبیخ شدید استاندار یزد در پی افشای چگونگی جمع آوری استقبال کنندگان احمدی نژاد در یزد با صبحانه نهار شام و پرداخت پول

امروز : در پی افشای کامل برنامه های دولت برای چگونگی به میدان آوردن مردم برای استقبال از سفر احمدی نژاد به استان یزد، استاندار این استان شدیداً توبیخ شده است. وزیر کشور با توبیخ استاندار به او اعلام کرده است باید عواملی را که دستورالعمل های دولت در خصوص سفر احمدی نژاد به یزد را افشا کردنده اند، شناسایی و مجازات شوند. گفتنی سفر احمدی نژاد به استان یزد زادگاه سید محمد خاتمی یکی از مهمترین سفرهای استانی احمدی نژاد به شمار می رفت که در این زمینه صدها دستگاه اتوبوس از شهر های مختلف استان، مردم را رایگان به شهر یزد مرکز استان آوردند و برای آنان وعده های غذایی صبحانه، ناهار و شام نیز در نظر گرفته شد و در عین حال مبالغی پول هم به تعدادی از مردم پرداخت شد. دستورالعمل محرمانه استاندار به فرمانداران شهرهای استان یزد افشا شد و همین موضوع هم بر شک و شبهات درافکار عمومی درباره چگونگی سفرهای استانی هیات دولت افزود.

ازدواج اجباري دختر 15ساله با پيرمرد 87ساله در مشهد

ایونا: دختر 15ساله يي که پدرش او را در ازاي 50 هزار تومان و با وعده دريافت دو دانگ از يک خانه به عقد مردي 87 ساله درآورده بود، پس از چند ماه زندگي به خاطر بدرفتاري هاي شوهرش از او شکايت کرد .گزارش گروه حوادث خبرگزاری زنان ایران "ایونا" ، اين دختر نوجوان که مريلا نام دارد در حالي که براي شکايت از شوهرش نزد ماموران انتظامي مشهد مراجعه کرده بود به افسر نگهبان کلانتري گفت؛ من به خاطر پر کردن شکم دو خواهر کوچکم با علي اکبر که 72 سال از من بزرگ تر است، ازدواج کردم . اما او مرا کتک مي زند و به من خرجي نمي دهد .اين زن نوجوان ادامه داد؛ من فرزند دوم خانواده هستم و وقتي دو ساله بودم مادرم به خاطر اينکه پدرم به مواد مخدر اعتياد داشت از او جدا شد . پدرم که درآمدي نداشت و همه فکرش مواد بود سرپرستي مرا به خانواده ديگري واگذار کرد . من هشت سال نزد زن و شوهري جوان زندگي مي کردم اما چون دلم براي دو خواهرم تنگ شده بود دوباره به خانه پدرم برگشتم . من هر بار که دخترهاي هم سن و سالم را با خودم مقايسه مي کردم عذاب مي کشيدم. مريلا ادامه داد؛ وقتي 13 ساله بودم در شرايطي که فکر مي کردم ديگر بزرگ شده ام با پسري که در همسايگي مان بود، آشنا شدم .او با وعده و وعيد مرا فريب داد. فکر مي کردم وجود علي باعث مي شود دوران سختي ام به پايان برسد ولي او از من سوءاستفاده کرد و گفت حاضر نيست مرا عقد کند . پدرم که از رابطه ام با علي مطلع شده بود قصد داشت از دست او شکايت کند تا اينکه عاقبت علي راضي شد با من ازدواج کند .زندگي با علي فرق چنداني با زندگي در کنار پدرم نداشت او هم مثل پدرم معتاد بود و دائم مرا کتک مي زد. يک سال اين وضعيت را تحمل کردم اما سرانجام کاسه صبرم لبريز شد و به ناچار از او جدا شدم . مريلا ادامه داد؛ وضعيت زندگي ما روز به روز بدتر مي شد و پدرم دار و ندارش را فروخت تا هزينه تامين مواد مصرفي اش کند .از طرفي چون چند ماه کرايه خانه نداده بوديم صاحب خانه مان گفت بايد خانه اش را خالي کنيم. او يک هفته مهلت داد آنجا را ترک کنيم . در حالي که مهلت مان رو به اتمام بود علي اکبر پيرمرد 87 ساله يي که همسايه مان بود و از وضعيت زندگي مان خبر داشت با پدرم صحبت کرد و گفت به ما کمک مي کند. آن روز نمي دانستم چه بلايي قرار است به سرم بيايد اما چند روز بعد فهميدم علي اکبر به پدرم 50 هزار تومان پول داده و با وعده اينکه دو دانگ از خانه اش را به نام من مي کند، از من خواستگاري کرده است . درحالي که پدرم هيچ صحبتي با من نکرده و حتي نظرم را هم نپرسيده بود يک روز به زور مرا به يک دفترخانه برد و به عقد علي اکبر 87 ساله درآورد .شوهر پيرم يک اتاق در گوشه خانه اش به پدر و دو خواهرم دادابتدا زندگي مان به خوبي مي گذشت هرچند من از زندگي با مردي که 72 سال از من بزرگ تر بود عذاب مي کشيدم ولي به اينکه دو خواهرم راحت زندگي مي کردند دل خوش بودم اما بعد از مدتي وضعيت تغيير کرد . علي اکبر نه تنها دو دانگ از خانه اش را که قول داده بود به نام من نکرد بلکه به زور مرا به سر کار فرستاد .او ماهانه 35 هزار تومان از حقوقم را به خاطر اينکه به خانواده ام يک اتاق داده به عنوان کرايه خانه از من مي گرفت و خرجي هم به من نمي داد . چند بار با پدرم صحبت کردم اما او بي تفاوت بود. تا اينکه شوهرم گفت بايد پدرم و دو خواهرم خانه اش را ترک کنند . پدرم که از شنيدن اين حرف ها عصباني شده بود مرا مجبور کرد به کلانتري بيايم و از علي اکبر شکايت کنم . او من و پدرم را فريب داده و به من نفقه نمي دهد و مرتب کتکم مي زند .در پي اظهارات مريلا پرونده يي در اين باره تشکيل شد تا درباره گفته هاي او تحقيق شود .

کلیپی از تظاهرات دانشجویان پلی تکنیک علیه دفن شهدای در این دانشگاه ـ




امروز صدهاتن از دانشجویان دانشگاه پلیتكنیك، براى دومین روز متوالی، با شعار مرگ بر دیكتاتور و شعارهایی علیه احمدینژاد و مزدوران بسیجی تظاهرات كردند و خشم و انزجار خود را از دفن استخوان قربانیان جنگ در این دانشگاه ابراز كردند./// بنابه گزارشهای دریافتی مزدوران بسیجی با پخش مداحی از بلندگو، قصد بر هم زدن این تظاهرات را داشتند، اما دانشجویان این ترفند و سایر تلاشهای مزدوران را ناكام گذاشتند و با شعارهای ضدحكومتی به تظاهرات خود ادامه دادند./// آنها در حالی كه سرود یاردبستانی را میخواندند به سمت در اصلی دانشگاه راهپیمایی كردند./// براساس این گزارشها، دانشجویان دانشکده هوافضا در همبستگی با این حركت اعتراضی از رفتن بهسركلاسهای درس خودداری كردند.

دستگیری یک ایرانی مظنون به دست داشتن در انفجار الحسین در مصر

العربیه : طبق آخرین گزارش درباره ی انفجار روز گذشته نزدیک مسجد تاریخی امام حسین در قاهره که منجر به قتل یک دختر جوان فرانسوی شد، پلیس مصر امروز دوشنبه 23-2-2009 از دستگیری یک شهروند ایرانی که در هنگام وقوع انفجار درخارج هتل محل اقامت خود در نزدیکی منطقه انفجار قرار داشت خبر داد .به گفته برخی منابع "شاهدان عینی می گویند هنگامی که افراد پلیس به دنبال پرتاب بمب از طبقات بالای هتلی در نزدیکی مسجد امام حسین در قاهره به بالا رفتند، با یک ایرانی که درحال پایین آمدن بود روبرو شدند واو را دستگیر کردند، اما هنوز اتهامی علیه وی اعلام نشده است ". گفتنی است که مقامات مصری از افشای نام این شهروند ایرانی بازداشت شده خود داری می کنند، زیرا آنان تنها به وی مشکوک شده اند . پیشتر منابع پلیس از بازداشت 14 تن که سه پاکستانی در میان آنان وجود دارند خبر داده بودند، در شرایط مشابه ،معمولا پلیس مصر افراد دستگیر شده را پس از بازجویی آزاد می کند.این منابع به "العربيه.نت" گفتند تاکنون اتهامی علیه افراد مظنون اعلام نگردیده است، وتنها روال معمولی تحقیق وبازجویی از کسانی که در منطقه انفجار حضور داشتند، من جمله میهمانان هتلی که یکی از آنان ایرانی است ، ادامه دارد" . همچنین جستجوی دستگاه های امنیتی برای دستگیری دو پاکستانی که به شدت در مظان اتهام هستند، ادامه دارد، این دو با در اختیار داشتن ویزای ترانزیت از بحرین عازم قاهره شده بودند .پليس مصر مى گويد تا كنون چهارده مظنون را در ارتباط با بمب گذارى شب گذشته در بازار عاديات منطقه الحسین واقع در شهر قاهره، بازادشت كرده است ، در اين انفجار يك دختر 17 فرانسوى كشته ودست كم 21 تن ديگر زخمى شدند.گزارشگر شبكه تلويزيونى "العربيه" گفت، مقامت امنيتى 14 مظنون را كه 3 تن آنان از اتباع پاكستان هستند مورد بازجويى قرار دادند.منابع پليس افزدوند، بازداشت شدگان هنگام انفجار بمب يكشنبه شب در محل حادثه حضور داشتند، و برخى از آنان در شب حادثه و بقیه بامداد روز بعد دستگير شدند، منابع مذكور در مورد اينكه آيا مدارك ويا شواهدى عليه مظنونان در دست دارند ؟ اطلاعاتی را ارائه نكرده اند.اين بمب كه در نزديکی بازار تاريخی "خان الخليلی" منفجر شده اولين حمله از اين نوع پس از حمله به جهانگردان در آوريل سال 2005 می باشد، وهمچنان نخستين حمله در مصر است كه پس از انفجار آوريل 2006 در تفريحگاه دهب واقع در سينا صورت مى گيرد.گفتنى است كه در ميان زخميان 13 جهانگرد فرانسوى، 3 تبعه سعودى، يك آلمانى، وسه شهروند مصرى وجود دارند.هنوز هيچ جهتى مسؤوليت اين انفجار را بر عهده نگرفته است.كارشناسان معتقدند، احتمالا يك گروه كوچك مصرى ناراضی در این انفجار دست دارد چنانكه قبلا نیز دو حمله مشابه را در سال 2005 انجام داده است .احتمال مى رود اين حادثه باعث كاهش سفر جهانگردان به مصر شود، وبه درآمد جهانگردى در این کشور كه 7 در صد از مجموع درآمد هاى اين كشور را تشكيل مى هد آسيب برساند.در پی وقوع حمله، پلیس منطقه را محاصره كرده وجستجوبرای یافتن مظنونان احتمالى ديگر ادامه دارد.

نفاق بینداز و حکومت کن


یکی از شاخصه‌های اصلی حکومت آخوندی از روز اول بوجود آمدن این بوده که نفاق بیندازد و حکومت کند. در این پروسه حکومت بسیار هم خوب عمل کرده. اگر به روزهای اول انقلاب برگردیم می‌بینیم که همین روند باعث شد تا گروهای مختلف را اول در مقابل هم قرار دهند و بعد یکی یکی حذفشان کنند. امروز رژیم آخوندی بیشتر از قبل نیاز به این شگرد دارد. یکی به این دلیل که تقریبا می توان گفت رژیم در بین تمام اقشار مردم بجز نیروهای سرکوبگرش، بین همه اقشار دیگر منفور شده و همین مساله ترسی در دل سردمداران انداخته و همین ترس باعث شده که روند نفاق بینداز و حکومت کن را تند تر کرده، این تند شدن گاهی اوقات ممکن است حتی نیروهای درون رژیم را هم در همان آتش بسوزاند.نکته‌ای که باعث شد این مطلب را بنویسم مساله دفن تابوت‌های خالی در دانشگاه‌ها ست. در این درگیر اخیر اینجا و آنجا خوانده‌ام که بعضی از دانشجوها این استدلال را مطرح می‌کنند که رژیم با دفن این تابوت‌ها در دانشگاه‌ها می‌خواهد بوسیله آن پای نیروهای سرکوبگرش را به داخل دانشگاه باز کند. این استدلال و تئوری به نظر من غلط است. اول از همه رژیم هیچگاه برای ورود به جایی نیاز به دعوتنامه یا دلیل نداشته، هر جا که خواسته، مغول وار وارد شده. پس چرا این درگیری بوجود آمده!؟ به نظر من همانگونه که نوشتم این دفن کردن‌ها پس از بیش از 20 سال بعد از جنگ چه معنی دارد!؟ و چرا رژیم روی این مساله پافشاری می‌کند و حتی حاضر است این همه هزینه برای آن بپردازد، و حتی کار را به جایی می‌کشاند که خود سید علی چلاق هم وارد معرکه می‌شود!؟ این پروژه به نظر من برای این طراحی شده که بین دانشجوها که طبقه رهبری کننده جامعه هستند را با آن طبقه‌ای که عزیزانشان را در جنگ از دست داده‌اند رو در رو قرار دهند، توجه داشته باشید که این تابوتها با اینکه همگی می‌دانیم تابوت‌های خالی بیش نیستند، ولی برای عامه مردم اینها سمبل مقاومت جنگ با عراق است. همه می‌دانیم که حتی آنهایی که در جنگ خون داده‌اند و مملکت را حفظ کردند و از طرفی هم باعث دوام رژیم شدند هم با این رژیم مخالف‌اند. مگر نمی‌بینید که هر از چندی معلولین جنگ بخاطر فقر و دیگر مشکلات زندگی دست به اعتراض می‌زنند؟ حتی یکی از آنها خود را همین ماه در مقابل مجلس به آتش کشید(حجت الله فرزاد جانباز شیمیایی). حکومت می‌داند که ماه‌های آینده، ماه‌های بسیار حساسی است و به خوبی می‌داند که جو جامعه شدیدا متشنج است، تشنجی که از یاس سرچشمه می‌گیرد، تشنجی که از وضع بد اقتصادی سرچشمه می‌گیرد، تشنجی که از رویارویی‌های سیاسی ریشه می‌گیرد و یک جرقه کافی است تا کل خرمن آخوندی را به آتش بکشد. به همین دلیل گمان می‌کنم که ملاها دست به این مانورها می‌زنند تا در بین اقشار مختلف اختلاف بیندازند و به خیال خودشان بتوانند به عمر رژیم بیفزایند.برعکس تحلیل بعضی دانشجویان فعال گمان من بر این است که مخالفت با این شعبده تابوت بازی‌های رژیم و مخالفت آنها باعث خواهد شد که ملاها به وجحه‌ای حق به جانب دست به سرکوب بیشتر دانشجوها بزنند و همزمان موفق شوند در بین اقشار مختلف جامعه شکاف و نفاق ایجاد کنند. همین پروژه را هم به طریق دیگر رژیم در برابر نیروهای بیرون از ایران و درون ایران دامن می‌زند. نمی‌بیند هر جا خارج نشین‌ها بحثی راه می‌اندازیم، یک عده مجهول الهویه یک مرتبه سبز می‌شوند و دعوای حیدری نعمتی راه می‌اندازند که چرا شما که از ایران "فرار" کرده‌اید در کار ملت ایران دخالت می‌کنید و الخ.خلاصه مطلب اینکه باید هشیار بود و اجازه نداد که رژیم طبقات مختلف ملت را در مقابل هم قرار بدهد.در عوض اگر ملت هشیار باشد می‌تواند بین نیروهای آخوندی نفاق بیندازد و با مانور دادن روی این تئوری رژیم را از درون تضعیف کند.
منبع خبر: وبلاگ حسن آقا در غربت با تشکر از سایت ایران ب ب ب

یادی از یاران (شیخ اسحاق دبیری رحمه الله علیه)


سنی نیوز:هنگامی که خواستم درباره ابوعبدالله (شیخ اسحاق دبیری) بنویسم بغض گلویم را گرفت و گریه امانم نداد زیرا امثال شیخ اسحاق دبیری در بین هزاران بلکه صدها هزار یکی پیدا می شود.
——————————————–

بسم الله الحمن الرحیم
یادی از یار
الحَمْدُ لِلهِِ رَبِّ العَالمِينْ، وَالصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ عَلىَ نَبِينّا مُحَمّدٍ ­­، وَعَلى آلِهِ وَأصْحَابهِ وَمَنْ دَعَا بِدَعْوَتِهِ إلىَ يَوْمِ الدِّيْن.
قال تعالى:
(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا) (۲۳ الأحزاب)
(از ميان‌ مؤمنان‌ مرداني‌ هستند كه‌ به‌ آنچه‌ با الله بر آن‌ پيمان‌ بسته‌ بودند، صادقانه ‌وفا كردند پس، از آنان‌ كسي‌ هست‌ كه‌ قرار داد خود را به‌ انجام‌ رسانيد و از آنان‌ كسي‌ هست‌ كه‌ انتظار مي‌كشد و هيچ‌گونه‌ تغيير و تبديلي‌ نياورده‌اند).
هنگامی که خواستم درباره ابوعبدالله (شیخ اسحاق دبیری) بنویسم بغض گلویم را گرفت و گریه امانم نداد زیرا امثال شیخ اسحاق دبیری در بین هزاران بلکه صدها هزار یکی پیدا می شود.

دقیقا به یاد ندارم اما شاید بیشتر از ۱۵ سال قبل بود که توسط بعضی از کتابهای کوچک که بویسله ایشان ترجمه و تألیف شده بود با ایشان آشنا شدم. آنچه از کتابهای ایشان برداشت نمودم این بود که جوانی با احساس و غیرتی دینی در راه خدمت به اسلام گام برداشته است و همین احساس و غیرت و اخلاص و ایمان ایشان بود که با کمک الله متعال در مدت زمانی اندکی او را به نویسنده ای توانا و مترجمی باتجربه تبدیل نمود.

نخستین تماس تلفنی من با ایشان در سال ۱۴۲۴هـ ق بود که جهت مشکلی که در امور دعوت پیش آمده بود، به ایشان زنگ زدم و چون شناخت قبلی با ایشان نداشتم یقین نمی کردم که به من جواب مثبت بدهند اما از همان کلمات اولیه که رد وبدل شد پی به شخصیت والا و اخلاق نیکوی ایشان بردم، بعد از احوالپرسی خودم را معرفی کردم و مشکلی را که پیش آمده بود بیان کردم و او رحمه الله با جبینی گشاده وعده همکاری داد و در ظرف مدت کوتاهی آن مشکل را برطرف نمود، از این تواضع و فروتنی و اخلاق والای ایشان کاملا متاثر شدم و بعد از بارها وبارها هرگاه مشکلی پیش می آمد ویا نیاز به همکاری علمی ایشان در امور دعوت احساس می شد بدون معطلی تماس می گرفتم و شیخ رحمه الله هم تا حد توان و حتی بیش از آن هم همکاری می نمود، آنچه که وی را از دیگر علماء و دعوتگران متمایز می ساخت این بود که اگر از ایشان طلب همکاری می کردیم هرگز کلمۀ “کار دارم و یا مشغول هستم” را نشنیدیم و در اداره یا منزل و حتی گاهی اتفاق افتاده که نیمه های شب نیز با تواضع و خوشرویی و اخلاق اسلامی به تماسها جواب می دادند و مشکلات برادران را حل می کردند. اما كسی كه در ارتباط با سنت ‌ها و قوانین الهی به اندیشه می ‌پردازد در می ‌یابد كه مورد آزمایش واقع شدن یا ابتلا یكی از سنت‌های مقدر الله متعال است برای بنده ها می باشد. زیرا می ‌فرماید:

﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ﴾ (البقرة:۱۵۵).

«قطعاً شما را با پاره ای از امور مانند ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و كمبود میوه (مواد غذایی) مورد آزمایش قرار می‌دهیم و به صابران مژده بده».
كسی كه گمان می‌برد انسان های صالح و پرهیزگار از ابتلاء دور و مصون می‌مانند در اشتباهند، زیرا مورد آزمایش قرار گرفتن نشانه ایمان است زیرا از رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم- سوال شده كه: «كدام انسان ها بیشتر مورد ابتلاء قرار می‌گیرند او پاسخ فرمود:
پیامبران و پس از ایشان صالحان و پس از آنها كسانی كه بیشتر به ایشان نزدیكند».
هركس به اندازه میزان دینداریش مورد آزمایش قرار می‌گیرد، اگر در دین او استواری باشد به میزان آزمایش او افزوده می‌گردد و چنانچه در دینداری او ضعف و نرمی باشد از آن كاسته می‌شود.
در واقع ابتلاء، علامت محبت الله متعال در مورد بنده خویش است.
رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم- فرموده اند:
«وَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ قَوْمًا ابْتَلاهُمْ». (أحمد والترمذی)،
الله هرگاه ملتی را دوست بدارد آنان را مورد ابتلاء قرار می‌دهد.

شيخ اسحاق دبیری رحمه الله هم از جمله این انسانهای صالح بود، الله متعال او را به مشکلات گوناگونی مبتلا کرده بود که می توان از مهاجرت و آوارگی و دوری از خانواده و وطن گرفته تا بیماری سرطان که شیخ رحمه الله به آن مبتلا شده بودند یاد کرد اما ايشان به این فرموده رسول گرامی اسلام -صلى الله علیه وآله وسلم- يقين كامل داشتند آنجا كه می‌فرماید:

«مَا مِنْ مُسْلِمٍ یصِیبُهُ أَذًى شَوْكَةٌ فَمَا فَوْقَهَا إِلا كَفَّرَ اللَّهُ بِهَا سَیئَاتِهِ كَمَا تَحُطُّ الشَّجَرَةُ وَرَقَهَا » (متفق علیه).
هیچ مسلمانی نیست كه بخاطر فرورفتن خار یا بیشتر از آن دچار اذیت و درد شود مگر آنكه الله همچون ریزش برگ درختان آنها را كفاره گناهانش می‌گرداند.
واين ايمان ويقين را هر كه با شيخ رحمه الله ديدار مي نمود احساس مي كرد.
اما اولین دیدار من با شیخ رحمه الله در ۲۴ رمضان ۱۴۲۹هـ ق بود یعنی تقریبا ۵ ماه قبل، در آن روزها شیخ شدیدا بیمار بودند اما وقتی با ایشان روبرو شدم اصلا فراموش کردم که ایشان بیمار هستند آثار بیماری در ایشان دیده نمی شد با لبخندی محبت آمیز مرا در آغوش گرفتند، انگار که سالهاست همدیگر را می شناسیم راست گفته اند که (إن الأرواح جنود مجندة ) این درحالی بود که مدتها قبل از این دیدار با ایشان مدیریت سایت عقیده
www.aqeedeh.com را به من سپرده بودند. و از نکات جالبی که در این دوران احساس کردم این بود که هیچوقت به من امر نکردند که این کار را این طور انجام بده و یا چرا فلان کار را آنطور انجام داده ای؟ بلکه اگر گاهی می خواستند نکته ای را یادآوری نمایند به این شکل عنوان می کردند که (نظرتان چیست که فلان مسأله اينطور شود) كه اين برخورد ایشان منتهای اخلاق اسلامی و ادب رفیع ایشان را نمایان می کرد.
و از نکات مهمی که در زندگی احساس کردم خسته نشدن ایشان در امور دعوت بود، کم می خوابیدند و بیشتر اوقات خود را صرف تحقیق ترجمه و مراجعه کتب می نمودند و پربارترین روزهای زندگی شیخ رحمه الله از نگاه تأليف و ترجمه زماني بود كه ايشان به شدت بيمار بودند و حتى نمی توانستند به اداره بروند به همین دلیل همه وقت خود را صرف کارهای علمی می کردند.

دومین دیدار من با شیخ رحمه الله در ایام حج سال ۱۴۲۹هـ ق بود در این دیدار وضعیت جسمانی شیخ بهتر شده بود و احساس آرامش بیشتری می کردند، از ایشان خاطرات فراموش نشدنی از زیارت مسجد النبی صلی الله علیه وآله وسلم و شهدای احد و مسجد قباء دارم، در این دیدار که مدت یک هفته دوام کرد بیشتر با شیخ رحمه الله از نزدیک آشنا شدم و توجه و اهتمام بیش از حد ایشان را در امور دعوت ملاحظه نمودم و بعد از این دیدار محبت من به شیخ دوبرابر شد و همیشه به بهانه های مختلف به ایشان زنگ می زدم و جویای حالشان می شدم.

آخرین تماس با ایشان در شبی بود که فردایش دارفانی را وداع گفتند… حالشان بهتر شده بود و احساس نشاط می کردند اما:
نشان مرد مؤمن با تو گویم چو مرگ آید تبسم برلب اوست
آری این نشاط و احساس آرامش از نزدیکی وصال بود، این نشاط و آرامش از نزدیکی سفر از جهان فانی با همه رنجها و غمهایش به سرای باقی و جاوید با همه آرامش و نعمتهایش بود.

آری شیخ اسحاق دبیری ما را تنها گذاشت و رفت اما یاد او و راه او برای همیشه تا دنیاست زنده و جاوید خواهد بود یاد و خاطره او با نوشته هایش و آثار گرانبهایش در خاطر هر مسلمان زنده است.

سلام به تو ای ابو عبدالله، سلام به تو که زندگیت را فدای عقیده ات کردی، سلام به تو که الگو و سرمشقی برای داعیان مخلص دین حق بودی، بدان که برادرانت راهت را ادامه خواهند داد و نخواهند گذاشت پرچمی را که تو برافراشتی به زمین بیافتد.
مدیر سایت عقیده

دستگیری مخبرین رژیم فاشیست آخوندی توسط مبارز ملا کمال بلوچ در کوهستانهای بلوچستان


خبرگزاری بلوچ نیوز (بلوچنا)

بالاترین واقعا برگشت

ابراهیم نبوی
بالاخره بعد از این همه انتظار و سرگردانی و آشفتگی و پریشانی بالاترین برگشت. بالاترین برگشت چون باید برمی گشت، چون بالاترین نیاز همه روزه ما بود. چون بالاترین آمده است تا ما را به بالاتر ببرد، بالاتر از اینجایی که هستیم و حق ماست.
خبر بازگشت بالاترین خبری زیباست، برای همه آنها که به آگاهی و آزادی و زیبایی و گفتگو و اندیشه فکر می کنند. برای همه آنها که برایشان اینترنت فارسی یک امکان دیدن و گفتن و شنیدن و حضور در جهان است.
بالاترین برای ما مثل داشتن حق اظهار نظر یا حق انتخاب است، وقتی آن را نداری خیلی از نداشتنش عذاب نمی کشی، ولی وقتی داری و از دستش می دهی عذاب سختی خواهی کشید.
به همه بچه های خوب بالاترین که می دانم روزها و ساعتها و هفته ها زحمت کشیدند تا ما را دوباره به میهمانی خانه شان ببرند تبریک می گویم، هم به مدیران بالاترین و هم به کاربران آن. و می گویم که در این مدت خیلی برنامه ها ریختیم تا بتوانیم از بالاترین مان حمایت کنیم. با همه قدرت برای حمایت از بالاترین آماده ایم.

چرا نمی توانم به زبان مادری ام درس بخوانم؟

• من یک ایرانی ام اما فارس نیستم. من بلوچم، ترکم، عربم، کردم و ترکمن. چرا نمی گذارید به زبان مادری ام درس بخوانم؟ مادر من با مادران شما چه تفاوتی دارد که زبانش را از نظام درسی کشور حذف کردید؟ ...
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
من یک ایرانی ام اما فارس نیستم. من بلوچم، ترکم، عربم، کردم و ترکمن. چرا نمی گذارید به زبان مادری ام درس بخوانم؟ مادر من با مادران شما چه تفاوتی دارد که زبانش را از نظام درسی کشور حذف کردید؟ مادر من هم مثل مادران شما ممکن است زبان دیگری را نداند یا اگر بداند دوست دارد با زبان خودش – که زبان نیاکان اوست – با فرزندانش صحبت کند، چرا او را و مرا از این حق طبیعی و انسانی محروم می کنید؟ شاید شماری از شما بگویند که کسی مانع صحبت شما در خانه نشده است اما بدانید که صدها پدر و مادر به علت تحقیر غیرفارس ها و فشارهای معلمان مدارس کشور بر آنان، می کوشند با کودک خود به زبان رسمی - و نه به زبان مادری - صحبت کنند. برادر و خواهر فارسی که مرا از حق آموزش به زبان مادری ام محروم کرده ای، شما و مادر شما چه امتیاز خاصی دارید که مرا از این حق انسانی محروم کرده اید؟ هشت دهه و اندی است که ما – غیرفارس ها – از جیب خود می خوریم و شما دایما بر محتوای جیب خود می افزایید. یعنی زبان فارسی به کمک فرهنگستان ها و دانشگاه ها و رسانه های دیداری و شنیداری و کتاب های درسی و غیر درسی و پول نفت عرب خوزستانی فربه می شود و می بالد و گردن می افرازد و زبان من ترک، من کرد، من عرب، من بلوچ و من ترکمن به امان خدا رها شده، یا در واقع به مرگ تدریجی محکوم شده است. زبان های ما به بیماری می ماند که به هیچ پزشک و پرستاری اجازه داده نمی شود برای درمانش به او نزدیک شود. کسانی هم که فریاد بر می آورند که "آی آدم ها" اینجا، در ایران ما، زبان های زنده ای به احتضار افتاده اند، نه تنها فریاد رسی نمی یابند بلکه زندانی می شوند، نه یک سال و دو سال، بل چندین و چند سال. دوستان و هموطنان عزیز فارس! ما زبان شما را – چه بخواهیم و چه نخواهیم – از کودکی می آموزیم اما شما نه تنها زبان من غیرفارس را نمی آموزید بلکه بخشی از شما، از ما به علت ترک بودن و عرب بودن و کرد و بلوچ و ترکمن بودن نفرت دارید و ما را تحقیر می کنید و زبان ما را به پشیزی نمی گیرید. می گویید زبان فارسی شیرین است، شکر است و هزار وصف دیگر در باره آن به کار می گیرید، گیرم که چنین باشد زبان مادری من نیز برای من عسل است، شیرین و شکر است، چرا دستگاه های رسمی و غیررسمی شما کمر به قتل زبان مادری ام گرفته اند؟ چرا به قاتل زبان های ما اعتراض نمی کنید؟ دریغ از یک بیانیه یا یک مقاله یا یک اشاره از سازمان های فرهنگی و سیاسی سراسری شما. هموطن فارس من! آیا می دانی که در عرف بین المللی به این امر می گویند: پاکسازی قومی؟ آیا می دانی که شما با سکوت خود و باعدم اعتراض به نظام تک زبانه مسلط بر ایران چند ملیتی با این جنایت، همنوایی نشان می دهی؟ هموطن فارس من! وقتی از راسته کتاب فروشان میدان انقلاب و دانشگاه تهران گذر می کنی آیا هیچ گاه فکر کرده ای چرا هموطنان ترک شما - که حدود سی درصد جمعیت کشور و شصت در صد جمعیت تهران را تشکیل می دهند – از میان صدها کتابفروشی فارسی، فقط باید یک یا دو کتابفروشی ترکی داشته باشند؟ آیا اساسا می دانی که هموطنان عرب شما – که همزبانان شان رسانه های بین المللی قدری همچون الجزیره و الحیات و الشرق الاوسط دارند – حتا یک نشریه عربی در استان خوزستان ندارند؟ و آیا می دانی که بلوچ ها که در آن سوی مرز، ده ها رادیو و تلویزیون و نشریه بلوچی دارند، اما در استان سیستان و بلوچستان حتا یک نشریه به زبان مادری شان ندارند؟ این امر در باره کردها، که همزبانان شان در آن سوی مرز از حاکمیت فدرال برخوردارند، و درباره ترکمن ها که همسایگان همزبان شان دارای کشور مستقل هستند، نیزکمابیش صدق می کند. به راستی اگر رسانه های بیرون از مرزها نبودند، همین نیمه جانی که زبان های خلق های غیرفارس دارند نیز از میان می رفت و خواسته خاک پرستان تک زبان خواه به تحقق می پیوست؛ اما این کار شدنی نیست و تا زمانی که یک مادر ترک، یک مادر عرب، یک مادر کرد، یک مادر ترکمن و یک مادر بلوچ زنده است، زبان های ما زنده خواهد ماند. لذا هموطن فارس من بدان که زبان من تا ابد فلج و بی حرکت نخواهد ماند و دیدی که طی این سه چهار سال زبان من دوباره سبز شد و بدان که این زبان خواهد شکفت. البته اگر شما جلوی نژادپرستان و تحقیرکنندگان فرهنگ ایرانیان دگر زبان بایستی و خواهان تدریس زبان های آنان در سطح ابتدایی و بالاتر باشی، زبان من در کنار زبان تو علیه ظلم و بی داد زبانه خواهد کشید. امروز ۲۱ فوریه روز گرامی داشت زبان مادری است که از سوی سازمان علمی فرهنگی یونسکو اعلام شده. حکومت ایران به رغم عضویت در سازمان یونسکو و قبول مصوبه های آن، نه تنها گامی برای گرامی داشت این روز بین المللی برنمی دارد بلکه با کسانی که این روز را گرامی می دارند برخورد می کند و آنان را به زندان های بلند مدت محکوم می کند. بیایید همگی این روز فرهنگی را جشن بگیریم و همگی یکدل و یک زبان، خواهان رهایی همه زندانیانی باشم که به خاطر اعتلای زبان مادری و فرهنگ سرکوب شده شان در زندان های کشور به سر می برند. در درون ایران، اگر در خارج از خانه ما را می گیرند و زندانی می کنند می توانیم این کار را در خانه ها و دور از جشم گزمه ها انجام دهیم. فراموش نکنیم این روز، روز مهمی است.

در حالیکه خبرگزاری آلمان خبر کشته شدن گروگان امریکی را داده بود سایت روزنامه ی جنگ آنلاین پاکستان این خبر را ساعاتی پیش تردید کرد

به گزارش خبرگزاري آلمان : منابع خبری در پاکستان روز دوشنبه از کشته شدن يک تبعه آمريکايي که ماه فوريه به دست يک گروه شبه نظامي به گروگان گرفته شده بود، خبر دادند.
شبه نظاميان در پاکستان امروز اعلام کردند يک تبعه آمريکايي را که حدود سه هفته پيش به گروگان گرفته بودند، اعدام کردند.
مردان مهاجم مسلح روز دوم فوريه جان سولکي تبعه آمريکايي که سرپرستي دفتر محلي آژانس پناهندگان سازمان ملل را در منطقه بر عهده داشت، ربودند و راننده پاکستاني وي را به ضرب گلوله کشتند.

آخوند خامنه ای سرکرده گورکن ها در دانشگاه


لیلا جدیدی
رژیم جمهوری اسلامی به طور بیهوده ای تلاش می کند با اشغال دانشگاه، این پیکر علمی جامعه، آن را از جانمایه مدنی خود تهی کند. انتقال اجساد به صحن دانشگاه و چیدن بساط روضه خوانی و تخس چای و نذری نمونه بارز این تلاش است. سرکوبگران در عین حال فرزندان و پرچمداران بی باک مهمترین مراکز دانش و علم را راهی زندان می کنند.
پس از اعتراض یکصدای 500 دانشجوی دانشکده پلی تکنیک دانشگاه امیرکبیر به دفن اجساد در زمین دانشگاه که توسط رسانه های حکومتی "تجمع 10 نفره" اعلام شد، یک دانشجو به نام یاسر ترکمن ممنوع الورود و 20 نفر دیگر به کمیته انضباطی احضار شده اند. خانواده دانشجویان تهدید می شوند و بسیجیها صحنه نمایشی گورستان را در دانشگاه ترتیب می دهند. با این حال دانشجویان بنا به آگاهی، اراده و سنت مبارزاتی خود با شعار "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد" سنگر را رها نمی کنند.
همچنان که بانگ حق طلبانه دانشجویان در اعتراض به وضعیت ناگوار دانشگاه ها رساتر می شود، تلاشهای رژیم برای خفه کردن آن، با اعمال فشار و زور، بازداشت و محرومیت از ورود به دانشگاه یا امتحان و کلاس درس، افزایش یافته است.
رژیم نه در حل مشکلات بلکه، سرکوب دانشجویان معترض سراسر کشور پرکاری می کند. برای دختر دانشجوی دانشگاه زنجان که هدف دست درازی معاون حزب الهی دانشگاه قرار گرفته، حکم شلاق و تبعید می دهد و مددی، مهره متجاوز خود را تبریه می کند. فشار بر دانشجویان چپ افزایش پیدا می کند و بر خلاف اولیه ترین قوانین داخلی و بین المللی، محمد پورعبدالله، کوشنده دانشجویی را در روز محاکمه از ترس رسوایی مخفی و دادگاه او را با وجود حضور پدر و وکیل اش منحل اعلام می کند. چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در اعتراض به بازداشت خود در اعتصاب غذا هستند را به حال خود رها می سازد و خانم سحر یزدانی که به خاطر اعتراض به بازداشت همسرش بازداشت شده، باید وثیقه 100 میلیونی بپردازد.
اینها تنها گوشه کوچکی از واکنش هراسناک رژیم نسبت به مقاومت و پایداری دانشجویان است و با این حال، هراس بزرگ رژیم از دانشگاه و عوارض زهر شدن "انقلاب فرهنگی دوم" در کام آن را به روشنی روی دایره می ریزد.

ترويج خرافه؛ اين بار در سيستان و بلوچستان


طي روزهاي گذشته شماري از شهروندان براي شفا گرفتن به زيارتگاهي در شهرستان تازه تأسيس هيرمند در شمال استان سيستان و بلوچستان هجوم آوردند.به گزارش خبرنگار «تابناك»، طي چند روز گذشته شايعاتي بر سر زبان‌ها افتاد كه زيارتگاه معروف به «ده نو» ميلك در سيستان بيماران را شفا مي‌دهد. دامنه اين شايعات به آنجا رسيد كه ديروز امام جمعه زابل در خطبه‌هاي نماز جمعه واكنش نشان داده و نسبت به بازي گرفتن احساسات مذهبي مردم هشدار داد. با اين حال صبح امروز، شنبه نيز شماري از مردم با خودروهاي شخصي، خود را به زيارتگاه رساندند تا شفا بگيرند، اما مسئولان شهرستان هيرمند ماجراي شفا دادن اين زيارتگاه را تكذيب كرده و اعلام كردند كه افرادي از اين طريق قصد سوء استفاده داشته و موضوع تحت پيگيري است. يك نفر از مراجعان به اين زيارتگاه به خبرنگار «تابناك» گفت: فردي ادعا كرده در شب اربعين، امام رضا(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) را در خواب دیده آنان فرموده‌اند از چهلم تا چهل و هشتم در زيارتگاه «ده نو» حضور يافته و بيماران را شفا مي‌دهيم.
به دنبال پخش اين خبر در سراسر منطقه سيستان بسياري از اهالي شهرستانهاي هيرمند، زابل و زهك و حتي زاهدان به اين محل مراجعه و درخواست شفا براي بيماران مي‌كنند.فرماندار هيرمند اعلام كرده است كه پس از پخش اين شايعه، بسياري از مردم به ويژه بيماران به اين مكان كه زيارتگاهي قديمي است مراجعه كرده‌اند. در همين حال، «محمد گمركي زاده» روز شنبه در گفت‌وگو با ايرنا افزود: شمار زيادي از مردم منطقه حتي افراد تحصيل‌كرده نيز به اين مكان مراجعه و درخواست شفا براي بيمار خود و برآورده شدن حاجات مي‌كنند. وي بيان كرد: امروز نيز نزديك به دو هزار خودرو در اطراف اين مكان متوقف و شمار زيادي از مردم در اين مكان حضور دارند. فرماندار هيرمند اظهار داشت: فردي كه ادعا كرده ائمه اطهار(ع) را در خواب ديده و همچنين يك نفر ديگر كه ادعا مي‌كند روحاني است و مسئوليت اين مكان را بر عهده گرفته، دستگير و در اعترافات خود بر كذب بودن ادعايشان تاكيد كرده‌اند. وي در ادامه افزود: اين دو نفر و چند همدست ديگر آنان تبعه افغانستان هستند و شماري از افرادي كه ادعا كرده‌اند شفا يافته‌اند نيز دستگير شده‌اند و بر كذب بودن بيماري و شفا يافتن خويش اعتراف كردند. ضمن آنكه برخي از مراجعان به اين مكان مدعي‌اند در اين زيارتگاه، روزانه 20 تا 30 نفر را شفا یافته و هركس شفا مي‌يابد در همان زمان به او الهام مي‌شود كه گاو، گوسفند، مرغ و يا حيوان ديگري را به زيارتگاه هديه يا قرباني كند. بسياري از مراجعه كنندگان نيز هدايا و نذوراتي تقديم اين زيارتگاه كرده‌اند.نكته قابل توجه اينكه برخی از مراجعان و همچنين شفايافتگان را اهل سنت تشكيل مي‌دهند كه در همين راستا فرماندار هيرمند گفت: به سبب اينكه احساسات ديني و مذهبي مردم به سخره گرفته شده و از طرفي با توجه به حضور شمار زيادي از مردم در اين محل، لذا جلوگیری از حضور مردم اثر منفی داشته و لازم است از راه مناسبي موضوع را پيگيري كرد. فرماندار هيرمند با بيان اينكه اقدامات لازم براي جمع آوري و تعطيل كردن اين مكان امروز انجام خواهد شد، اضافه كرد: قرار است امام جمعه زابل با سخنراني در اين مكان، مردم حاضر در زيارتگاه را از موضوع آگاه كند.گفتني است، منطقه سيستان شامل شهرستانهاي زابل، زهك و شهرستان تازه تاسيس هيرمند در حدود 200 كيلومتري شمال زاهدان واقع است.
بازتاب

۱۳۸۷ اسفند ۴, یکشنبه

وبگذر ما را به تو خيري نيست ... هشدار امنيتي خيلي مهم به وبلاگنويسان و فعالين اينترنتي


با درود
با عرض ادب و احترام فراوان خدمت دوستان گرامي و اعضاي محترم عضو خبرنامه وبلاگ "به سوي ازادي" بدینوسیله به اطلاع مي رساند كه اين خبرنامه به دليل حذف كليه خدمات وبگذر ديگر ادامه نمي يابد
لازم مي بينم كه به تمام وبلاگنويسان مبارز و برخي از احزاب ,گروهها ,تشكلها و جنبشهايي كه در سايتها و یا وبلاگهاي خود از خدمات وبگذر استفاده مي كنند توصيه دوستانه و اكيد نمايم جهت حفظ امنيت خود و هوادارانشان در راستای وظيفه همگانی ايجاد فرهنگ ايمن سازي نسبت به حذف خدمات وبگذر از سایتهای و وبلاگهای خود درنگ ننمايند
اين خدمات توسطي شركتي در تهران ارايه مي شود و این امر این امكان را در اختیار ماموران حكومت ننگين جمهوري اسلامي قرار میدهد تا با ردگيري وبلاگنويسان و فعالان اینترنتی كه در شرايط كنوني خطرناك ترين مبارزان براي جمهوري اسلامی محسوب میشوند اقدام به دستگیری مبارزان راه آزادی نمایند
همزمان ضمن تاييد اين مطلب كه دوستاني كه با پروكسيهاي معتبر وارد سايتهاي ممنوعه و خاص مي شوند در معرض خطر کمتری میباشند و اطلاعات جمع آوری شده توسط این سایت محدود به اطلاعات ارائه شده توسط پروكسي مي باشد با این حال حقيقت امر اين است که این موضوع دليل كافي محسوب نمیشود و همچنان امکان سوء استفاده ماموران حكومت ننگين جمهوري اسلامي از این اطلاعات را فراهم میسازد تا با راهكاري همچون عدم فيلتر وبلاگهاي خاص خروج برخي سايتها ممنوعه از فيلترينگ , فيلترشكنهاي غير معتبر و استفاده از ترفندهاي ديگري به اهداف خود دست يابند
شرط عقل بر احتياط ميباشد و بهترين كار حذف كليه خدمات اين شركت توسط مبارزان و سعي در استفاده از خدمات شركتهاي معتبر خارج از ايران ميباشد
با توجه با مشورت صورت گرفته با هموطني متخصص در اين زمينه كه چندين بار از صداي امريكا نيز در مورد مسايل فيلترينگ و امنيت شبكه ها و اينترنت برنامه داشته و توصيه ايشان در عدم استفاده از وبگذر اين وبلاگ كليه خدمات وبگذر را حذف و مخصوصا به وبلاگنويسان و كاربران خاص در داخل ايران نیز در اين مورد هشدار ميدهد
با سپاس فراوان

مرگ بر رژیم آخوندی
پاينده ايران
وبلاگ به سوي ازادي

بحرين: ورود كشتي‌هاي ايراني ممنوع!


در ادامه واكنش‌هاي عجيب بحرين به ايران، خبرگزاري آلمان گزارش كرده است كه بحرين به كشتي‌هاي ايراني اجازه ورود به آب‌هاي ساحلي‌اش را نداده است.خبرگزاري آلمان از قول يكي از مقام‌هاي بحرين كه خواسته است نامش فاش نشود، گزارش كرده است: «از شناورهاي ايراني خواسته شد تا اطلاع ثانوي كه به آنها اجازه داده شود، به آب‌هاي سرزميني بحرين وارد نشوند.»با اين حال، بنابر همين گزارش، مقامات بحريني گفته‌اند پروازهاي بين ايران و بحرين شامل اين ممنوعيت نشده و مانند گذشته ادامه دارند. بحرين روز جمعه در حالي از كشتي‌هاي ايراني خواست آب‌هاي ساحلي‌اش را ترك كنند كه يك روز پيش از آن، پنج‌شنبه اول اسفند، از هيأت اعزامي خود به ايران خواست مذاكرات مربوط به واردات گاز را متوقف كند و به منامه بازگردد.بر پايه گزارش خبرگزاري آلمان عبدالحسين علي ميرزا، وزير نفت و امور گاز بحرين، تاييد كرد كه مذاكرات گازي ميان دو كشور فعلا به حال تعليق درآمده است.علي ميرزا گفت: «در حالي كه برخي صداها در ايران به استقلال و هويت عربي بحرين به ديده ترديد مي‌نگرند چنين مذاكراتي نمي‌تواند ادامه داشته باشد.»تنش سياسي بين دو كشور از زماني آغاز شد كه بحرين گفته‌هاي يكي از مقام‌هاي جمهوري اسلامي را «ناقض حق حاكميت» خود قلمداد كرد و با محكوم كردن «سخنان غيرمسئولانه» از ايران خواست تا به «تمامي اظهار نظرهاي اشتباه كه كمكي به بهبود روابط دوجانبه، منافع ملي و ثبات و امنيت منطقه‌اي دو كشور نمي‌كند پايان دهد».علي‌اكبر ناطق نوري، رئيس بازرسي ويژه دفتر رهبري ايران، روز ٢٢ بهمن، در سخنراني خود در شهر مشهد گفته بود: «در دوران محمدرضا پهلوي يك استان ما كه امروز كشوري به نام بحرين شده است از دست ما گرفته شد».آقاي ناطق نوري همچنين گفته بود: «آن زمان بحرين استان چهاردهم ما بود و در مجلس شوراي ملي هم نماينده داشت».با اين حال سخنگوي وزارت خارجه ايران يك روز پس از بازگشت هيأت گازي بحرين به كشورشان گفت كه جمهوري اسلامي به حاكميت بحرين احترام مي‌گذارد.حسن قشقاوي، سخنگوي وزارت خارجه ايران، روز پنج‌شنبه در مصاحبه با شبكه تلويزيوني العالم گفت: «موضع ما نسبت به بحرين روشن است. ما همواره گفته‌ايم كه به حاكميت و استقلال تمامي كشورهاي همسايه خود در منطقه، به ويژه بحرين، احترام مي‌گذاريم.»همبستگي‌ها با بحرين!سرگئي لاوروف و علي باباجان، وزيران خارجه روسيه و تركيه كه به منامه سفر كرده بودند، در نشستي خبري حمايت كشورهاي خود را از حاكميت بحرين اعلام كردند.پيش از اين كشورهاي اردن، كويت، امارات متحده عربي، عربستان سعودي، قطر و عمان نيز از بحرين حمايت كرده بودند.بشار اسد،‌رئيس جمهوري سوريه، و ملك محمد،‌ پادشاه مراكش، نيز در گفت‌وگوهايي تلفني با پادشاه بحرين پشتيباني خود را از بحرين به او اطلاع داده بودند.

اسفند ۰۴انتقاد یک اندیشمند شیعه از خمینی و مراجع تقلید



سنی نیوز:عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بار ديگر دربا ایراد سخنانی ، جایگاه خمینی ، مراجع تقليد شیعه و ولايت فقيه را زیر سوال قرار داد. به گزارش سنی نیوز به نقل برخی منابع خبری،، هاشم آقاجري عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه در سال ۸۱ طي سخناني مقلدان شیعه را به «ميمون» تشبيه كرده بود ، اخيرا با ايراد سخنان ديگري در منزل عبدالله نوري به انتقاد از مراجع تقليد، علما و فقها پرداخت و گفت: در حكومت ما از هيچ فقيهي حكمي پيرامون مسايل اخلاقي و كرامت انساني نديديم و تمامي موارد در جهت خرد كردن انسانيت و سلطه‌پذيري بوده است.
آقاجري در اين سخنان كه با عنوان «اخلاق سلطه و اخلاقي رهايي» ايراد مي‌شد، افزود: همچنين هيچ كس برده‌داري را حرام نكرده است در صورتي كه برده‌داري و برده‌پذيري در تضاد با اخلاق است.
عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي باانتقاد از حكومت اسلامي مدعي شد:‌ در كشور آمريكا آبراهام لينكلن برده‌داري را ممنوع كرد و همان بود كه عامل پيشرفت و توسعه آنان شد.
وي در جمع مسئولين و مديران دولت‌ دوم خرداد و جمعي از نمايندگان سابق در مجلس ششم نيز حضور داشتند با بیان سخنانی از خميني خاطرنشان كرد: مشهور است كه بنيانگذار انقلاب گفته ما مامور به انجام وظيفه هستيم نه نتيجه، كه اين يعني ما به نتيجه كاري نداريم و فقط وظيفه خود را انجام مي‌دهيم. خواه اين وظيفه درست و خواه نادرست باشد.
این اندیشمند شیعه به جمله‌اي ديگر از بيانات خمینی اشاره و آن را متناقض با جمله پيش‌گفته برشمرد و تاكيد كرد: بنيانگذار انقلاب در جاي ديگري گفته است كه حفظ نظام از اوجب واجبات است كه اين دو جمله در تضاد آشكار با همديگر هستند.
وي با ادعاي كشف تضاد در فرمايشات امام خميني و متهم نمودن نظام اسلامي به استبداد و سلطه‌گري عنوان كرد: نمي‌توان هم وظيفه‌گرا بود و هم به هر قيمتي كه شده نظام را حفظ كرد زيرا ممكن است ما در حفظ نظام، متوسل به زور و استبداد و سلطه شويم و اين در تضاد آشكار با اخلاق است.
عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي همچنين به مبحث ولايت مطلقه فقيه اشاره و با «رذيله» و «شرك آشكار» خواندن مطلقه بودن ولايت فقيه افزود: لفظ مطلق فقط و فقط براي خدا صدق مي‌كند و هر كس براي خود مطلقيت قايل شود ،خود را شريك خدا دانسته و اين شرك آشكار است.

آقاجري تاكيد كرد: به جز خدا همه چيز نسبي است و مطلقيت از رذايل بوده و رذيله‌اي اخلاقي است.
سخنان آقاجري تنها با واكنش ملايم و آرام يكي از حضار که از اعضاي سابق دفتر امام خمینی بوده مواجه شد كه آقاجري نيز در پاسخ به وي با طرح ادعاي نبود آزادي بيان در كشور تاكيد كرد: من مسايلي كه شما مي‌گوييد را ۱۵ سال قبل در كتاب‌هاي خود نوشته و تدريس كرده‌ام. اما امروز همان حرف‌ها را قبول ندارم و به اين نتيجه رسيده‌ام كه اينگونه نيست چرا كه مواردي هست كه نمي‌توان آنها را بيان كرد.
در اين جلسه انصاري راد، ابراهيمي ، جماعتي، ابراهيم يزدي، عطريانفر ، سعيد ليلاز، اعظم طالقاني ، مرتضي مبلغ ، صفري و چند تن از اعضاي نهضت آزادي حضور داشتند.
گفتني است سخنان آقاجري در سالهاي ۷۹ تا ۸۱ و به خصوص سخنراني وي در دانشگاه همدان كه به مناسبت سالگرد دكتر شريعتي با عنوان «پروتستانيسم اسلامي» ايراد شد با واكنش‌هاي فراوان از سوي مردم، علما، مراجع، احزاب و گروه‌هاي مختلف سياسي مواجه شد.
آقاجري در سخنان خود با بیان برخي از روايات اسلامي پيرامون تولد ائمه و زندگاني آن به تشبيه مقلدين با ميمون پرداخته و در ادامه نيز خواستار اصلاح اسلام شده بود.

آخوند مصباح ‌يزدي: اگر آخوند ها نبودند مردم کافر مي‌شدند


ایران ب ب ب
آخوند مصباح یزدی ادعا کرد: اگر خدمت روحانيت در زمينه نشر معارف الهي نبود تا مردم دين خود را فرا بگيرند، مردم کافر مي‌شدند.به گزارش مرکز خبر حوزه،آخوند مصباح‌ يزدي در ديدار طلاب حوزه‌هاي علميه مراغه گفت: آخوند ها، وارثان ائمه اطهار در عصر غيبت‌اند که داوطلبانه براي يادگيري و توسعه علوم الهي تلاش مي‌کنند و اين کار با هيچ مقامي قابل مقايسه نيست.وي با این ادعا که اصناف مختلف، داراي منافعي براي مردم است گفت: اثر خدمتي که صنف روحانيت انجام مي‌دهد تا بي‌نهايت باقي مي‌ماند.وی طلبگي را افتخار و شرف والايي دانست و گفت: طلاب بايد قدر و منزلت خود را بدانند و اين مهم به آن معناست که خوب درس بخوانند، تقوا داشته باشند و به خوبي براي هدايت مردم تلاش کنند.وي گفت :نظام جمهوری اسلامی از برکات بعثت پيامبر است که با هدف زنده شدن اسلام شکل گرفت.

نوشیدن آب سرد با غذا مضر است


بررسی‌ها نشان داده نوشیدن آب سرد با غذا می‌تواند موجب بروز بیماری‌های قلبی و گوارشی شود. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اینترنتی شینهوا، محققان چینی اعلام کرده اند مصرف آب یا نوشیدنی گرم با غذا به مراتب بی‌ضررتر است. نوشیدن آب سرد با غذا یا بلافاصله بعد از غذا می‌تواند چربی موجود در آن را تبدیل به توده‌های سفتی کند که شبیه حالت منجمد است.این عمل فرآیند هضم غذا را کند کرده و نیز زمانی که با اسید معده ترکیب می‌شود تجزیه و به سرعت توسط روده جذب می‌شود؛ حتی سریعتر از غذای جامد.از طرفی چربی موجود در غذا که به واسطه مصرف آب سرد سفت تر شده سطح روده را می‌پوشاند و مانع تماس مستقیم و موثر پرزهای روده با غذا شده و به تدریج بخشی از غذا در جدار روده باقی می‌ماند که همین امر می‌تواند موجب بروز توده‌های انسدادی و حتی سرطانی در برخی افراد شود.کارشناسان معتقدند بهتر است با غذا از مایعات گرم مانند سوپ یا نوشیدنی گرم استفاده شود. در حال حاضر مردم مناطقی از کشورهای اشیای شرقی نیز چنین می‌کنند.

وزيران شش كشور شوراى همكارى خليج فارس از ايران خواستند تا «اظهارات ناطق نورى» در باره حاكميت بر بحرين را محكوم كند

راديو فردا : وزيران شش كشور شوراى همكارى خليج فارس از ايران خواستند تا «اظهارات ناطق نورى» در باره حاكميت بر بحرين را محكوم كند.بر اساس برخى گزارش ها، على‌اكبر ناطق نورى، رئيس بازرسى ويژه دفتر رهبرى ايران، روز ٢٢ بهمن، در سخنرانى خود در شهر مشهد گفته بود: «در دوران محمدرضا پهلوى يك استان ما كه امروز كشورى به نام بحرين شده است از دست ما گرفته شد.»آقاى ناطق نورى همچنين گفته بود: «آن زمان بحرين استان چهاردهم ما بود و در مجلس شوراى ملى هم نماينده داشت.»وزيران كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس روز يكشنبه در نشست رياض در واكنش به «اين اظهارات» بيانيه اى صادر كرده و گفته اند: «از دولت ايران مى خواهيم تا اين سخنان ناموجه را كه باعث افزايش تنش مى شود محكوم كرده و از بروز مجدد آن جلوگيرى كند.»شيخ راشد بن عبدالله آل خليفه، وزير كشور بحرين پيشتر اين اظهارات را «غير مسئولانه» خوانده بود.وى به روزنامه الشرق الوسط گفته بود: «اگر اين سخنان به منظور ارزيابى منطقه صورت مى گيرد پس پاسخ در داخل و خارج مشخص است و اين سخنان غير مسئولانه هم توسط اعراب خليج (فارس) و هم جهان محكوم شده است.»جمهورى اسلامى ايران به زير سوال بردن حاكميت بحرين از سوى رئيس بازرسى ويژه دفتر آيت الله خامنه اى را تكذيب كرده است. حسن قشقاوى، سخنگوى وزارت امور خارجه ايران، روز اول اسفندماه در واكنش به اعتراض مقام هاى بحرينى گفت: «موضع ما نسبت به بحرين روشن است. ما همواره گفته ‌ايم كه به حاكميت و استقلال تمامى كشورهاى همسايه خود در منطقه، به ويژه بحرين، احترام مى‌گذاريم.»وى افزود: «ايران به هيچ كشورى چشم ندارد. اين هياهو را رسانه‌ها به راه انداخته ‌اند. ناطق نورى اشاره‌ اى به بحرين نداشته است.»كشورهاى عربى نگران هستند كه ايران با استفاده از اهرم هاى مختلف بويژه جمعيت شيعه نشين در منطقه خاورميانه نفوذ خود را در همسايگان جنوبى اش افزايش دهد.بيش از ۷۰ درصد جمعيت بحرين كه توسط اقلیت سنى اداره مى شود شيعه هستند. بحرين در واكنش به موضع منسوب به يكى از مقام هاى ايرانى، مذاكرات گازى اش را با تهران قطع و ورود شناورهاى ايران به آب هاى خود را ممنوع كرد.وزارت امور خارجه اين كشور پيشتر سفير ايران در منامه را احضار و مراتب اعتراض خود را به وى تسليم كرده بود.روابط ديپلماتيك بين ايران و بحرين از زمان پيروزى انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تا كنون چندين بار دستخوش تنش شده است.آخرين بار، در تيرماه سال ۱۳۸۶حسين شريعتمدارى، مدير مسئول و نماينده ولى فقيه در روزنامه كيهان، در سر مقاله ‌اى نوشته بود كه بحرين جزو خاك ايران بوده و مردم ايران مى‌ توانند خواهان بازگشت آن به ايران شوند. ايران كه از تاريخ باستان بارها بر بحرين تسلط داشته است تا سال ۱۳۴۹ اين جزيره را بخشى از خاك خود محسوب مى كرد. ولى محمد رضا پهلوى در اين سال طى سفری به هند اعلام كرد كه اگر بحرينى ها مايل به استقلال باشند ايران با آن مخالفتى ندارد.در پى توافق ايران با سازمان ملل، در سال ۱۳۵۰ همه پرسى محدودى در اين جزيره برگزار شد كه نتيجه آن استقلال بحرین بود.برخى گزارش ها حاكى است كه استقلال بحرين نتيجه معامله اى بود كه محمد رضا پهلوى در ازاى باز پس گرفتن جزاير سه گانه ابوموسى، تنب بزرگ و تنب كوچك با بريتانيا انجام داد.

حذف دین شهروندان لبنانی از کارت شناسایی

بی بی سی : بر اساس فرمان جدید دولت لبنان، در کارت شناسایی شهروندان لبنانی ذکر دین حذف می شود. در کشوری که سالها درگیر جنگ داخلی بوده واز نظر مذهبی شکاف عمیقی بین شهروندان آن وجود دارد، این گامی مهم در راه ایجاد وحدت ملی است که به نظر بسیاری از شهروندان لبنانی بسیار ضروری است اما گروه های حقوق بشر این اقدام را کافی نمی دانند. خیلی از مردم لبنان هنوز روزهایی را بخاطر دارند که کارت شناسایی، حکم بالقوه مرگ را داشت. در خلال جنگ داخلی لبنان که در خلال دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ جریان داشت،شبه نظامیان مختلف وابسته به گروه های قومی مذهبی گوناگون، ایست بازرسی دایر می کردند و از رهگذران کارت شناسایی می خواستند. اغلب اوقات اگر کارت شناسایی نشان می داد که آنها به گروه مذهبی "ناجوری" وابسته اند، در دم کشته می شدند. امروزه لبنان به مراتب باثبات تر شده و خشونت کمتری در خیابانهای آن رقم می خورد، ولی تعلق مذهبی هنوز در زندگی تک تک شهروندان نقش پررنگی دارد. کل جامعه لبنان و سیستم سیاسی آن در امتداد گسلهای فرقه ای چندپاره شده است. مثلا یک مسلمان سنی در لبنان می تواند نخست وزیر شود ولی هرگز نمی تواند رییس جمهور شود، زیرا آن سمت برای مسیحیان مارونی حفظ شده است. رییس پارلمان هم فقط می تواند از شیعیان باشد. همچنین هنگامی که یک لبنانی می خواهد ازدواج کند، طلاق بگیرد، کودکی را به فرزندخواندگی بگیرد، یا تولد یا فوتی را به ثبت برساند، باید نزد دادگاه های مربوط به گرایش مذهبی خود برود. در لبنان چیزی به مفهوم دادگاه مدنی وجود ندارد و از همین رو سازمانهای مدافع حقوق بشر، از تصمیم دولت لبنان برای حذف مذهب از کارت شناسایی شهروندان این کشور استقبال کرده اند ولی آن را ناکافی می دانند، زیرا هنوز دادگاه باید بداند مذهب شما چیست. مدافعان حقوق بشر خواهان تصویب قوانین مدنی یکپارچه ای هستند که با همه گروه های مذهبی لبنان یکسان برخورد می کند. ولی به نظر می رسد هنوز لبنان فاصله زیادی تا رسیدن به آن مقصد دارد.

باز هم خودسوزی این بار در دانشگاه تهران

بعد از ظهر امروز یکشنبه جوانی که خود را اهل کنگاور کرمانشاه معرفی می‌کرد، به دلایل نامعلومی خود را در دانشگاه تهران به آتش کشید.
به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از شاهدان عینی جوانی که خود را اهل کنگاور معرفی می‌کرد و از مشکلاتی به تنگ آمده بود، پس از آن‌که یک شیشه الکل صنعتی روی خود خالی نمود، در برابر دیدگان حیرت‌زده دانشجویان و در مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه خود را به آتش کشید.
شاهدان این حادثه ساعت وقوع آن را 15:30 گزارش نموده‌اند.
یکی از شاهدان حادثه به خبرنگار «تابناک» گفت: تلاش دانشجویان برای جلوگیری از اقدام وی بی‌نتیجه ماند و بلافاصله برای خاموش كردن وی به وسیله کپسول آتش‌نشانی اقدام نمودند که تا حدودی از شدت آتش سوزی جلوگیری به عمل آمده و وی به بیمارستان منتقل شد.شاهدان از گلایه‌های فردی که خودکشی نموده، از رسیدگی به شکایتی نقل نموده‌اند.
طی سه هفته گذشته، این سومین مورد خودسوزی است که در پایتخت گزارش می‌شود.
از وضعیت فردی که خودسوزی نمود، هنوز گزارشی دریافت نشده است.

۱۳۸۷ اسفند ۳, شنبه

نارنجک دستی Grenade



نارنجک سلاح پرتابی کوچکی است آن را بمب دستی هم می گویند . نارنجک توسط فرد مورد استفاده قرار می گیرد و در موقعیت های مختلف تاکتیکی در دسترس است.
ساختمان نارنجک:
بدنه
خرج اصلی: ماده منفجره ای معمولا TNT , پنتولیت یا از دیگر ترکیبات شیمیایی است
ماسوره: یک وسیله مکانیکی و شیمیایی است که از طریق زنجیره ای از عمل ها و عکس العمل های مکانیکی و شیمیایی پس از طی زمان تاخیر مشخص، موج انفجار یا حرارت تولید می کند و باعث عملکرد نهایی و انفجار نارنجک می شود
ضارب یا سوزن : توسط فشاری که فنر سوزن به آن وارد میسازد به چاشنی ضربتی ضربه زده و باعث عمل کردن آن میشوداهرم که توسط پیم غیرفعال و ثابتو به اصطلاح قفل نارنجک است و وقتی پیم را خارج کردید فقط دست مبارز است که مانع حرکت اهرم و عمل مردن چاشنی و در نتیجه انفجار نارنجک می شود
پیم هم می توان گفت کلید قفل نارنجک است
نکات :
ضروری نیست آن را با همان دقتی که گلوله شلیک می شود ، استعمال کرد
برد یک نارنجک دستی فاصله متوسطی است که فرد می تواند این وسیله را پرتاب کند.
این برد تنها به وسیله محدود نیست ، به قدرت فردی که آن را پرتاب می کند بستگی دارد
زمانی که پیم ضامن خارج گردد ، آخرین نگهدارنده ضارب میباشد و به محض رها شدن اهرم ضارب به چاشنی ضربه می زند
نارنجک را با استفاده از حلقه ضامن حمل ونقل و آویزان نکنیدتا قبل از پرتاب نارنجک ضامن آنرا دور نیندازید
هیچگاه اهرم را در دست رها نکنیدبه هنگام پرتاب بایستی اهرم کف دست و چهار انگشت روی بدنه نارنجک قرار گیردمعمولا بین 2 تا 6 ثانیه بعد از رها کردن اهرم نارنجک منفجر می شودشعاع خطر موثر عبارت است از محیط منطقه مدور اطراف منطقه انفجار است. برای افرادی که در این منطقه هستند احتمالاً 50 درصد تلفات وجود دارد. البته خارج از این محیط هم ممکن است تلفات وجود داشته باشد. شعاع خطر موثر نارنجک، در مقایسه با شعاع خطر موثر یک خمپاره کوچک کم، و در انواع نارنجک ها این شعاع متفاوت است

نارنجک های دستی به هنگام حمایت از واحدهای کوچک در درگیری های تن به تن به کار می روند برای مبارزین برای ضربه زدن به دشمن در سنگر و محل اختفایش در فواصل نزدیک مفید استخصوصا در عملیاتهای شهری برای حمایت همرزمان و در هنگام عقب نشینی و گریز از منطقه خطر در عملیاتهای شهری و شکستن محاصره دشمن بسیار کارساز استو داشتن 2 عدد نارنجک در چنین مواقعی معجزه کننده است و فقط مبارز باید هوشیارانه و با خونسردی عمل کرده و سرعت عمل داشته باشد
راهیگ


۱۳۸۷ اسفند ۲, جمعه

بیانیه: نقض دامنه دار حقوق بشر پایان یابد

به دستگاه های دولتی
نقض حقوق قانونی و شهروندی ، شهروندان به طور دامن داری ادامه دارد به طوری که روزانه خبرهایی از بازداشت و دستگیری، ممنوع الخروج شدن از کشور ، محروم شدن از حقوق اجتماعی و شهروندی، شکنجه و خود سوزی و صدور احکام حبس و اعدام در یافت می شود .بر اساس گزارش های منتشر از سوی گروه های دانشجویی طی ماه های اخیر ده ها نفر از فعالان دانشجوی بازداشت و زندانی شده و یا از ادامه تحصیل محروم و تعلیق از تحصیل گردیده اند.در ادامه این بر خورد ها سعید رضوی فقیه از فعالان دانشجوی که مدتی در خارج ازکشور اقامت گزیده به محض ورود به کشور بازداشت و راهی زندان می شود در همان حال تعدادی دیگر از فعالان دانشجوی ار جمله مجید توکلی ، حسین ترکاشوند ، اسماعیل سلمانپور،کوروش دانشیار، مهسا نادری،حامد یازرلو و حسن طلایی بازداشت شده اند .از طرفی دیگر عبدرضا تاجیک روزنامه نگار و از فعالان مدنی که عازم سفر خارج از کشور جهت شرکت در یک همایش در اسپانیا بود در فرودگاه گذر نامه وی ضبط و ممنوع الخروج شده است در همان حال عبدا لفتاح سلطانی از وکلای مدافع حقوق بشر و عضو کانون مدافعان حقوق بشر سال ها پیش ممنوع الخروج شده و کما کان از خروج وی جلوگیری می شود .از سوی دیگر فعالان حقوق زن از جمله خانم پروین اردلان جلوه، جواهری مریم ،حسین خواه و ناهید کشاورز به دلیل انتشار نوشته هایشان در سایت های اینترنتی محکوم به حبس می شوند .در همین حال فعالان کارگری به دلیل مشارکت در اعتراضات کارگری محکوم به حبس و شلاق می شوند،ازجمله اجرای حکم شلاق سوسن رازاني و شيوا خيرآبادي دو فعال زن کارگري در سنندج طی روز های اخیر همچنين دو فعال کارگري مرد به نامهاي سيد غالب حسيني و عبدالله خاني به ترتيب به نود و يک روز زندان ‏تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق و همچنين شش ماه حبس تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق محکوم شده اند.‏سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان دستگیری بازداشت و محرومیت از تحصیل دانشجویان و ممنوع الخروج شدن شهروندان از کشور و دادگاهی حبس فعالان زن و حبس و شکنجه فعالان کارگری به دلیل بیان عقایدشان و ابراز و اعلام اعتراضشان را مغایر با مفاد مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی که دولت ایران متعهد به رعایت و اجرای آن شده می داند و از دستگاههای دولتی می خواهد به نقض مداوم و دامنه دار حقوق بشر پایان دهد این سازمان همچنین خواستار آزادی دانشجویان بازداشت شده و رفع محرومیت آنها از ادامه تحصیل، رفع محرومیت خروج از کشور فعالان مدنی و رفع اتهام از فعالان حقوق زن و کارگری است .
شنبه3 اسفند 1387 21 فوریه 2009
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
ایران ب ب ب

تندروها؛ سخت اما مصلحت انديش

محافظه کاران ارشد ايران با ايجاد مانع و پافشاري بر روي برخي مواضع، ‏دولت اوباما را که به دنبال راهي براي آغاز گفتگو با جمهوري اسلامي و ‏مصالحه است، در تنگنا قرار داده اند.‏
به نظر مي رسد پس از 30 سال دشمني و خصومت، چنين موضع گيري هائي ‏به ناممکن شدن تغيير منجر‎ ‎شود. با اين حال تحليلگران مي گويند ممکن است ‏چنين مواضعي، بازتابي از يک بلوف سياسي باشد، زيرا اين سيد علي خامنه ‏اي رهبر عالي ايران است که تصميم آخر را درباره برقراري هرگونه رابطه ‏اي با آمريکا مي گيرد. ‏
حسين شريعتمداري از جمله افراد گوش به فرمان رهبر ايران است که مديريت ‏روزنامه تندروي کيهان را برعهده دارد و درعين حال، نماينده خامنه اي در آن ‏روزنامه است. او نتيجه گيري سخت گيرانه اي از اقدامات گذشته آمريکا در ‏ايران، از کودتاي طرح ريزي شده سيا در سال 1953 گرفته تا منفجر شدن ‏هواپيماي مسافربري ايران توسط ناو آمريکائي در سال 1988 که منجر به ‏کشته شدن 290 مسافر شد، دارد. ‏شريعتمداري در مصاحبه اي گفت: «از آن زمان تا کنون آمريکا هر روز يک ‏مشکل جديد بوجود آورده است، حالا هم بر روي مسأله هسته اي دست گذاشته ‏است. اين بهانه است. آنها يک چيز ديگر براي بهانه جوئي پيدا مي کنند. با ‏درنظر گرفتن همه اينها، آمريکا دشمن ماست ، پس جائي براي دوستي باقي ‏نمي ماند.»‏
ديدگاه هاي خشک شريعتمداري موحب شده وي را با مجري راديوئي تندروي ‏آمريکا- راش ليمبا- مقايسه کنند. با اين حال تحليلگران مي گويند خامنه اي گاه ‏و بيگاه براي حفظ نظامي اسلامي، دست به مصلحت انديشي زده است. او در ‏گذشته اجازه کمک به آمريکائي ها در مسائلي نظير افغانستان و عراق را داده ‏است. ‏
ريچارد هولبروک فرستاده آمريکا به افغانستان نير در هفته جاري گفت «کاملاً ‏آشکار است ايران نقش مهمي در افغانستان ايفا مي کند.» و اينکه ايران ‏‏«وظيفه قانوني هم براي ايفاي نقش در منطقه دارد.» مطمئناً اين اظهارات با ‏استقبال ايران روبرو شده است. ‏
صداي مصلحت انديشانه تري از سوي علي لاريجاني، رئيس مجلس ايران و ‏چهره نزديک به خامنه اي، به گوش مي رسد. وي گفت: «آمريکا در گذشته پا ‏بر روي حقوق ايران گذاشته است.» اين مذاکره کننده ارشد سابق ايران روز ‏يکشنبه در تهران گفت: «ضمناً آمريکا بايد نحوۀ رفتار خود در برابر مردم ‏ايران را تغيير دهد. آمريکا بايد به جاي بازي بوکس، شطرنج بازي کند.»‏
يک بازمانده جنگي مي گويد بدترين سناريو به مواضع افراطي خامنه اي باز ‏مي گردد. «برخي اعتقاد دارند ايران هيچگاه قدرتمندتر از اين نبوده است، و ‏دشمنان ايران هيچگاه ضعيفتر از اين نبوده اند، بنابراين اکنون زمان مصالحه ‏نيست.»‏
آقاي احمدي نژاد شروطي را براي گفتگو تعيين کرده که پذيرش برنامه هسته ‏اي ايران از سوي آمريکا، پذيرفتن ايران به عنوان قدرت منطقه اي، ‏عذرخواهي آمريکا به خاطر رفتار «سلطه گرانه» در گذشته از آن جمله اند. در ‏عين حال، محافظه کاران افراطي نيز از واژۀ دوستانه «گفتمان» با آمريکا ‏سخن به ميان آورده اند. ‏
احمد توکلي چهره بانفود محافظه کار و رئيس مرکز تحقيقات مجلس ايران مي ‏پرسد: «ما براي برقراري رابطه با آمريکا چه کار نکرده ايم؟ رئيس جمهور ما ‏نامه فرستاد و انديشمندان آمريکائي را دعوت کرده است. او خواستار مناظره با ‏جورج بوش هم شده بود. ما هميشه دنبال رابطه بوده ايم، اما نه با امپرياليسم.»‏
محافظه کاران ايران مي گويند اقدامات آمريکا عليه ايران حقيقت دارند، ‏درحاليکه اتهامات متقابل آمريکا از جمله نقش ايران در حملات سال 1983 به ‏کشتي هاي آمريکائي و سفارت آمريکا در لبنان و يا دست داشتن در انفجار ‏پايگاه هاي نظامي آمريکا در عربستان سعودي فقط «اتهام» هستند. ‏
وقايع حال حاضر به روشن تر شدن موضوع کمک مي کنند. واکنش سرد ‏آمريکا در برابر تهاجم اسرائيل به غزه و تلفات زياده از حد فلسطيني ها در اين ‏ماجرا، آزموني بود که به اعتقاد دست راستي هاي ايران، اوباما در آن شکست ‏خورده است. ‏
شريعتمداري در اين باره مي گويد: «در بحث غزه، 100000 نفر از مردم ‏انگلستان به اعتراض دست زدند. آقاي اوباما هيچ موضعي اتخاذ نکرد. مردم ‏دنيا مي بينند چه اتفاقي افتاده و با اين حال، اوباما سکوت کرده است. چطور مي ‏توانند انتظار تغيير را داشته باشند؟»‏شريعتمداري سرنوست تيم بدمينتون زنان آمريکا که ابتدا براي شرکت در ‏مسابقات 6 فوريه به ايران دعوت شدند اما سپس براي آنها رواديد ورود به ‏ايران صادر نشد، را به غزه ربط مي دهد. ‏
تحليلگران در آمريکا مي گويند از ديد تهران، بعيد است آمريکا دست از ‏پشتيباني از اسرائيل بردارد. در ضمن انتظار نمي رود ايران در پشتيباني از ‏حماس و حزب الله ترديدي به خود راه بدهد. علي اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس ‏جمهور اسبق ايران به تلويزيون المنار متعلق به حزب الله لبنان گفت: « آنها ما ‏را به پشتيباني از تروريسم متهم مي کنند و از حزب الله لبنان و مقاومت ‏فلسطين نام مي برند. آيا اينها تروريسم است؟ اينها مردم مخالفي هستند که به ‏مقاومت مشغول اند.» ‏
ايران و آمريکا مي گويند منتظر علائم مثبت هستند اما درعين حال منتظرند ‏طرف ديگر تغيير را آغاز کند. شريعتمداري نيز مي گويد روابط نزديک، چارۀ ‏کار نيست. «تحريم ها، آسيب به بار آورده اند. اما هزينه اي که آنها مي خواهند ‏براي خلاص شدن از تحريم ها پرداخته شود، خيلي بيشتر است. ايران روابطش ‏را با آمريکا قطع کرد، و در عين حال به فضا دست يافت و دانش فني هسته اي ‏کسب کرد و قدرت بيشتري در منطقه به دست آورد.»‏
منبع:
کريستين ساينس مانيتور
روزآنلاین

ساخت نخستین گوشی خورشیدی


سامسونگ دومین شرکت بزرگ تولید کننده گوشی های همراه جهان نخستین گوشی خورشیدی را ساخت

شرکت کره ای سامسونگ گوشی "بلو ارت" را به باتری مجهز کرده است که با نور خورشيد شارژ می شود و با هر ده دقيقه شارز آن مي توان سه دقيقه صحبت کرد. يکی ديگر از ويژگيهای قابل توجه اين گوشی اين است که با استفاده از پلاستيکهای بازيافتی يعنی بطريهای آب ساخته شده که نه تنها حجم توليد مواد مضر را در جو کاهش می دهد بلکه از نظر اقتصادی خيلی به صرفه است.

رادیو و تلویزیون ترکیه

اظهارات يک مقام بريتانيايی درباره پيشنهاد پشت پرده ايران به غرب

سفير بريتانيا در سازمان ملل متحد می گويد ايران در سال ۲۰۰۵ پيشنهاد کرده بود در مقابل کاهش مخالفت های غرب با برنامه غنی سازی اورانيوم اين کشور، حملات به نيروهای بريتانيايی در عراق را متوقف کند.جان ساورز، سفير بريتانيا در سازمان ملل، در يک برنامه مستند تلويزيونی شبکه بی. بی . بی که قرار است روز شنبه پخش شود، اطلاعاتی در خصوص پیشنهادات «پشت پرده» مقامات ايران به غرب را بيان کرده است.به گفته این مقام بلندپایه بریتانیایی در بحبوحه خشونت ها در عراق در سال ۲۰۰۵ که بمب های کنار جاده ای از موارد اصلی تلفات نظاميان بريتانيايی و امريکايی در عراق بود، مقامات ایران پیشنهاد کردند تا در برابر گرفتن امتیاز به حملات پایان دهند.در اوج خشونت ها در عراق ،بريتانيا و آمريکا ايران را متهم می کردند که شبه نظاميان عراقی را مسلح می کند، ايران اين اتهامات را رد می کرد.آقای ساورز می گويد مقامات ايرانی در مذاکرات خصوصی خود علاوه بر تاييد دخالت خود در عراق، پيشنهاد می کردند در مقابل همکاری تهران در توقف اين حملات، غرب نيز مخالفت خود با برنامه هسته ای اين کشور را متوقف کند.آقای ساورز می گوید: ایرانی هایی به لندن، پاریس و برلین آمده و تقاضا می کردند تا به طور خصوصی با مقامات این کشورها گفت وگو کنند.آقای ساورز در مستند تلويزيونی با عنوان «ايران و غرب: رويارويی اتمی» با اشاره به ديدار های خصوصی بين ديپلمات های ايرانی با مقامات کشورهای غربی می گويد:«ايرانی ها تمايل داشتند با انجام يک معامله امتیاز بگیرند؛ به اين نحو که آنها کشتن نيروها ما را در عراق متوقف کنند و در مقابل به آنها اجازه داده شود به برنامه هسته ای خود ادامه دهند.»سفیر بریتانیا در سازمان ملل متحد می افزاید:« آنها می گفتند ما به کشتن شما و همچنين تضيعف روند سياسی در عراق پايان می دهيم ، در عوض شما به ما اجازه بدهيد برنامه هسته ای خود را بدون مزاحمت ادامه دهيم.» آقای ساورز می گويد دولت بريتانيا اين پيشنهاد را رد کرد و پس از اندک زمانی ايران غنی سازی اورانيوم را از سر گرفت.ايران از تابستان سال ۲۰۰۵ ، پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهوری، غنی سازی اورانیوم را از سر گرفت.
الگوی قديمی
اين مستند تلويزيونی تصريح می کند ايران در يک مورد در توافقی پشت پرده در سال ۲۰۰۱ به سرنگونی طالبان در افغانستان کمک کرده است.طبق اين گزارش از مصاحبه های مقامات ايرانی و امريکايی پس از يازدهم سپتامبر اين گونه بر می آيد که تهران با آمريکا همکاری نزديکی در جريان سرنگونی طالبان و خارج کردن القاعده در افغانستان داشته است و حتی اطلاعات نظامی برای بمباران هدف هايی را در اختيار آمريکايی ها گذاشته است.«هيلاری من»، يک مقام هيئت نمايندگی آمريکا، در اين باره می گويد که بياد دارد که چگونه يک مقام نظامی ايران هدف هايی را برای انها مشخص می کرده است.«هيلاری من» به بی بی سی می گويد: اين مقام نظامی«نقشه را روی ميز پهن کرد و نقاطی را که نيروهای آمريکايی بايد روی آنها متمرکز شوند را مشخص کرد به ويژه در شمال(افغانستان)». به گفته «هيلاری من» اين نقشه به مرکز فرماندهی آمريکا منتقل شد و اين نقاط به اهداف نيروهای آمريکايی بدل شدند.طبق اين گزارش محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق ايران، پيشنهاد کرده بود تا در سرنگونی صدام حسین، ریسس جمهوری سابق عراق، همکاری کند چرا که به گفته وی رهبر عراق دشمن ايران نیز بود. اما پس از اين که جرج بوش، رييس جمهوری سابق آمريکا، ايران را يکی از اعضای محور شرارت خواند، وضعيت تغيير کرد.نيکلاس برنز، که در دولت بوش تا يک سال پيش مسئول بخش ايران در وزارت امورخارجه امريکا بود، می گوید: سياست های سخت گیرانه آمريکا در در برابر ايران موثر نبودند.آقای برنز می گويد:«ما از سياست تغيير رژيم (در ايران) حمايت می کرديم. ما برای سال ها موضع تهديد آمیزی در مقابل ايران در پيش گرفتيم که به هيچ وجه موثر نبود.»
رادیو فردا