۱۳۸۷ بهمن ۱۶, چهارشنبه

نقش سرداران بلوچ در محكوم نگهداشتن ملت بلوچ

رژيم سلطنتي پهلوي در ايران پنجاه و هفت سال عمر كرد. رضا شاه كه بوسيله دولت انگليس سركار آمده بود در سال 1307 خورشيدي به دستور و حمايت اين دولت به بلوچستان حمله نظامي كرد و با كمك و همكاري بيدريغ يكي از سرداران معروف سرحد زمين كه خود از ايادي انگليس بود در شكست دادن حكومت خودمختار مير دوستمحمد خان باران زئي موفق شد و دولت به اين ترتيب توانست سلطه غاصبانه و غير قانوني خود را بر تمام بلوچستان تنفيذ نمايد.انگليس اين پير سياست كه از تركيب سياسي اجتماعي آن زمان بلوچستان اطلاع كافي داشت با تقسيم كردن بلوچستان به مناطق سردار نشين و دادن اختيارات كامل يك منطقه به يك سردار و تقويت اين سردار از طرف حكومت مركزي بدون درد سر موفق به كنترل بلوچستان شد.سرداران يك منطقه در جاهاي ديگر دنيا وظيفه دفاع و حفاظت از حقوق بنيادين سياسي اجتماعي مردم منطقه خود را بعهده دارند و مردم را هميشه آماده دفاع از حقوق خود در مقابل يورش و دست درازي اجانب نگهميدارند اما در مورد سرداران بلوچ بر عكس اين حالت اتفاق افتاد و سردار بلوچ عملا تبديل به چماقي شد در دست حكومت مركزي كه هر نفس كش و جنبنده اي را در منطقه خود سركوب نموده و امنيت را به نفع سلطه حكومت مركزي بر قرار ميكرد. سرداران بلوچ اين نقش ضد وطن و ضد قوم خود را در مقابل امتيازات بسيار حقير و ناچيزي از سوي حكومت غاصب مركزي بخوبي و با وفاداري كامل ايفاء كردند و بمدت پنجاه و هفت سال نگذاشتند كه نفس كشي، حق طلبي در منطقه شان سر بلند كند و بدين ترتيب محكوميت ملت بلوچ به وسيله سرداران خودش تثبيت شد و به اين خاطر تثبيت شد كه در آن زمان در جامعه بلوچ افراد تحصيل كرده و آگاه اصلا نبود و حكومت كردن بر مشتي بيسواد و نا آگاه و بي برنامه و بي هدف بسيار آسان بود.وقتي كه نظام سلطنتي پهلوي پس از پنجاه و هفت سال خدمت بيدريغ براي انگليس و امريكا كارآئي خود را از دست داد و حالا مي بايد بر كنار ميشد چون خطر آنكه ايران بدست كمونيست ها و اتحاد جماهير شوروي بيفتد از سوي غرب كاملا احساس ميشد لذا اينها براي جايگزيني شاه مشغول آماده كردن خميني شدند كه در فرصت مناسب وارد صحنه كرده و بر سر كار بياورند. نهايتا وقت رفتن شاه فرا رسيد و با برنامه ريزي هائي كه انگليس و امريكا كرده بودند اين عمل با انجام تظاهراتي بر عليه شاه و به نفع خميني در سال 1357 شمسي اتفاق افتاد و رهبري اين تظاهرات بطور كامل در دست راديو بي بي سي بود و مردم از همه جا بي خبر حركتهاي مرحله وار خود را يكي پس از ديگري بر اساس اطلاعاتي كه راديو بي بي سي پخش ميكرد انجام ميدادند. شاه كه از سوي اربابان خود محكوم برفتن شده بود سرانجام رفت و خميني آمد و بر ايكه قدرت نشست و ملت هم كه از سوي امريكا بطور غير محسوسي اجازه برگزاري تظاهرات يافته بود خوشحال و سر مست از اين بود كه انقلاب كرده است، بت شاه را شكسته و فرشته خميني را به آغوش كشيده است. براي اينكه اين ملت تشنه عدالت از موضوع سر درنياورد و متوجه نشود كه اين تغيير رژيم به چه ترتيب اتفاق افتاده است شعار مرگ بر امريكا و مرگ بر اسرائيل را هم با اجازه خود آنها به خورد او دادند تا گمان كند كه خودش انقلاب كرده و هنوز هم در حال انقلاب است و در مقابل امريكاي مستكبر و اسرائيل صهيوني همچنان قرص و محكم ايستاده است. (تغيير رژيم در ايران با بزرگترين فريب در تاريخ بشريت همراه بود)در اينجا وارد آن جزئياتي كه اين رژيم اسرائيلي امريكائي چي بر سر اين ملت فريب خورده آورده است نمي شويم چون موضوع اين نوشته نقش سرداران بلوچ است كه در محكوم نگهداشتن ملت خود داشته اند. وقتيكه رژيم عوض شد و خميني روي كار امد تمام سر سپردگان رژيم شاه در نقاط مختلف ايران وضع شان بخطر افتاد و تحت تعقيب قرار گرفتند. در اين هنگام سرداران بلوچ متفقا به همراه تعدادي از علماي در خدمت رژيم سابق پيش خميني رفتند و تقاضاي همان امتيازاتي را كه در زمان شاه داشتند كردند تا امنيت را در بلوچستان بر قرار نگهدارند اما چون تنور انقلاب هنوز گرم بود و خميني پشتش را از جاي ديگر محكم ميديد به اينها گفت كه هيچ امتيازي در كار نيست برويد آدم از آدمك نميترسد! اين گروه سوداگر قوم نا اميد و دست از پا درازتر از بارگاه خميني بر گشتند و به پاكستان گريختند تا براي فروش اين قوم بي صاحب جاهاي ديگري را ازمايش كنند و بالاخره موفق شدند و به مبالغ هنگفتي كه براي يك مبارزه مفيد و كارزار موثر كافي بود دست يافتند ولي چون قصد مبارزه نداشتند بر سر اين پولهاي باد آورده دعوا بين شان درگرفت و همديگر را كشتند و پس از گذشت مدتي بطور كلي از صحنه ناپديد شدند و بازماندگان اين جماعت وطن فروش دوباره به ايران برگشتند و به خدمت رژيم جديد درآمدند و ساكت و آرام نشستند و تن به زندگي بي دردسر و پر عافيت دادند.اما در اين سي سال گذشته با تبعيض ها و تحقيرهائي كه كارگزاران اين رژيم در حق مردم بلوچ كردند و همه راههاي شرافتمندانه زندگي را به روي اين مردم بستند و مشتي زابلي نفهم را بر سرنوشت اين مردم با عزت مسلط كردند خداوند جواناني غيرتمند را براي مقابله با خباثتها و شرارات هاي اين رژيم فاسد و ظالم بر سر پيكار كرد تا ظلم را در هر شكلش انكار كنند و با تقديم جان خود به الله مقتدر و ذوالجلال و نجات اين قوم بتمام معني منكوب شده اقتدار پوشالي و شيطاني اين رژيم ضد بشر را به چالش بكشند و در همين رابطه امروز صدها نفر از جوانان مومن و غيرتمند بلوچ تحت رهبري امير عبدالمالك بلوچ حفظه الله آماده ايثار جان خود شده اند و با وارد كردن ضربات محكم و كاري بر پيكر اين رژيم متظاهر بقدرت خواب را از سر سردمداران آن پرانده و عجز و نا تواني شان را بر همگان بر ملا كرده اند. "جنبش مقاومت مردمي" جندالله - با شيوه هاي جديدي كه در مبارزه بكار گرفته است تمام معادلات امنيتي رژيم را برهم ريخته است چون ترس و وحشتي را كه رژيم تا كنون با شيوه هاي مختلف در دل و درون مردم فرو كرده بود تا كسي تكان نخورد با اين حمله استشهادي جنبش بطور كلي بيرون ريخت و اين باعث شد كه مردم از اين ترس بيهوده بدرآيند و بطور جدي و داوطلبانه به جنبش به پيوندند و وارد اين مبارزه سر نوشت ساز شوند.در اين وضعيت بحران زا براي رژيم، مسئولين استان باري ديگر بفكر افتاده اند كه تفاله ها و بقاياي سرداري را باري ديگر اهميت داده و بمنظور مقابله با قيام مردم و جلوگيري آنان از پيوستن به جندالله وارد عمل كنند ولي فراموش كرده اند كه اين تو بميري با آن تو بميري هاي قبلي خيلي فرق ميكند چون تمام مدعيان مبارزه پيشين لاشخورهائي بيش نبودند كه با استعمال نام قوم و نام اهلسنت مشغول كار و كاسبي و فروش قوم و سرزمين و دين خود بودند و حالا جانبازاني براي رهائي اين قوم مظلوم وارد عمل شده اند كه براي قلم كردن سر هيچ خائني ترديد بخود راه نميدهند و بايد گفت كه آن كدو بشكسته و آن پيمانه ديگر ريخته است. هرچند كه رژيم بعنوان يك راه حل موثر سر كيسه اش را شل كرده است تا تعدادي از اين خائنين را تطميع كرده و در مقابل انقلاب مردمي قرار دهد ولي در اين حيله هم بناكامي مطلق خواهد رسيد چون دگر ملت زنده و بيدار بهوش است و به پيش است ديگر اين بحر مهياي خروش است ...پس، پسمانده هاي سرداري مواظب باشند كه در اين زمان فريب رژيم را نخورند چون حالا وضع با زمان سابق كاملا فرق ميكند و جيره اي را كه از رژيم ميگيرند شايد كام شان را ديگر شيرين نكند... يا حق!

۱۳۸۷ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

گزارشی از وضعیت دانشجویان ممنوع الورود دانشگاه سیستان و بلوچستان


خبرنامه امیرکبیر: در آبان‌ماه ترم گذشته در دانشگاه سیستان و بلوچستان با هجوم افرادی ناشناس به دانشگاه و ضرب و شتم تعدادی از دانشجویان، دانشجویان در اعتراض به مشکلات امنیتی موجود در دانشگاه و حوادث روی‌داده تجمعاتی را برگزار کردند و اعتراضات خود را نسبت به اتفاقات روی‌داده نشان دادند. دانشجویان در مطالبات خود خواستار استعفای ۲ تن از مسؤولان دانشگاه به نام‌های شمس نجفی (دبیر کمیته‌ی انضباطی دانشجویان) و کوچک‌زایی (مسؤول نگهبانان دانشگاه) به دلیل عمل‌کرد ضعیفشان و عدم برخورد آموزشی، انضباطی و قضایی با دانشجویان تجمع‌کننده بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مسؤولان دانشگاه در جمع دانشجویان و نیز در در مذاکرات با شورای تجمع‌کنندگان، مطالبات دانشجویان را پذیرفتند و قول رسیدگی به آن‌ها ‌را دادند.

اما با گذست چند ماه از آن تاریخ تا به کنون نه تنها هیچ کدام از مطالبات دانشجویان تحقق نیافت بلکه مسؤولان دانشگاه تمام توافقات صورت گرفته اولیه را نقض کردند.

مسؤولان دانشگاه و برخی از دانشجویان و تشکل‌های ارزشی دانشگاه فشار و هجمه‌ها را به‌سوی دانشجویان تجمع‌کننده، نشریات و دانشجویان منتقد و انجمن‌های اسلامی دانشجویان شدت بخشیدند و با پخش شب‌نامه‌ها و تهیه ‌طومارهای جعلی و پرونده‌سازی، آن‌ها را به ملحد‌ بودن، برانداز بودن، پیاده‌نظام دشمن و مزدور و اتهامات بی‌اساس دیگری متهم نمودند.

در این میان به نقشی که کمیته‌ی انضباطی و مسؤولان نهاد رهبری در دانشگاه در این خصوص دارد می‌توان اشاره کرد. با عضویت صادق کریمی، دانشجوی دکترا و فرمانده سابق بسیج دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه سیستان و بلوچستان که با بورسیه اطلاعات از کارشناسی به دکترا ارتقا پیدا کرده است، در کمیته انضباطی آن‌هم به عنوان یک عضو دانشجویی که بر خلاف عنوان سمتش با انتصاب مستقیم رییس انتصابی دانشگاه صورت گرفته است، قانون‌شکنی و توهین به دانشجویان شدت بیشتری به خود گرفته است. به گونه‌ای که هم‌اکنون کمیته‌ انضباطی که دانشجویان در تجمعات اخیر خود خواستار برکناری شمس نجفی دبیر آن به دلیل عمل‌کرد ضعیفش بودند فضای از رعب و وحشت را در دانشگاه سیستان و بلوچستان ایجاد کرده‌ است که دانشجویان امنیت روحی و روانی ندارند. گسترش شبکه‌ وسیع رابطان توسط کمیته‌ انضباطی فضای دانشگاه را مانند پادگانی نظامی نموده است و فضای امنیتی در دانشگاه حاکم است.

با ایجاد تغییر در نهاد رهبری و جانشینی پورذهبی به جای انصاریان در ریاست نهاد رهبری دانشگاه سیستان و بلوچستان فشارها بر دانشجویان منتقد و آزادی‌خواه شدت بیشتری به خود گرفته است.

مسؤولان که در تجمعات اخیر مطالبات دانشجویان را پذیرفته بودند و قول رسیدگی داده بودند با عهد شکنی و عدم تحقق مطالبات دانشجویان به مجازات و سرکوب دانشجویان تجمع‌کننده و منتقد اقدام کردند.

در فصل امتحانات و در فواصل زمانی کوتاهی ۱۱ نفر از دانشجویان به کمیته‌ی انضباطی احضار شدند و برای ۸ نفر از آن ها حکم صادر شد و ورودشان به دانشگاه ممنوع اعلام شد و برخی از آن‌ها را با ضرب و شتم از دانشگاه بیرون کردند.

اما آن چه عجیب بود روند و نحوه رسیدگی کمیته‌ی انضباطی به پرونده‌ی دانشجویان احضار شده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در طی رسیدگی به شکایات در دانشگاه این دانشجویان حق دیدن متن شکایت، حق دیدن نام شاکیان را نداشتند و حتا حق دانستن نام اعضای کمیته‌ انضباطی را هم نداشتند و رییس کمیته انضباطی معتقد است این کمیته سری است و حتا زمان تشکیل جلسه را هم به کسی اعلام نکرد. مطابق با شیوه نامه اجرایی کمیته انضباطی دانشجویان خواستار حضور در کمیته انضباطی شدند و ماده دو بخش رسیدگی به تخلفات دبیر کمیته انضباطی را در صورت درخواست متهمان موظف کرده است که از متهمان دعوت به عمل بیاورد اما از آن جا که اعضای این کمیته مایل نبودند هویت‌شان فاش شود، حق حضور متهمان را نادیده گرفتند. با توجه به موارد فوق اساساً این تردید وجود دارد که آیا شورایی به نام شورای انضباطی وجود دارد یا خیر زیرا نه اسامی آن معلوم است و نه زمان برگزاری جلسه. از سوی دیگر مطابق با آیین‌نامه شورای انضباطی اعضای دانشجویی و استادان حاضر در کمیته بدوی باید با شورای انضباطی تجدیدنظر متفاوت باشند. با توجه به این کسی از اسامی شورای انضباطی خبری ندارد در مورد اجرای این قانون هم تردید وجود دارد.

برخی از دانشجویان نیز اعتراضات خود را نسبت به نقض قانون و عدم رعایت آیین‌نامه انضباطی دانشجویان، به صورت کتبی به مسؤولان مربوط ارائه دادند اما پاسخی که به آن ها داده شد، احکامی بود که دانشجویان به هیچ وجه در جریان صدور آن‌ها نبودند. و مسؤولان کمیته به آن‌ها گفت که «همین است که هست».

دانشجویانی که مطابق با آیین‌نامه درخواست حضور در جلسه‌ی رسیدگی و تصمیم‌گیری در مورد پرونده‌شان را داشتند، بدون آن‌که مسؤولان مربوط آن‌ها را خبر کنند و به درخواست آن‌ها پاسخی بدهند، از طرف کمیته انضباطی به بند ۱۲ شامل ۲ ترم حذف‌ترم با احتساب سنوات و هم‌چنین برای ۳ نفر پیشنهاد اخراج به شورای کمیته مرکزی، محکوم شدند.

گرچه تا این‌جای کار مسؤولان کمیته‌ انضباطی با زیر پا گذاشتن قانون برای دانشجویان حکم صادر کردند اما آن‌ها به این اکتفا نکردند و در صورتی که احکام بدوی بود و در برگه‌های احکام نوشته شده بود(مطابق با آیین‌نامه‌ انضباطی دانشجویان) ۱۰ روز فرصت تجدیدنظرخواهی دارید، مسؤولان دانشگاه اعلام کردند که ۸ دانشجوی محکوم، حق ورود به دانشگاه را نیز ندارند و از ورودشان به دانشگاه ممانعت شد. روز یازدهم ماموران نگهبانی با ضرب و شتم سه نفر از دانشجویان به نام‌های علی نمازی، کامران جلیل و علی باقری آ‌ن‌ها را از دانشگاه اخراج کردند و حتا به آنها اجازه‌ پوشیدن کفش‌شان را ندادند پس از آن هم نیروی انتظامی این افراد را برای بازجویی به کلانتری برد و چند ساعتی در بازجویی بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر وقتی که این دانشجویان توسط نیروی انتظامی دستگیر و به کلانتری برده شدند، با نامه شکایت چند تن از نگهبانان دانشگاه مواجه شدند.

بازجویان لباس شخصی به هنگام تفهیم اتهام دانشجویان فوق نامه‌ای به آن‌ها نشان دادند که در آن از طرف دانشگاه خطاب به نیروی انتظامی نوشته بود که این دانشجویان اخراج شدند و برای دانشگاه ایجاد مزاحمت نمودند.

ماموران لباس شخصی بعد از بازجویی‌های خود از دانشجویان به آن‌ها گفتند که نه تنها حق ورود به دانشگاه را ندارید بلکه اگر می‌خواهید آزاد شوید باید از شهر خارج شوید.

با وساطت و تعهد یکی از اساتید بالاخره دانشجویان دستگیر شده بدون آن‌که حق ورود به دانشگاه را داشته باشند، آزاد و چندین شب است که در خارج از دانشگاه به‌سر می‌برند و حق ورود به دانشگاه را ندارند.

دکتر رضوانی معاونت دانشجویی، فرهنگی دانشگاه در پاسخ به دانشجویان دستگیر شده برای ورود به دانشگاه به آن‌ها گفت: «من هم در خانه‌ام زندگی می‌کنم، من چه ربطی دارد که شما در خارج از دانشگاه هستید.» معاونت دانشجویی دانشگاه در پاسخ به اظهارات دانشجویان مدعی است که این کمیته اختیاراتی فراتر از قانون دارد و می تواند هر تصمیم را که صلاح بداند عملی کند.

دانشجویان ممنوع الورود نه تنها حکم‌ انضباطی‌شان ناعادلانه و غیرقانونی بوده است بلکه ممنوع الوردشان نیز غیرقانونی است. زیرا هیچ جای آیین نامه حق اخراج از دانشگاه و خوابگاه را به مسوولان نداده است و تنها این حق را به رییس دانشگاه داده که حداکثر یک ماه تا صدور حکم از ورود افراد جلوگیری کند. اما حکم ممنوع الورود دانشجویان پس از صدور حکم صادر شده است و به معنای اخراج از خانه این افراد هم محسوب می شود.

دانشجویان فوق به شدت نسبت به احکام و نحوه‌ی رسیدگی به پرونده‌شان اعتراض دارند و در حال پی‌گیری مسائل خود از مجاری قانونی مختلفی هستند.

کارنامه دولتی که از چاه دوقلوه شده "جمکران" در آمد!


بنزین سهمیه بندی شد. قیمت پودر لباسشوئی 3 برابر شد. قیمت برنج هم که دست نخورد!! قطعی برق و گاز و صادرات آن افزایش یافت. بدلیل مشکلات اقتصادی و ... سرانه مطالعه از 20 دقیقه به 10دقیقه کاهش یافت. وزیر محترم کشور از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل شد! ثروت وزیر پیشنهادی جدید، صادق محصولی، در کمتر از 3 سال به بیش از 160 میلیارد تومان رسید. سوبسید آب و برق، گاز و شیر حذف شد. فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را توی خانه عفاف گرفتند. استاد دانشگاه به شاگردش تجاوز کرد، شاگرد محکوم شد، استاد به پستی بالاتر منسوب شد. بد سابقه ترین مدیر کشور و همکار احمدی نژاد مدیر سایپا شد. قیمت خانه در تهران از پاریس گرانتر شد. برداشت از ذخیره ارزی 12 برابر شد. تورم به 21 درصد رسید. مردم ایتالیا و فرانسه توی خیابون علیه دولت ایران و تروریست بودنش تظاهرات کردند. زمزمه خلیج عربی شروع شد. قیمت مسکن سه برابر شد. طرح توریستی سفرهای استانی رئیس جمهور و وزرا شروع شد. دانش آموزان ایرانی موفق شدند در زیر زمین خانه شان انرژی هسته ای درست کنند. استادان دانشگاه مخالف دولت اجبارا بازنشسته شدند. تمامی صنایع و کارخانه های دولتی به کنسرسیوم ها و مافیای داخلی فروخته شد.ایران از نظر کسب و کار در رده صد و بیست و چهارم قرار گرفت. کشور از نظر تورم در خاور میانه اول شد. سیل مهاجرت مردم به اولین کشور ممکن روانه شد .رئیس جمهور کشور موفق به دیدن هاله نورانی هنگام مذاکرات هسته ای شد. طرح تقسیم عادلانه دریای خزر که تاریخ دانان آن را برابربا قرارداد ترکمانچای می دانند اجرا شد. حتی روسیه و چین هم ایران را تحریم کردند. آمار اعتیاد در کشور به بالاترین رقم در طی 50 سال اخیر رسید. کراک و انواع مواد مخدر به آسانی در دسترس مردم قرار گرفت. درصدی از مردم که زیر خط فقر قرار می گیرند به 40 درصد رسید. بدترین نتیجه در طول شرکت در المپیک برای ایران رقم خورد. هرکول جهان به بازی در تبلیغات املاک روی آورد. نحوه صدور روادید برای شهروندان ایرانی توسط سفارتخانه های کشورهای یک لاقبا به بدترین و اهانت آمیزترین وضع خود در 30 سال گذشته رسید.

فرزند شيخ قرضاوي: شيعه نشده ام



سنی نیوز:وي بعد از انتشار اين خبر با سرودن قطعه اي (و قرار دادن آن در خروجي وب سايتش ) خبر شيعه شدنش را به شدت تکذيب کرد.عبدالرحمن يوسف در اين شعر نسبتا طولاني اش که با عنوان ( كثير عليكم …!_ بسياري ضد شما هستند …!) سروده است ، شعرش را اينگونه شروع ميکند(فَريقَانِ يَخْتَصِمَانْ … _ دو گروه در جدال و خصومت به سر مي بردند
———————————————–
مدتي است بسياري از رسانه ها و وب سايت ها با انتشار اخباري به شايعه اي مبني بر شيعه شدن عبدالرحمن يوسف القرضاوي فرزند شيخ يوسف قرضاوي (رئيس اتحاد جهاني علماي مسلمان) دامن زدند
وي بعد از انتشار اين خبر با سرودن قطعه اي (و قرار دادن آن در خروجي وب سايتش ) خبر شيعه شدنش را به شدت تکذيب کرد.
عبدالرحمن يوسف در اين شعر نسبتا طولاني اش که با عنوان ( كثير عليكم …!_ بسياري ضد شما هستند …!) سروده است ، شعرش را اينگونه شروع ميکند(فَريقَانِ يَخْتَصِمَانْ … _ دو گروه در جدال و خصومت به سر مي بردند …)
وي در ادامه با بيان اينکه اگر تغيير مذهب مي دادم به طور واضح و روشن اعلان مي کردم و از کسي هم ترسي نداشتم مي گويد:( ولَو كُنْتُ أُسْلِمُ أمْري لأمْرِ وَليٍّ فَقيهٍ _ و اگر اختيارم را به دست ولي فقيه مي سپردم
لَجَاهَرْتُ صُبْحًا لَهُ بالوَلاءِ … ! _ البته در روز روشن به ولايتش اعتراف مي کردم …!
ولَو كُنْتُ بَدَّلْتُ مَا أرْضَعَتْنيهِ أُمِّي _ و اگر آن شيري را که مادرم به من نوشانده است ؛ تبديل مي کردم
لأعْلَنْتُ جَهْرًا بَرَائي … !_ آشکارا بي زاري ام را اعلام مي کردم …!

آینده بلوچستان درخشان است. ( قسمت آخر )


بقلم : روشنفکر ملت بلوچ برادر محمد کریم
زبان شیرین و اصیل بلوچی با لهجه ها و گویش های دلنشین اش همچنان زنده است ومیلیونها بلوچ با شهدین بلوچی محاوره ومکاتبه می کنند. زبان بلوچی هم با حروف عربی و هم با لاتین کتابت می شود و به برکت زحمات صدها شاعر، نویسنده، هنرمند، ادیب و زبانشناس بلوچ زبان اصیل بلوچی در حال شکوفایی است. زبان مادری مان، شهدین بلوچی در آینده ای نه چندان دوردربلوچستان آزاد زبان رسمی و آموزشی مان خواهد شد. نسلهای آینده بلوچستان شاهد شکوفایی زبان مادری مان حتی در مراحل آموزش عالی هم خواهند بود. توجه اشغالگران فارس به مدارس و سواد آموزی دربلوچستان غربی مان درحدی بوده است که زبان فارسی را آموزش دهند و مذهب خرافاتی تشیع صفوی را تبلیغ و ترویج کنند. آموزش و پرورش رژیم در بلوچستان که مجری سیاستهای شونیستی تهران برای فارسیزه کردن دانش آموزان بلوچ با زورو تهدید و تنبیه است ، سعی در محدود کردن کاربرد زبان مادری مان وسعی مداوم در تضعیف و نابودی شهدین بلوچی را داشته است. در این زمینه بسیارند فاکتها ومواردی که چهره زشت شونیسم جنون آمیز فارس را برای هردانش آموزبلوچ نمایان کرده است. مثلا اجباردانش آموزان بلوچ به فارسی حرف زدن درکلاس و درمدرسه حتی زمانیکه یک دانش آموزفارس زبان نه در جمع کلاس درس هست و نه در کل مدرسه.
اگربه تمام معلمین و دانش آموزان فارس زبان در یک مدرسه درشیرازیا یزد امرمی شد تا اصول فقه حنفی را حفظ کنند و به زبان شیرین آذری و یا شهدین بلوچی حرف بزنند ویا به زبان اصیل کردی و ترکمنی بخوانند و بنویسند و صحبت کردن با گویش یزدی یا لهجه شیرازی ممنوع است، چه پیش می آمد؟ اگر به دانش آموزان فارس می گفتند که در صورت بکاربردن گویش محلی شان وفارسی علاوه بر تنبیه بدنی ازمدرسه اخراج نیز خواهند شد، چه پیش می آمد؟ آیا این دانش آموزان می توانستند آذری، بلوچی، کردی یا ترکمنی یاد بگیرند وهمزمان به یادگیری ریاضی و علوم تجربی هم بپردازند؟ کودکان بلوچ بطور سیستماتیک مجبورمی شوند تا ازاولین روزمدرسه به فارسی حرف بزنند و چرندیات و اراجیف خمینی مکار و خونخوار را یاد بگیرند و گرنه شکنجه گران زابلی درمدارس که بعنوان معلم حقوق می کیرند با فحاشی و کتک به جان شان می افتند. در حالی که مدارس تهران، اصفهان، یزد وشیراز به کامپیوتر اتاق کارکامپیوتر، و آزمایشگاه فیزیک وشیمی مجهز می شوند صدها مدرسه کپری و استخدام صدها زابلی بیسواد بعنوان معلم از افتخارات اشغالگران صفوی در بلوچستان اشغالی هستند. محدود کردن انتخاب رشته تحصیلی برای هزاران دانش آموز بلوچ به رشته «علوم انسانی» که در واقع رشته زبا ن پارسی و تجزیه و تحلیل اشعارشاهنامه فردوسی وغزلهای تقلبی خمینی جلاد است یکی ازسیاستهای شونیستی حکومتهای شاهی وشیعی بوده است. البته عزیزانی که دررشته زبان و ادبیات فارسی فارغ التحصیل هستند برای جامعه مان گوهرانی گرانبها هستند که بسیاری ازآنان استعدادهای بالفعل و بالقوه درزمینه زبان و ادبیات شهدین بلوچی نیزهستند. همچنین فارغ التحصیلان بلوچ ازمراکز آموزشی عالی چه دربلوچستان شرقی و غربی چه در کشورهای اروپایی وعربی و هندوستان دررشته های پزشکی، فیزیک، شیمی، ریاضی، حسابداری، مهندسی مکانیک ، مهندسی کامپیوتر، مهندسی برق، مهندسی صنایع سنگین، تاریخ و جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، کشاورزی، زیست شناسی و زبانهای انگلیسی، دانمارکی، سوئدی، نروژی، هلندی، فرانسوی،روسی، ایتالیایی، اردو،آلمانی، عربی،فارسی و پشتون ازافتخارات بلوچستان هستند. علاوه بر فارغ التحصیلان بلوچ ازمراکز آموزشی عالی هزاران تن ازخواهرو برادرانمان با تجارب کاری گرانبهایی که دررشته های مختلف دارند از سرمایه های با ارزش بلوچستان هستند. علاوه بروجود گرانبهای کاردانان، دکتران، متخصصین، مهندسین، کشاورزان سخت کوش، ماهیگیران، کارگران ساده و فنی مجرب، تجاربلوچ صدها بلوچ فداکار و مسئول که صبورانه درسالیان درازبه فعالیتهای سیاسی یا نظامی مشغول بوده اند نیز آموخته ها و تجاربی بی نظیر دارند. تجاربی که برای پیشرفت این سرزمین و مردم زجردیده مان موثرخواهند بود. با توجه به آنچه که در بالا ذکرشد بلوچستان آزاد فردا هیچ گونه مشکلی از نظرنیروی تخصصی، حرفه ای و کادرهای آزموده نخواهد داشت. نیروهایی که با تجارب گرانبها از تحصیل و اشتغال در کشورهای عربی، هندوستان، ایران، امریکا، انگلیس، آلمان، پاکستان، کشورهای اسکاندیناوی ( نروژ، سوئد و دانمارک) ، امریکای جنوبی،کنیا، تانزانیا، ترکمنستان، اسپانیا، ایتالیا ومصر همراه ملت زجردیده مان قادر به اداره، آبادانی و ساختن وطن مان بلوچستان خواهند بود.

الحمد الله بسیارند نیروهای ملی و سیاسی بلوچ که صادقانه و فداکارانه زندگی شان را وقف ملت شان کرده اند و سالیان درازبرای گرفتن حقوق ملی مردم پیشتاز بوده اند. درآینده بلوچستان فدرال و آزاد، مردم بلوچ امکان آنرا خواهند داشت تا ازبین صدها کاندیدای با صلاحیت، مسئول، با سواد و فداکار نمایندگانی شایسته برای مجلس بلوچستان انتخاب کنند. نمایندگانی که قانون اساسی بلوچستان فدرال را تدوین و تصویب خواهند کرد. نمایندگانی انتخابی وبا صلاحیت که با یاد سرمچاران شهید و احترام خون شهدای گرانقدرمان در تشکیل دولت آزاد و فدرال بلوچستان مسئولانه عمل خواهند کرد و بدین گونه تضمینی قابل اعتماد برای تحقق آرمانهای شهدای جاودان بلوچستان ومیلیونها بلوچ خواهند بود. زمانیکه کشورهایی چون اریتره و نامیبیا ، بحرین و ازبکستان، تاجیکستان و تیمور شرقی، مقدونیه و کوزوو، بوسنیا و گامبیا توانسته اند آزاد و مستقل باشد. بلوچستان هم می تواند آزاد و مستقل باشد و هم فدرال. تاریخ این را به اثبات خواهد رساند. انشاالله. زمان اسارت درامپراتوری ایران بسررسیده است. تجارب هشتاد ویک ساله را باید بکاربست. تجاربی گرانبها که به قیمت خون پاک دهها هزار شهید، اشکهای ریخته یتیمان بیشمار، ناله و فریادهای خواهران ومادران داغدارو تحمل و بردباری پدران مقاوم و با فداکاری های تک تک مردم زجردیده مان کسب شده اند. با انسجام وحد اکثرهشیاری و سازماندهی فعالیتها و مبارزات ملی مان متناسب با شرایط وجو حاضر ، بکارگیری اشکا ل مبارزاتی گوناگون ( دفاع مسلحانه، کمک به سرمچاران،
جمع آوری مدارک و شواهد در مورد جاسوسان رژیم ،افشاگری دسیسه های حکومتی ها و مجازات بلوچ فروشان، جلوگیری ازجنگهای طایفه ای و قبیله ای، تلاش در ایجاد صلح و دوستی بین تمام بلوچها، افشای جنایات رژیم درمحافل بین المللی، فعالیتهای سیاسی، ادبی، فرهنگی، اجتماعی ،وب نگاری، آگاهی رسانی از طریق اینترنت، فعالیتهای افشاگرانه در خارج از بلوچستان، لابیگری دراروپا، همکاری نزدیکتر با ملیتهای در بند درامپراطوری ایران، مبارزه منفی در ایران ودر بلوچستان و... ) ، همکاریهای گسترده و اتحاد آینده نگرانه برای نجات بلوچ و بلوچستان واستفاده آگاهانه از تجارب گرانبهای تاریخی است که می توان به فارس تازی حکمرانان جاهل تهران دربلوچستان برای همیشه پایان داد. انشاالله. بلوچستان ءِ پلین شهیدان ءَ هزاران سلام
پروشت ءُ پروش بات ایران ءِ شیعی ـ فاشیستی حکومت
آزات ءُ آباد بات گنجین بلوچستان

کاخ سفید: اوباما می خواهد ایران عضو مسئول جامعه جهانی باشد


بی بی سی : کاخ سفید از پرتاب ماهواره ایرانی امید به فضا ابراز نگرانی شدید کرده و نسبت به آن واکنش نشان داده است.
ایران سه شنبه 3 فوریه (15 بهمن) "ماهواره ملی امید" را با پیام محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، به فضا پرتاب کرد که طبق گزارش ها با موفقیت در مدار زمین قرار گرفته است.
رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید به خبرنگاران گفت که ایالات متحده از تمام اجزای قدرت ملی خود برای رفتار با ایران استفاده کرده و به این کشور کمک خواهد کرد تا یک عضو مسئول جامعه جهانی باشد.
او افزود که اقدام ایران "ما را قانع نمی کند که این کشور مسئولانه در جهت ثبات یا امنیت در منطقه رفتار می کند."
آقای گیبس تاکید کرد که باراک اوباما، رئیس جمهوری ایران آشکارا گفته که او می خواهد ایران یک عضو مسئول جامعه جهانی باشد.
یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم به خبرنگاران گفته است که پرتاب ماهواره "احتمالا می تواند منجر به شکل گیری موشک های قاره پیما {بالستیک} شود."
ماهواره ایرانی امید به منظور ارسال و دریافت اطلاعات با پایگاه زمینی ساخته و به فضا پرتاب شده است.
برخی کشورهای غربی از برنامه های موشکی این کشور ابراز نگرانی کرده اند. آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه ایران را متهم می کنند که درصدد دستیابی به سلاح هسته ای است و می گویند برنامه فضایی ایران نیز می تواند مقاصد نظامی داشته باشد. ایران این اتهامات را به شدت رد می کند.
زوی کاپلان، رئیس سازمان فضایی اسرائیل نیز پرتاب ماهواره ایرانی به فضا را تائید کرده و آن را مایه شگفتی نخوانده است. او گفته است در عصر اطلاعات و فن آوری و با دانشمندان ایرانی که خارج از این کشور تحصیل کرده اند، آنها می توانند به هر دانشی دست پیدا کنند.
بیل رمیل، وزیر مشاور دولت بریتانیا نیز از نیات ایران درباره پرتاب این ماهواره "ابراز نگرانی" کرده است. او در بیانیه ای گفته است که بریتانیا در حال بررسی بیشتر این تحولات است.
آقای رمیل افزوده که ایران با اقدام خود در حال فرستادن علایم نادرستی به جامعه جهانی است.
فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان نیز پرتاب ماهواره ایران را یک "تحول نگران کننده" خوانده است.
دولت فرانسه نیز نگرانی مشابهی درباره این اقدام ایران بیان داشته است.
طرح ساخت و پرتاب ماهواره امید از سه سال پیش آغاز شد و پرتاب موفقیت آمیز آن زمینه ساز پیشرفت های بعدی ایران در این زمینه خواهد بود.
با پرتاب ماهواره امید، ایران به جمع معدود کشورهایی می پیوندد که از توانایی فنی لازم برای طراحی و ساخت مستقل ماهواره و پرتاب آن به فضا برخوردارند و منابع مالی لازم را برای اجرای چنین طرح هایی اختصاص داده اند.

کاریکاتور؛ اوباما و مشت گره کرده تروریستها


عبدالله بن زايد: هدف نشست ابوظبي منع دخالت های غیر عربی است

شیخ عبدالله بن زاید وزیر امور خارجه امارات متحده عربی که در نشست روز سه شنبه 3-2-2009 وزاری خارجه عرب شرکت کرده بود، اعلام داشت که هدف نشست ابوظبی منع "دخالتهای غیرقابل قبول طرف های غیر عربی " است.شیخ عبدالله در پایان نشست وزرای خارجه 9 کشور عربی در ابوظبی خاطر نشان کرد که این نشست "بخشی از تلاش های عربی به منظور مشاوره و هماهنگ کردن مواضع بر اساس پیام پادشاه سعودی در کنفرانس سران کویت " برای تحقق توافق عربی وفلسطینی است.وی در ادامه افزود "ما برای چیره شدن بر شرایط سختی که با آن روبرو هستیم ونیز به منظور برقراری توافق میان عرب ها تلاش می کنیم ،چنین گامی مانع دخالت غیر قابل قبول وغیر سازنده در امور داخلی ما از سوی غیر عرب ها خواهد شد ". این سخنان تلویحا به همسایه بزرگ شمالی یعنی ایران اشاره دارد که از جنبش حماس در برابر جنبش فتح حمایت می کند .به گفته وزیر اماراتی ،وزرای خارجه ی کشورهای سعودي، مصر، اردن، تونس، مراکش، يمن، بحرين وامارات،وهمچنین وزير امور خارجه فلسطين در این نشست حضور داشتند . شیخ عبد الله تاکید کرد این نشست سرآغاز "نشست های دیگری در هفته های آینده خواهد بود" و"شمار بیشتری از وزرای خارجه عرب به آن خواهند پیوست ".از سوی دیگر وزیر امور خارجه امارات متحده عربی اعلام داشت که "طرح آتش بس مصر وتلاش این کشور برای تثبیت آن " ونیز دستیابی به "چارچوبی برای توافق" میان فلسطینیان مورد تایید قرار گرفت . وزرای شرکت کننده "زمینه سازی برای نشست کشورهای کمک کننده " را که قرار است در آغاز ماه مارس آینده با "مشارکت کامل دولت فلسطین" درمصر برگزار شود، مورد تاکید قرار دادند. وزرای شرکت کننده در این کنفرانس خواهان "توقف فوری شهرک سازی اسراییل " به ویژه در شهر قدس شدند . وبه گفته شیخ عبدالله این کشورها "به تماس ها ومشورت های خود با دیگر کشورهای عربی ادامه خواهند داد".
العربیه

پرتاب کفش به نخست وزیر چین


نخست وزیر چین روز گذشته در هنگام سخنرانی خود از سوی یک معترض با کفش مورد حمله قرار گرفت. به گزارش خبرگزاری فرانسه، "ون جیابائو" طی سخنرانی روز گذشته خود در کمبریج با اعتراض یکی از معترضین مواجه شد و این فرد معترض کفش خود را به سوی وی پرتاب کرد". ون جیابائو پس از آنکه کفش در چند متری او به زمین فرو آمد به سخنرانی خود ادامه داد. نخست وزیر چین که ورودش به انگلیس مورد اعتراض فعالان حقوق بشر به سبب سیاست های چین به ویژه در قبال تبت بود، در سخنرانی خود گفت:" من به این محل می آیم و این نباید مانعی در دوستی بین بریتانیا و انگلیس ایجاد کند. تاریخ نشان می دهد که نمی توان با زور در برابر هماهنگی مانع ایجاد کرد". گفتنی است که حادثه اخیر در پرتاب کفش سومین نمونه آن پس از عراق و اوکراین است. "منتظر الزیدی" روزنامه نگار عراقی نخستین فردی بود که اقدام به پرتاب کفش به سوی جرج بوش رئیس جمهوری قبلی آمریکا کرد و این مسئله رفته رفته درعرف سیاسی جایگاهی را برای نشان دادن اعتراض برای خود پیدا می کند.

اگر انقلاب نشده بود!



"اگر انقلاب نشده بود ما آواره نمی شدیم... اگر انقلاب نشده بود، ایران الآن مثل ژاپن بود... اگر انقلاب نشده بود، استقلال ایران به باد می رفت... سی سال از انقلاب ایران گذشته، اما این نوع حرف ها همچنان میان ایرانیان گفته و شنیده می شود.
راستی اگر انقلاب نمی شد، چه می شد؟ زندگی خصوصی شما چه شکلی داشت؟ خاورمیانه در چه وضعی بود؟ اقتصاد ایران در کدام مرحله بود؟...

حکومت چاقو، تفنگ و اخراج در دانشگاه سیستان و بلوچستان


با یک دستور امنیتی هشت دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان از ورود به این دانشگاه باز داشته شدند. اسامی این دانشجویان علی باقری(دبیر انجمن اسلامی), ابراهیم اسکافی(مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی پنجره), علی نمازی (مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی شورا), علی صالحی, شهریار حسین بر(مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی سیاه و سپید), صابر رستاد, کامران جلیل (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی) و میلاد همتی پور اعلام شده است. به نظر می رسد ممنوع الورود شدن این دانشجویان به دانشگاه مرتبط با تجمع صنفی دانشجویان در آبان ماه گذشته باشد که در اعتراض به ناامنی در دانشگاه صورت گرفت. ریاست دانشگاه که بارها قول عدم برخورد با دانشجویان متحصن را داده بود در فضایی که دانشجویان در دانشگاه حضور ندارند اعمال غیر قانونی خود را به دور هر گونه نظارتی ادامه دهد .
شنیده ها حاکی از این است افراد لباس شخصی که هویتشان بر دانشجویان پوشیده است به دفتر انجمن اسلامی مراجعه و سعی در تفتیش دفتر این تشکل دانشجویی را داشتند که با مقاومت اعضای این تشکل روبرو شدند.
نا امنی در دانشگاه سیستان و بلوچستان بدنبال ورود افرادی از خارج دانشگاه به سالن ورزش دانشگاه و مضروب کردن چندتن از دانشجویان غیر بومی با ضربات چاقو آشکار شد. بدنبال این حادثه، بار دیگر گروه هائی از خارج دانشگاه وارد محوطه دانشگاه شده و برای ایجاد رعب و وحشت دست به تیراندازی زدند. با توجه به اینکه حراست دانشگاه هیچ عکس العملی در برابر این اعمال از خود نشان نداده بود دانشجویان دست به اعتراض و تحصن زدند و مدیریت دانشگاه وعده پیگیری تعلل حراست و عدم پیگیری دانشجویان معترض را داد. اما گذشته زمان، نتیجه ای معکوس داشت، یعنی دانشجویان معترض تحت پیگرد و محرومیت از تحصیل قرارگرفتند!

روزنامه ای که سالهاست مردم در انتظارش هستند!


خمینی بت شکن خودش بت شد

در خبرها آمده بود که مجسمه خمینی در فرودگاه مهرآباد رونمایی شد. برای ما عجیب نیست که از بنیانگذار یک انقلاب مجسمه ساخته شود، اما جالب اینجاست که خود خمینی مثل اکثر مراجع گردن کلفت جمکرانی با مجسمه و مجسمه سازی و خصوصاً پیکر تراشی مخالف بود و اینها را حرام می دانست.
حالا خود خمینی هم مجسمه شد و ماند به یادگار تا نسل آینده بهتر بتواند معنی “بع بع” کردن «انسان» های نسل گذشته را درک کند و احتمالاً در آینده این نمادها به دانشمندانی اهدا خواهند شد که تئوری داروین را کامل تر کنند.

ده خطای بزرگ شاه ‏


ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com -
یک مقاله خواندم از مصطفی امین یکی از دو برادر امین و روزنامه نگار مشهور و صاحب ‏سبک مصری که در سال 1357 در اخبار الیوم چاپ شده است و نویسنده آن ده خطای ‏بزرگ شاه را نوشته بود. این ها خطاهایی هستند که باعث سقوط شاه شدند. ‏
شاید مصطفی امین این مقاله را بعدها برای رهبران جمهوری اسلامی هم فرستاد تا آنها دیگر ‏اشتباهات شاه را تکرار نکنند، و اصولا همین است که جمهوری اسلامی با وجود خطاهای ‏زیادی که کرده است، هیچ وقت خطایی نمی کند که باعث سقوطش شود. ده خطای بزرگ شاه ‏چنین است:‏
اولين خطای شاه اين بود كه ميلياردها دلار صرف خريد اسلحه كرد،‌ در حالی که بلد نبود از ‏آن استفاده کند. در عوض جمهوری اسلامی بدون این که هیچ پولی برای خرید اسلحه بدهد، با ‏یک انقلاب همه آن اسلحه ها را به دست آورد و از آنها برای حفاظت از نظام استفاده کرد. ‏
دومین خطاي شاه اين بودكه مردم را فريب می داد، به آنها وعده آزادي و انتخابات آزاد ‏مي‌داد، ولی به وعده اش عمل نمی کرد. اما جمهوری اسلامی بیخودی مردم را علاف نکرد و ‏منتظر نگذاشت، نه وعده انتخابات آزاد داد و نه اجازه داد مردم به این مزخرفات فکر کنند.‏
سومین خطاي شاه اين بودكه به اصلاحات بزرگ و ساختن کارخانه های عظیم دست ‌زد، ولي ‏هویت ايراني را فراموش كرد، شاه شلوار خارجي پای مردم می کرد و تهران پربود از ماشین ‏های آخرین سیستم. اما جمهوری اسلامی اشتباه شاه را نکرد، اولا بیخودی اجازه اصلاحات ‏بزرگ را نداد و جلوی آن را محکم گرفت، ثانیا اینقدر از هویت ایرانی دفاع کرد که همه مردم ‏روستا و شهر خودشان شلوار خارجی پای شان کردند و تهران پر شد از ماشین خارجی، بدون ‏اینکه کسی هم به آن اعتراض کند.‏
چهارمين خطاي شاه اين بود كه او یک گروه بزرگ نسل جوان و روشنفكر را می فرستاد در ‏دانشگاه‌هاي اروپا و آمريكا درست بخوانند، آنها هم وقتی درس می خواندند و برمی گشتند به ‏ایران، دنبال عدالت و آزادی بودند. اما جمهوری اسلامی از همان اول به جوانان و ‏روشنفکرانی که خارج می رفتند گفت که بیخودی خودشان را علاف نکنند و دنبال عدالت و ‏آزادی به ایران برنگردند و اگر عدالت و آزادی می خواهند همانجا که هستند بمانند و اگر هم ‏خواستند به ایران بیایند، نهایتا برای قورمه سبزی و زعفران تشریف بیاورند. ‏
پنجمين اشتباه شاه اين بودكه نفهميد حکومت زماني ثبات پیدا می کند كه به قلب مردم کشور ‏تكيه داشته باشد. اما برخلاف حکومت احمق شاه، جمهوری اسلامی همان دو سه سال اول ‏فهمید که باید به قلب تک تک مردم تکیه داشته باشد، به همین دلیل تک تک آنها را دستگیر ‏کرد و به آنها فهماند که به قلب شان تکیه دارد و مردم هم از وقتی فهمیدند حکومت به قلب ‏شان تکیه دارد، خیال شان راحت شد.‏
ششمین خطاي شاه اين بودكه به ايمان اسلامي ملت ایران اعتماد نداشت و فکر می کرد ملت ‏ایران مسلمان نیستند، در حالی که این ملت در انقلاب نشان دادند با تمام وجود مسلمان هستند، ‏و نشان دادند یک حکومت دینی می خواهند و آن حکومت را هم به دست آوردند. حکومت ‏دینی هم اولین چیزی که فهمید این بود که ملت ایران مسلمان هستند و باید نماز بخوانند و ‏روزه بگیرند و جهاد کنند و حجاب داشته باشند ، هرچه این مردم می گفتند بابا ما مسلمان ‏نیستیم و اصلا نماز و روزه و حجاب را بیخیال، حکومت می گفت، نخیر، ما مطمئنیم که شما ‏ملت مسلمانی هستید. حکومت چنان به مسلمان بودن ملت ایران ایمان داشت که از طریق ‏رادیو و تلویزیون و روزنامه و مجله و سپاه و بسیج دائما در حال اثبات مسلمان بودن مردم ‏ایران به خود مردم بود.‏
هفتمين خطاي شاه اين بود كه به نیروی امنیتی خودش، یعنی ساواک، اعتقاد داشت و ساواک ‏هم دائما می گفت که مردم در آرامش بسر مي‌برند و شاه را مي‌خواهند. رژیم سابق این را ‏باور می کرد، به همین دلیل وقتی انقلاب شد اصلا باورش نمی شد که مردم انقلاب کردند، در ‏حالی که جمهوری اسلامی یک وزارت اطلاعات دارد که دائما اطلاع می دهد که معلمان هیچ ‏مشکلی ندارند جز مشکل حقوق، با این حال دادگاه معلمان را دستگیر می کند، وزارت ‏اطلاعات اعلام می کند که هیچ تشکیلاتی باقی نمانده که قصد براندازی داشته باشد، ولی ‏دادستانی ماهی ده نفر را می گیرد و به زور مجبورشان می کند اعتراف کنند که قصد ‏براندازی دارند، وزارت اطلاعات می گوید که دانشجویان اهل دشمنی با نظام نیستند، اما ‏حکومت باور نمی کند و باز هم دانشجویان را زندانی می کند. ‏
هشتمين خطاي شاه اين بود كه تصميماتش را دیر می گرفت، مثلا وقتی باید آزادی می داد ‏اینقدر آزادی نمی داد که وقتی می داد همه کشور به هم می ریخت. یا وقتی می فهمید باید ‏زندانیان را آزاد کند که دیگر فایده ای نداشت. یا وقتی حاضر می شد انتخابات آزاد برگزار کند ‏که مردم داشتند برای رفتن حکومت رفراندوم برگزار می کردند، در حالی که جمهوری ‏اسلامی همه تصمیماتش را بموقع می گیرد، سی سال است که بموقع تصمیم گرفته است آزادی ‏ندهد، سی سال است بموقع تصمیم گرفته است انتخابات آزاد برگزار نکند و بیست سال قبل ‏تصمیم اش را در مورد زندانیان سیاسی گرفت.‏
نهمين خطاي شاه اين بود كه نمی دانست دنيا تغيير كرده است، و مردم روشنتر و با سوادتر از ‏قبل شده اند، به همین دلیل مردم ایران همیشه پنج سال از بقیه دنیا عقب بودند و حکومت ایران ‏همیشه همه چیز را پنج سال دیر به مردم می داد، در حالی که جمهوری اسلامی می داند که ‏دنیا تغییر کرده است و مردم دنیا باسوادتر از قبل شده اند، به همین دلیل اگر سی سال هم ‏بگذرد، حکومت ایران چیزهایی را که در همه جای دنیا حق طبیعی مردم است، به آنها نمی ‏دهد، البته مردم هم به جای اینکه چیزهایی که همه جای دنیا هست در ایران داشته باشند، می ‏توانند همه شان بروند به خارج و همه چیزهای خوب را در خارج به دست بیاورند.‏‏ ‏دهمین خطاي شاه اين بود كه از انقلاب افغانستان و سقوط حکومت اتیوپی درس نگرفت، در ‏حالی که جمهوری اسلامی از سقوط همه حکومت ها در ایران درس عبرت گرفت و از هر جا ‏دیگ حکومت های دیکتاتوری ترکیده بود، همان جا را لحیم کرد. اگر در برمه خانمی رهبر ‏معترضین است جمهوری اسلامی زن ها را گرفت، اگر در یونان دانشجویان به حقوق خود ‏رسیدند و در پاریس هم شورش دانشجویان دوگل را به خانه اش فرستاد، جمهوری اسلامی ‏نفس دانشجوها را گرفت اگر در لهستان کارگرانی که چشمشان ضعیف بودند شلوغ کردند در ‏ایران هم اسانلو را گرفتند و تا خورد زدند که چشم دیگرش هم کار نکند. اگر در چکسلواکی ‏قدیمی واسلاو هاول نمایشنامه نویس اعتراض ها را رهبری کرد و به ریاست رسید، جمهوری ‏اسلامی همه نمایشنامه نویس ها را سوار اتوبوس کرد و چون اتوبوس به دره نرفت دو سه ‏نفرشان را خودسرانه کشت و بقیه را فرستاد به پاریس. همین طور بگیر و برو. پس محکم بیخ ‏قضیه را گرفت که به هیچ وجه اتفاقاتی که آنجا ها افتاد، در ایران نیفتد.‏
نتیجه گیری اخلاقی: هیچ کس بیشتر از کسی که انقلاب کرده، از انقلاب نمی ترسد.‏نتیجه گیری پلیسی: فقط کلکسیونرها هستند که اسلحه می خرند و از آن استفاده نمی کنند.‏نتیجه گیری حقوقی: آزادی چیز خوبی است، آدم چیز خوب را به بقیه نمی دهد.‏نتیجه گیری اجتماعی: هیچ وقت به زور شلوار خارجی پای مردم نکنید، اگر این کار را کردید ‏زیرشلواریتان را می کشند سرتان.

۱۳۸۷ بهمن ۱۴, دوشنبه

شهید مولابخش درخشان رهبر سپاه رسول الله در بلوچستان


ربودن يک مسؤول آژانس پناهندگان سازمان ملل در جنوب غربى پاکستان


العربیه : مقام هاى امنيتى پاكستان مى گويند، روز دوشنبه 2-2-2009 يك مسؤول بلند پايه آژانس پناهندگان سازمان ملل در ايالت بلوچستان واقع در جنوب غرب پاکستان، توسط مردان مسلح ناشناس ربوده شد.وزير خان ناصر، يكى از مسؤولان پليس در شهر كويته مركز بلوچستان گفت، آقاى جان سولى كه تبعه امريكا مى باشد، زمانى از سوى افراد مسلح ربوده شد كه او خانه خود را به قصد رفتن به دفتر کار خود ترک مى کرد، وى افزود، افراد مسلح خودرو وى را متوقف كردند وپس از تيراندازى، راننده اش را كشته او را با خود بردند.يك مسؤول دفتر کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل در اسلام آباد با تاييد اين خبر گفت، آقای سولکی رياست دفتر آژانس پناهندگان سازمان ملل در کويته را به عهده داشت.هنوز هيچ جهتى مسئوليت اين آدم ربايی را به عهده نگرفته است.گفتنى است، قبائل بلوچ در ايالت بلوچستان پاكستان طى سال گذشته دست به يك سلسله خشونت ها عليه نهادهاى دولتى زدند، كه باعث درگيرى ميان نيروهاى امنيتى واين گروههاى مسلح شده است.از سوى ديگر دره سوات واقع در شمال غرب پاكستان يكى از مناطق آشوب زده پاكستان طى روز هاى گذشته شاهد درگيرى هاى خونين ميان ارتش و يك گروه مسلح شده است.هفته گذشته ارتش پاکستان در جریان عملیاتی در دره سوات، از كشته شدن 16 شورشی طالبان خبر داد .ارتش پاکستان هفته گذشته در واکنش به شکایات مردم از تسلط فزاینده طالبان در منطقه ى سوات، عملیات تازه ای را در اين منطقه آغاز کرده است.گزارشهاى رسانه اى امروز دوشنبه از كشف اجساد 8 نفر، توسط نیروهای امنیتی كه به ضرب گلوله كشته شدند، خبر دادند، واين امر نشانه دیگری از وخيم بودن اوضاع در دره سوات مى باشد.طالبان در منطقه سوات مدارس دخترانه را بصورت كلى بسته اند.

امام آمد، امام با طناب دار آمد

دیدی اندر بهار آزادی ........ خشک شد لاله زار آزادیآمد آزادی و چه آمدنی ....... یکنفر هم سوار آزادی !.....دیدی اندر بهار آزادیخشک شد لاله زار آزادیجای بلبل نشست جغد سیاهبر سر شاخسار آزادیدر زمان قدیم شاهی بود واقعاً شاهکار آزادیکارهای عجیب میفرمودتا نماید مهار آزادیزانطرف داد شیخی از خارجبه همه راهکار آزادیملتی برد مشت خود بالازد به کوچه هوار آزادیآرزو داشت تا بیاسایدجانب سایه سار آزادیخلق ِ آبستن ِ ز استبدادداشت الحق ویار آزادیآمد آن شاه و گفت بشنیدماز شماها شعار آزادیمن از امروز میکنم تأمینهمه جور اعتبار آزادیامتحانات ثلث اول شدآمد آموزگار آزادیثلث دوم شریف امامی بودسومی تیمسار آزادیاین یکی منکر هیاهو شدگفت اینک نوار آزادی!چه زمستان زمهریری بودبه امید بهار آزادیتا سرانجام روی کار آمدمرد خدمتگزار آزادیخان لر بود و داشت اصل و نسباهل ایل و تبار آزادیچشم و دل سیر ِ کاخ و خادم و مالپاکباز قمار آزادیآشنا با دموکراسی غربخبره در کارزار آزادیعزت سالها مبارزه راکرد یکجا نثار آزادیگفت نعلین بدتر از چکمه ستمایه ی انزجار آزادیگفت: ملت! مخور فریب طرفکه کشد عکس مار آزادی!ملت اما فریب را میخوردمثل شام و ناهار آزادیای دریغا که بود مستعجلدولت بختیار آزادیپس برفتند پای طیارهملت بیقرار آزادیناگهان سنگ از آسمان آمدشد شکسته تغار آزادیآمد آزادی و چه آمدنییکنفر هم سوار آزادی!رفت یکراست سوی قبرستانشیخ عمامه دار آزادیبر بلندی نشست و صادر کردکلمات قصار آزادیگفت لاکن مع الاسف هجمهنشه در گیرودار آزادیگفت فحشا نباشه امت ماقُر نشه از فشار آزادیگفت من آب و برق مجانیمیدهم در کنار آزادیگفت من میزنم به این دولتیک چک آبدار آزادیدولتی میکنم خودم تعییندر خور حال زار آزادیمیدهم دست مرد بازرگانکه دهد خواروبار آزادیبعد معلوم شد که پیشاپیشکنده چاه منار آزادیخواند و شاید نخواند بی الحمدفاتحه بر مزار آزادیاز همان روز هم مسلم شدکه تمام است کار آزادیهرچه از مغز انقلابی بودجمع شد در حصار آزادیاین ز صابون پزی استقلالآن ز میدان بار آزادیهرچه لات محله بود شدندهمگی پاسدار آزادیکامیون های چرس و بنگ آمدبهر خلق خمار آزادیکامیون های قلوه سنگ آمداز پی سنگسار آزادیرو به شیپور تعزیه آوردآنکه میزد سه تار آزادیکرد خورشید انقلاب غروبتیره شد روزگار آزادیمثل اینی که استالین آمدچون فنا شد تزار آزادیسرد شد آش و از درخت پریددر همان لحظه سار آزادیریسمانی که بافت ملت ماشد طنابی به دار آزادیتیتر اعدام خویش را میزدروزنامه نگار آزادیبود کمتر ز سرعت توقیفسرعت انتشار آزادینوجوانان به گورها بردندآرزوی دیار آزادیای دریغا که بود از ما دورایستگاه قطار آزادیبدترین دیکتاتوری آمداز پی انتظار آزادیزن آزاده زیر چادر رفتدیده اش اشکبار آزادیدست آخر هزار تومان شدهفت تومان دلار آزادیتوسن اقتصاد را آقاداد فتوا: حمار آزادی!***هادیا گاه گشت بیموردبیت هایت دچار آزادیقافیه های تو نشد تکرارهیچ، غیر از «بهار آزادی»لیک کوبیده ای چه بی معنیپشت هم آبشار «آزادی»مثل اینکه ز دست تو در رفتگاه و گه اختیار آزادیپس بیا لااقل تمامش کنیک کمی خنده دار ِ آزادی!دوست دارد که خنده ای بکندملت سوگوار آزادیسعی کن پر شود به شیرینیورق آچهار آزادیسعی کن بلکه کشمشی باشیتوی آبدوغ خیار آزادیتا بگوئی که همچنان هستیمخلق امیدوار آزادیدر فراق لیبرتی و خنده گشت باید به جوک پناهنده
نوشته شده توسط بادبان

افزایش موارد خودکشی در ارتش آمریکا


دویچه وله : بر اساس آمار رسمی، ۳۵ درصد سربازان آمریکایی که دست به‌خودکشی می‌زنند، کسانی هستند که در عملیات نظامی مناطق بحرانی مثل افغانستان و عراق شرکت داشته‌اند. ۳۰ درصد این سربازان حین انجام مأموریت، خود را از بین می‌برند.


موارد خودکشی بین سربازان آمریکایی که در مأموریت‌های نظامی در مناطق بحرانی به‌سر می‌‌برند، افزایش یافته است. بنا به گزارش رسانه‌ها، بالارفتن میزان تمایل به خودکشی درمیان سربازان، چنان چشمگیر است که وزارت دفاع آمریکا صفحه‌ی اینترنتی مخصوص یاری به آنان به‌راه انداخته است. در این صفحه می‌توان فیلمی را دید که در ابتدای آن یکی از سخنگویان پنتاگون، به روشنگری در این زمینه می‌پردازد. او از جمله می‌گوید: «افسردگی حالتی است که هر سربازی دیر یا زود به آن دچار می‌شود. برخی از سربازان حتی به فکر خودکشی می‌افتند.»

این جملات هنگامی شنیده می‌شوند که چند سرباز آمریکایی در فیلم به انجام حمله‌ای نظامی فراخوانده می‌شوند. برخی از آنان ناامید و افسرده به‌نظر می‌رسند و گریه می‌کنند. سخنگوی پنتاگون در ادامه می‌گوید: «این سربازان نیاز به کمک دارند». در پایان این فیلم روشنگرانه، شماره تلفن‌های روانشناسان و کشیش‌هایی که آماده‌ی یاری به این نظامیان هستند اعلام می‌شود.‌

واقعیت غیرقابل انکار

مقام‌های نظامی آمریکایی، این خبر را نیز که نرخ خودکشی بین سربازان آمریکایی افزایش یافته است، تأئید می‌کنند. پل ریکهوف، (Paul Riekhoff)، سخنگوی اتحادیه‌ی سربازانی که مدت‌ها در عراق و افغانستان خدمت کرده‌اند، می‌گوید که شمار خودکشی‌ها در ارتش دو برابر شده است. او معتقد است که چنین گرایش روزافزونی، باعث نگرانی‌است.

دلیل خودکشی سربازان برای ریکهوف روشن است. او ارسال مکرر و از نظر زمانی طولانی سربازان را به مناطق جنگی، عامل عمده‌ی این امر می‌داند. به نظر این سرباز باتجربه‌، بسیاری از هم‌‌قطاران او فرصت هضم رویدادهای ناگواری که هنگام مأموریت برای آنان رخ می‌دهند، نمی‌یابند. برخی اصلا از تحلیل و فهم این حوادث عاجزند.

ریکهوف معتقد است، مشکلات خانوادگی نیز از عوامل خودکشی سربازان است. این امر در حال حاضر، به‌خاطر وجود بحران اقتصادی، شدیدتر شده است. او می‌گوید بسیاری از خانواده‌های سربازان نگران آن هستند که خانه‌های آنها به حراج گذاشته شود، چون از نظر مالی قادر به پرداخت قسط‌ها و بهره‌های بدهی‌های خود نیستند.

فشار روحی، دلیل خودکشی

بر اساس آمار رسمی، در سال‌های گذشته، دست‌کم ۲۰ سرباز آمریکایی از میان صدهزار نظامی دست به خودکشی زده‌اند. ۳۵ درصد سربازانی که مرتکب قتل نفس شده‌اند، در عملیات نظامی مناطق بحرانی مثل افغانستان و عراق شرکت داشته‌اند. ۳۰ درصد این سربازان حین انجام مأموریت، خود را از بین می‌برند.

روانشناسان ارتش معتقدند که فشار روحی ناشی از شرایط دشوار سربازان، عمده‌ترین دلیل خودکشی آنان است. این امر ولی تنها پیامد انجام خدمت نظامی در مناطق بحرانی نیست. در این رابطه پل ریکهوف به مسائل دیگری هم اشاره می‌کند: «از هر چهار پنج سربازی که به آمریکا برمی‌گردد، یکی دچار فشارهای روحی ناشی از بیماری پست ـ تراماست، بسیاری افسردگی دارند و برخی هم الکلی شده‌اند که همین امر خود باعث پیدایی مسائل خانوادگی می‌شود. طیف مشکلاتی این‌چنینی بسیار گسترده است. ارتش هرچند دامنه‌ی برنامه‌های کمکی خود را گسترش داده، ولی ما به افراد بیشتری که بتوانند به حل مشکلات روحی سربازان کمک کنند، نیاز داریم. رئیس جمهور و پارلمان باید فوری دست به عمل بزنند.»

سنگ قبر امام هشتم را هم دزدیدند و فروختند

واحد مرکزی خبر: مديرکل روابط عمومي آستان قدس رضوي گفت سه سنگ قبر در طول تاريخ بر روي قبر امام هشتم نصب شد که سنگ قبر اول و دوم در موزه مرکزي آستان قدس رضوي درحرم حضرت رضا (ع) قرار دارد و قبر سوم بر مضجع شريف آن حضرت نصب است . سنگ قبر اول و دوم از جنس مرمر صابوني و در ابعاد 30 در 40 سانتي متر و به قطر 6 سانتي متر است. چندي پيش نيروي انتظامي شهرستان ورامين اعلام کرد که سنگ قبري را از چند قاچاقچي اشياء عتيقه کشف کرده اند . برخي از رسانه ها به نقل از فرمانده انتظامي شهرستان ورامين نقل کردند که درجريان کارهاي اطلاعاتي و امنيتي کتيبه اي را کشف کردند که يکي از قاچاقچيان به قيمت 3 ميليارد تومان آن را فروخته بود . مرکز اطلاع رساني پليس تهران اعلام کرد با بررسي هاي کارشناسان مشخص شد کتيبه کشف شده ، قديمي ترين سنگ مرقد مطهر حضرت رضا (ع) است.

خائنين معروف قوم بلوچ از سوي رژيم ماموريت بافتند كه نقش انقلابي بازي كنند!

بنام الله مقتدر

رژيم مكار، با نيرنگي جديد براي خنثي كردن انقلاب ملي و مذهبي در بلوچستان دست بكار شد.

براي جلوگيري و سد باب از گسترش محبوبيت جنبش مقاومت مردمي و خنثي كردن اثرات و ثمرات انقلابي آن رژيم دست بدامن بعضي از سردارزادگان هميشه خائن نسبت بقوم بلوچ زده و به آنان اجازه تشكيل اجتماعات و سنخنراني هاي بظاهر انقلابي داده است تا همه جا در گوشه و كنار بلوچستان بروند و مردم را براي يك عمل انقلابي دعوت به اتفاق و اتحاد نمايند.كور خوانده ايد اي دشمنان قسم خورده ملت بلوچ، خر خودتان هستيد و مردم خر نيستند تا توطئه به اين واضحي را نفهمند!
رژيم كه شديدا گرفتار مسئله امنيت در بلوچستان است توطئه جديدي را طراحي كرده است تا با اجراي آن جلو قيام مردمي در بلوچستان را بگيرد و با اين توطئه جديد به گمان خود خواهد توانست امنيت را در بلوچستان بر قرار كند براي اينكار به بعضي از سردارزادگان اجازه داده است كه در جاهاي مختلف مناطق خود نشستهائي را ترتيب دهند و در آن حرف انقلابي بزنند و مردم را دعوت به اتفاق و اتحاد كنند و چنين گمان ميرود كه رژيم با انجام يك چنين زيرسازي فريبكارانه اي پس از مدتي اين عناصر بظاهر سياسي و فعال را دستگير كرده و براي مدتي به زندان ميفرستد تا از آنان چهره اي محبوب و مردمي بسازد و با همين شيوه عوامفريبانه مردم را پشت سر آنها جمع كند و باين ترتيب با پيوستن مردم به اين انقلاب قلابي دولتي از پيوستن به انقلاب اصيل مردمي باز دارد. ولي كور خوانده است رژيم مكار چون تاريخچه خيانت اين سرداران و سردارزادگان بدبخت و سوداگر قوم كه هميشه زندگي ننگين خود را با فروش قوم خود در اينجا و آنجا و هرجا كه خريداري پيدا شده است گذرانده اند همه بطور دقيق خبر دارند و كاملا ميدانند . اينكه رژيم اكنون بعضي از اينها را وارد صحنه كرده است تا به ظاهر كار سياسي و باصطلاح انقلابي كنند اسباب تعجب همگان را بر انگيخته است و همه دارند از خود سئوال ميكنند كه اين جماعت خوش گذران كه هرگز درد مردم را نداشته و احساس نكرده اند و همه اش در فكر يك زندگي عافيت طلبانه براي خود بوده اند اينك چگونه بناگاه تبديل به عناصري انقلابي شده اند و حرف از اتفاق و اتحاد ميزنند و در محيطي پر حفقان كه تاكنون حتي به دو نفر هم امكان متحد شدن را نداده اند حالا بعضي از همين سردارباشي هاي كاملا معلوم الحال و عياش و تن پرست و برخوردار از تمامي مزاياي رژيم يكهو تبديل به عناصري انقلابي شده و در اجتماعات چندين صد نفري و در حضور لباس شخصي هاي معروف رژيم پشت ميكروفن قرار ميگيرند و حرف انقلابي ميزنند و مردم را دعوت به اتفاق و اتحاد ميكنند در حاليكه اينها در سخنراني هاي خود هيچ برنامه روشني ارائه نميدهند تا مردم بفهمند كه اينها با اين افقاق و اتحادي كه از آن حرف ميزنند ميخواهند چكار بكنند!؟

حقيقت ايسنت :
رژيم كه از سوي جنبش مقاومت مردمي به رهبري امير عبدالمالك بلوچ (حفظه الله) گرفتار چالش هاي متعدد امنيتي در منطقه شده و عاجز مانده است براي جلوگيري از پيشرفت اين انقلاب بتمام معني مردمي در بلوچستان بفكر افتاده است تا از اين جيره خواران زبون و حقير خود بعنوان يك راه حل بزعم خود مؤثر استفاده كند و بوسيله همين خائين خائف انقلاب دلير مردان از جان گذشته و مشقت طلب را بهمين راحتي با شكست مواجه نمايد ولي رژيم كور دل غافل از آنست انقلابي را كه هماكنون همچون سيلي خروشان براه افتاده است تا هر تفاله و زباله اي را كه بر سر راه قرار ميگيرد درهم كوبيده و براي دفن كردن به آشغالداني تاريخ پرتاب كند ديگر بهمين راحتي خنثي نخواهد شد.خيانت چيزي نيست كه بدون مكافات عمل باقي بماند و اين سردارزادگان كه براي گذراندن يك زندگي پر عافيت هميشه از جيره و امكانات و امتيازات دولت مركزي استفاده كرده اند اكنون به بن بست كامل رسيده اند تا مكافات عمل خود را در همين دنيا هم پس بدهند، چون در آنطرف رژيم ديكتاتور و مستبد و آدمكش است كه ميخواهد در اين موقع حساس از آنان كار بگيرد و براي تكميل پروسه خيانت شان آنان را رودرروي انقلاب قرار دهد
و در اينطرف انقلابيون جان بركف و قسم خورده براي نجات ملت مظلوم و محكوم شان هستند تا بي مهابا با هر عنصر خائني برخورد انقلابي كنند و اينجاست كه اين بيچاره هاي عافيت طلب بخاطر خيانت مستمري كه تا كنون در حق ملت خود كرده اند اكنون بجائي رسيده اند كه ديگر نه راه پس دارند و نه راه پيش . چون اگر اين بدبخت ها بدستور رژيم وارد پروسه اين خيانت جديد شوند تا انقلاب مردمي جنبش مقاومت را خنثي نمايند كه بي مهابا و بدون ترديد توسط انقلابيون كشته خواهند شد و با بجا گذاشتن نامي منفور و سياه در دنيا براي هميشه راهي جهنم خواهند شد و اگر دستور رژيم را كه اينهمه جيره اش را خورده اند اطاعت نكنند رژيم با يكي از روشهاي مخصوص بخود آنان را سر به نيست خواهد كرد و چنين خواهد بود آخر و عاقبت هر خانيني كه به ملت خود خيانت ميكند.... يا حق!

خط فقر کجاست؛ چه کسی زیر آن است؟

فرارو- وزیر رفاه و تامین اجتماعی دولت نهم با مبنا قرار دادن درآمد روزی یک دلار می گوید که در سال 86، 49 هزار نفر زیر خط فقر شدید قرار داشتند اما آمارهای دیگر تعداد فقرا را نزدیک به 15 میلیون نفر می دانند. سالی 200هزار خانوار پشت درهای کمیته امداد می مانند تعیین خط فقر از آن دست مسائلی است که مبنای روشن و مشخصی برای آن وجود ندارد و افراد مختلف بسته به جایگاه خویش در مورد آن صحبت می کنند. بر اساس اعلام معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهوری، 14 تا 15 میلیون نفر زیر خط فقر هستند. در عین حال برخی كارشناسان معتقدند كه تعداد 14 تا 15 میلیون نفر فقیر اعلام شده توسط علی عسگری معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهور، شامل تعداد افرادی است كه زیر خط فقر خشن هستند و تعداد فقرا حدود 50 درصد جامعه است و 70 درصد جامعه با 40 درصد امكانات و درآمد كشور زندگی می كنند و این شكاف شدید طبقاتی و توزیع درآمد نامناسب باعث شده كه افراد فقیر افزایش یابند و طبقه متوسط كوچك شود و گروهی كوچك با درآمد بالا و امكانات زیاد و اكثریت با درآمد كم و فقر زندگی كنند. دولت نهم با شعار بهبود وضعیت اقتصادی و آوردن پول نفت بر سفره های مردم روی کار آمد اما در طول نزدیک به چهار سال از عمر آن ،عملکرد ضعیف اقتصادی اش منجر به تورم بیش از اندازه در کشور و سوق یافتن تعداد کثیری از جمعیت کشور به زیر خط فقر شده است و اظهار نظر عجیب وزیر رفاه محمود احمدی نژاد نشان می دهد گویا دولت قصد دارد با تغییر دادن مبنای تعیین خط فقر، بر روی کاغذ میزان فقرا را کاهش دهد. برخلاف وزیر رفاه که درآمد ماهانه نزدیک به سی هزار تومان را ملاک فقیر بودن در نظر می گیرد اما کارشناسان خط فقر مطلق كشوری در سال 83 را 238 هزار تومان، سال84 ، 276 هزار تومان، سال85، 325 هزار تومان و در سال 86 نیز 400 هزار تومان می دانند. بر این اساس خط فقر مطلق استان تهران نیز در سال 83 ، 400 هزار تومان، سال84 ، 480 هزار تومان ، سال85 ، 560 هزار تومان و سال 86 ، 650 هزار تومان می دانند که این رقم برای شهر تهران در سال 86 ، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است. این ارقام بیانگر رشد سالانه 18 درصدی خط فقر در كشور است. آماری که در مورد میزان خط فقر و تعداد افراد فقیر در کشور مطرح می شود بسیار متفاوت با چیزی است که وزیر رفاه و تامین اجتماعی به عنوان مسئول بررسی و اعلام میزان فقرا مطرح می کند. عبدالرضا مصری در حالی مبنای خویش برای تعیین خط فقر را درآمد یک دلار در روز می داند که کارشناسان این امر را نادرست می دانند. دكتر حسین راغفر به ایسنا گفته است: صحبت از خط فقر یك و دو دلاری در كشور مبنا و پایه‌ای ندارد؛ چرا كه تعیین نرخP.P.P (برابری قدرت خرید) بر حسب دلار پایه 1990 آمریكا محاسبه و در حال حاضر حدود 350 تومان در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی كه این 350 تومان به هیچ وجه برابر یك دلار امریكا نیست و استفاده از چنین تعابیری فقط توجیه است و موجب گمراهی می‌شود. این استادیار دانشگاه در بیان علت مبنا نبودن خط فقر یك و دو دلاری در كشور برای تعیین خط فقر مطلق، درباره سابقه آن در دنیا نیز تصریح كرد: «نهادهای غیردولتی در دنیا در ابراز نگرانی نسبت به وجود 4/1 میلیارد نفر فقیر از جمعیت 6 میلیاردی سال‌ 2000 این گونه اعلام كردند كه این عده، حتی یك دلار در روز درآمد ندارند و در نتیجه بحث خط فقر جهانی را پیش كشیدند. این در حالیست كه امروزه در بسیاری از ایالت‌های هند، خط فقر سه دلاری برای فقر شدید (مطلق) تعریف می‌شود؛ لذا خط فقر یك و دو دلاری در مورد ایران به هیچ وجه صدق نمی‌كند و مبنای علمی ندارد.» فارغ از این مسائل اما با توجه به برخی خبرهای دیگر نیز می توان فهمید که تعداد فقرا در کشور بسیار بیش از آن چیزی است که مطرح می شود. مدیركل دفتر برنامه‌ریزی‌ و فناوری اطلاعات كمیته امداد در گفتگو با ایسنا اعلام كرد: «سالانه حدود 200 هزار خانوار در حالی به دلیل هزینه‌های كمرشكن درمان، مسكن و یا ودیعه مسكن به سمت كمیته امداد سوق می‌یابند كه امكان تحت پوشش قرار دادن تمامی این مراجعان وجود ندارد و پشت نوبت می‌مانند.» وی همچنین به جمعیت 5/4 میلیون نفری (8/1 میلیون خانوار) تحت پوشش این نهاد حمایتی اشاره كرد و گفت: «حدود 65 درصد از جمعیت تحت پوشش را زنان سرپرست خانوار، حدود 30 درصد دیگر تحت پوششی‌ها سالمندان و ازكار افتادگان و مابقی را نیز خانواده‌های زندانیان و غیره تشكیل می‌دهند.» اظهار نظر این عضو کمیته امداد نشان می دهد رقمی که وزیر رفاه برای تعداد فقرا در کشور مطرح می کند کاملا غیر واقعی است. بنا بر گفته حسین هوشیاری فقط 5/4 ملیون نفر به عنوان فقیر تحت پوشش کمیته امداد می باشند و سالانه نیز نزدیک به یک ملیون نفر درخواست عضویت در این نهاد را دارند. با توجه به تناقضی که در گفته های کارشناسان و وزیر رفاه دولت احمدی نژاد وجود دارد این سئوال مطرح می شود که چرا مسئولین دولتی آمار واقعی تعداد فقرا را مطرح نمی کنند و حتی می گویند که «تعیین میزان خط فقر چه سودی دارد؟»
آژانس خبری کورش

شیوه ای جدید برای درمان افسردگی فصلی

هرچند در ماه های مانده به بهار روزها به تدریج طولانی تر می شوند، اما برای کسانی که از تاریکی زمستان دچار افسردگی می شوند روشی جدید که از ارسال پیامک های تلفن همراه استفاده می کند، ممکن است در رفع افسردگی موثر بیفتد.
بیدار شدن از خواب در تاریکی و بازگشت به خانه از کار در هوای تاریک می تواند از سرزندگی هر کسی کم کند، اما در برخی افراد این تغییر روحیه شدید تر است.
افسردگی زمستانی درواقع عارضه ای شناخته شده است که روانشناسان از آن با نام علمی "اختلال محرک فصلی" (صد) یاد می کنند.
بر اساس برآورد سازمان ملی خدمات بهداشتی بریتانیا (NHS) تقریبا دو درصد مردم این کشور به آن مبتلا هستند که شدیدترین حالات آن در ماه های ژانویه تا مارس (دی تا فروردین) مشاهده می شود اما در برخی افراد حتی ممکن است از ماه سپتامبر (شهریور-مهر) نیز آغاز شود.
در افرادی که به این اختلال دچار می شوند شواهدی از رخوت و کسلی شدید تا اختلال در خواب و تغییر شدید و ناگهانی روحیات مشاهده می شود.
اما این امیدواری ایجاد شده که اجرای طرحی جدید، که بزودی در شهر کورنوال (Cornwall) به آزمایش گذاشته می شود، و ارسال پیامک، ای میل یا پیام صوتی بتواند این اختلال را از بین ببرد.
اعتقاد بر آن است که اختلال صد لزوما به واسطه کوتاه بودن روزها ایجاد نمی شود و گرفته بودن هوا نیز سهمی عمده در ایجاد آن دارد. اینطور به نظر می رسد که تابش نور می تواند این شرایط را تغییر دهد.
از این رو در میان ۲۰۰ داوطلب در شهر کورنوال که مورد آزمایش روان-درمانگران قرار گرفته اند، جعبه هایی نورانی و قابل حمل توزیع شده که نور شدید از خود ساطع می کند.
قرار است در این پروژه با کمک دفتر هواشناسی بریتانیا پیش از روزهایی که در آن هوا گرفته است، هشدارهایی به داوطلبان ارسال شود تا آنها پس از دریافت هشدار ۲۰ دقیقه از وقت خود را مقابل نور شدید جعبه نورانی بگذرانند.
کسانی که برنامه جدید را پیشنهاد کرده اند معتقدند این کار می تواند به داوطلبان (و کسانی که به اختلال محرک های فصلی دچار می شوند) در آماده شدن برای تحمل هوای تاریک کمک کند.
ارسال هشدارها از طریق همان فن آوری انجام می شود که شرکت های تامین کننده برق از طریق آن زمان تاریک شدن هوا و افزایش مصرف خانگی را پیش بینی می کنند.
کوین سیمپسون روانشناسی که اجرای طرح جدید را بر عهده دارد می گوید: "این هشدارها می تواند باعث افزایش میزان پذیرش روحی شرایط جوی موجود کند و به آنها یادآوری کند که به شیوه ای موثرتر از خود مراقبت کنند."
بی بی سی

انتخاب قذافی به ریاست اتحادیۀ افریقا



رهبر لیبی، معمر قذافی در حالی به عنوان رئیس اتحادیۀ افریقا انتخاب شد که برای یک تعدادی از نمایندگان این انتخاب بدیهی به نظر می آمد و تعداد دیگری از این انتخاب نا راحت بودند. حبیبه مجری شیخ، سخنگوی اتحادیۀ افریقا تصریح کرد که قذافی توسط سران کشورهای افریقایی در یک جلسۀ غیر علنی برای مدت یک سال انتخاب شد. فعلاً او در حال تشکیل ساختار ها و مشخص کردن اهداف خود بعنوان رئیس اتحادیۀ افریقا میباشد.
این اجلاس در حبشه صورت گرفت و قبل از قذافی، رئیس جمهور تانزانی این سمت را بعهده داشت.
دیروز در اجلاس اتحادیۀ افریقا، به پیشنهاد لیبی، روی طرح ایجاد حکومت واحد برای ایالات متحدۀ افریقا بحث صورت گرفت. اجلاس تصمیم گرفت که به این هدف، مرحله به مرحله بپردازد.
در مرحلۀ اول، کمیسیون اتحادیۀ افریقا به یک نهاد حکومتی «وحدت افریقا» تبدیل و از امکانات بیشتری استفاده خواهد شد. رئیس جمهور تانزانی و رئیس قبلی اتحادیۀ افریقا، «کیک وته» اعلان کرد که تشکیل ایالات متحدۀ افریقا، مرحلۀ نهایی این تحولات خواهد بود.
رئیس اتحادیۀ افریقا به شکل چرخشی انتخاب میشود و اینبار نوبت افریقای شمالی بود و به این دلیل انتخاب آقای قذافی بدیهی به نظر می رسید.
همچنان چند ماه قبل، بیشتر از دو صد تن از پادشاهان و نمایندگان سنتی افریقا به رهبر لیبی عنوان شاه شاهان را داده بودند. به همین دلیل قذافی قبل از شروع اجلاس سران اتحادیۀ افریقا گفته بود که درین اجلاس بعنوان شاهنشاه شرکت خواهد کرد. او همچنان میخواهد ارتش افریقایی، واحد پول افریایی و پاسپورت واحد افریقایی برای سفر در داخل قارۀ افریقا ایجاد کند.
رادیو فرانسه

ننگ بر تو ای آخوند و بر رژیمت : بلوچنا

کشف طلا در بلوچستان
مدیر سازمان زمین‌شناسى و اکتشافات‌ معدنى کشور اعلام کردر منطقه لاطلا واقع در کرمان اکتشافات سطحى به صورت سیستماتیک در عمق 1500مترى براى شناسایى طلا به اتمام رسیده و وجود 5 تن طلا، 250 تن نقره و 10هزار تن مس براى کارشناسان محرز شده است.
مدیر امور اکتشاف سازمان زمین‌شناسى و اکتشافات معدنى کشور در ادامه از کشف ذخایر طلا در مناطق مسجدداغى، اینق، نبى‌جان و ساریلار آذربایجان‌شرقى خبر داد و گفت: در حال حاضر اکتشافات در 5 محدوده واقع در کردستان به پایان رسیده و وجود یکصد و دوازده کیلو طلا، 719 نقره و حدود صد هزار تن کانسنگ مس در منطقه خراپه واقع در محور سقز- پیرانشهر محرز شده است.
وى اکتشافات 5 تن طلا در محدوده بزمان، ذخایر مناسبى در محدوه سیاه‌جنگل واقع دربلوچستان، ذخیره قابل توجه تنگستن طلادار در محدوده چاه‌پلنگ اردکان با عیار اقتصادى 15 درصد، یکصد‌و‌بیست کیلوگرم طلا در منطقه هیرد شماره یک و حداقل 4 تن طلا براى هیرد شماره 3 و مقادیرى در منطقه شورآب به کمک اکتشافات سطحى و عمقى واقع در خراسان ‌جنوبى و در نهایت شناسایى یک زون طلادار تا به ضخامت 8 متر در منطقه خونیک را از دیگر دستاوردهاى اکتشافى سازمان زمین‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در بخش اکتشافات طلا عنوان کرد.
متجاوزان اشغالگر طلاهای بلوچستان را دارند غارت می کنند و آنگاه فرزندان بلوچستان سقفی برای درس و لقمه ای برای خوردن ندارند و هر روز به خاطر بدست آوردن یک لقمه نان در خودروهای گازوئیل کش کشته می شوند.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آژانس خبری تفتان

تحریم تازه آمریکا بر شرکت های ایرانی، چینی و کره شمالی

ايالات متحده آمريكا روز دوشنبه اعلام كرد تحريم هايى را بر شركت هايى از كره شمالى، چين و ايران به دليل نقض قوانين آمريكا و با هدف جلوگيرى از گسترش فناورى موشكى و نظامى اعمال كرده است.شركت هاى كره اى كه در ليست تحريم هاى جدى آمريكا قرار گرفته اند با نام شركت توسعه و معادن كره، شركت تجارى موكونگ و سينو كى معرفى شده اند. گروه صنعتى شهيد باكرى و شهيد همت نيز شركت هاى ايرانى هستند كه در اين ليست قرار گرفته اند.از چين نيز دو شركت «داليان سانى» و «بلاماكس» در فهرست تازه تحريم هاى آمريكا گنجانده شده اند.مجازات هاى اعمال شده نخستين بار است كه از سوى دولت جديد آمريكا صورت مى گيرد و بيانگر آن است كه دولت باراك اوباما به دنبال ادامه سياست جرج بوش در زمينه منع گسترش تسلیحات است.به گزارش خبرگزارى «رويترز»، اين تحريم ها كه سمبوليك است در شرايط حساسى صورت مى گيرد. آمريكا براى مذاكرات بين المللى در زمينه جلوگيرى كره شمالى از دستيابى به سلاح هاى اتمى به چين متكى است و از سوى ديگر براى مقابله با برنامه هسته اى ايران به راى اين كشور در شوراى امنيت سازمان ملل نياز دارد.تحريم هاى جديد از معامله شركت هاى ياد شده با آمريكا جلوگيرى مى كند و گرچه از مدت ها پيش بحث آن در جريان بود ولى با روى كار آمدن دولت جديد موارد آن اعلام شد.گزارش هاى حاكى است كه دولت اوباما در حال بازنگرى خود در سياست هاى مربوط به كره شمالى است ولى هيلارى كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا گفته است كه مذاكرات شش جانبه بر سر برنامه اتمى پيونگ يانگ «ضرورى» است.كره شمالى روز دوشنبه بر حفظ سلاح هاى اتمى خود تاكيد كرد و نسبت به بروز يك جنگ هسته اى در اين شبه جزيره هشدار داد.در همين حال، محمد البرادعى، مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى، در مصاحبه با تلويزيون «سى ان ان» اعلام كرد كه ايران مى تواند توانايى ساخت سلاح اتمى را ظرف دو تا پنج سال به دست آورد اما زمان درازى وجود دارد تا اين نگرانى حل شود.اين مقام آژانس همچنين به روزنامه «واشينگتن پست» گفته است كه ايران دستيابى به سلاح هسته اى در كوتاه مدت را در راستاى سياست جلوگيرى از يك حمله ارزيابى مى كند.وى گفت: «واضح است كه آنها به دنبال تامين امنيت خود هستند و معتقدند كه اگر شما به سلاح هسته اى دست يابيد و يا حداقل فناورى آن را در اختيار داشته باشيد، بالاخره مى توانيد خود را از يك حمله محافظت كنيد.»كشورهاى غربى نگران هستند كه تهران در پوشش برنامه هسته اى خود كه آن را صلح آميز مى داند در پى ساخت سلاح اتمى باشد.شوراى امنيت سازمان ملل در پى اين نگرانى سه دور تحريم عليه تهران اعمال كرده است و آمريكا نيز به طور مستقل بانك ها و شركت هاى ايرانى را از دستيابى به منابع مالى و فناورى اين كشور محروم كرده است.
رادیو فردا

باد فیروزآباد و و نسیم ارادان

در راستای اینکه تا وقتی میرحسین و خاتمی ما را دق ندهند هیچ کدام نامزد نمی شوند و من ‏به همین دلیل آنها را عامل شهادت خودم می دانم، لذا از کلیه شرکت کنندگان در آزمون امروز ‏خواهشمندم به سووالات زیر پاسخ داده و یکی از گزینه ها را انتخاب یا آزمون را تحریم کنند ‏و نتیجه را برای هرکسی که خواستند ای میل فرمایند. ‏
سووال اول: با توجه به اینکه محصولی مسوول ستاد انتخاباتی احمدی نژاد وزیر کشور و ‏برگزار کننده انتخابات شده است، و فرمانده نیروهای نظامی کشور اعلام کرد در انتخابات ‏طرفدار احمدی نژاد است و رهبر انقلاب چند ماه قبل از انتخاب مجدد وی حمایت کرد، به ‏نظرشما برای برگزاری انتخابات دموکراتیک چه کار دیگری باید صورت بگیرد؟ ‏گزینه اول: همه نامزد های رقیب احمدی نژاد را باید قبل از انتخابات زندانی کنند.‏گزینه دوم: سازمان ملل هم از انتخاب احمدی نژاد حمایت کند.‏گزینه سوم: قوه قضائیه اعلام کند رای دادن به دیگران غیرقانونی است.‏گزینه چهارم: سازمان کنفرانس اسلامی از انتخاب احمدی نژاد حمایت کند.‏
سووال دوم: اگر بدانیم که آیت الله ناصر مکارم شیرازی گفته است" اردوغان بخاطر دفاع از ‏مردم غزه لیاقت دریافت جایزه نوبل را دارد" و بفهمیم که یک هفته قبل طرفداران آیت الله ‏مکارم شیرازی بخاطر دفاع شیرین عبادی برنده جایزه نوبل از مردم غزه به او حمله کرده ‏اند، چه نتیجه ای می گیریم؟ ‏گزینه اول: اگر خانه اردوغان در تهران بود به آن حمله می کردند.‏گزینه دوم: قرار است اردوغان نوبل بگیرد تا او را کتک بزنند.‏گزینه سوم: بهتر است جایزه نوبل را از عبادی بگیرند و به اردوغان بدهند. ‏گزینه چهارم: جایزه نوبل را ایرانی ها نگیرند، هر کسی می خواهد بگیرد.‏
سووال سوم: آقای هاشمی رفسنجانی گفته است: " هیچ حکومتی بدون حضور مردم دوام ‏نخواهد داشت." لطفا مثال مناسب را برای حضور مردم و محل حضور آنان بزنید.‏گزینه اول: حکومت کوبا بادوام است، مردم کوبا در آمریکا حضور دارند. ‏گزینه دوم: حکومت ایران بادوام است، مردم آن در لس آنجلس حضور فعال دارند.‏گزینه سوم: حکومت صدام با دوام بود، مردم عراق در ایران حضور فعال داشتند.‏گزینه چهارم: مهم این است که مردم حضور داشته باشند، محل آن مهم نیست. ‏
سووال چهارم: با توجه به اهمیت زمان، اگر سردار محصولی گفته باشد که " به زودی ‏دشمنان ایران نابود می شوند." منظورش از بزودی چه مدتی است؟گزینه اول: ده سال دیگر؟‏گزینه دوم: سی سال دیگر؟‏گزینه سوم: دویست سال دیگر؟‏گزینه چهارم: وقتی هفت تا کفن پوساندیم.‏
سووال پنجم: اگر مطمئن باشیم که آیت الله خامنه ای با گروهی از زندانیان آزاد شده از بند ‏رژیم های مستبد که به تهران رفته اند، دیدار کرده است، احتمالا ایشان آیت به آن زندانیان چه ‏جمله مهمی گفته است.‏گزینه اول: زندان بد است، ما از آن بدمان می آید.‏گزینه دوم: ما با زندان مخالفیم، بقیه با آن موافقند.‏گزینه سوم: بقیه زندانی می کنند، ما خیلی خوبیم.‏گزینه چهارم: چرا شما به من اینجوری نگاه می کنید؟
سووال ششم: با توجه به اینکه میرحسین موسوی اعلام کرده است " تا اردیبهشت نمی توانم ‏تصمیم بگیرم" و انتخابات در خرداد برگزار می شود، یکی از گزینه ها را انتخاب کنید.‏گزینه اول:عجله کار شیطان است.‏‎ ‎گزینه دوم: پنج دقیقه دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.‏گزینه سوم: هستم، ولی خسته ام!‏گزینه چهارم: رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود، ولی به انتخابات نمی رسد.‏
سووال هفتم: می دانیم که سرلشگر فیروزآبادی گفته است " احمدی نژاد باید بماند، اگر برود ‏بادمان می خوابد." از طرف دیگر می دانیم وی اینقدر چاق است که به این سادگی بادش نمی ‏خوابد، با این پیش فرض ها چه رابطه ای میان باد فیروزآبادی و ماندن احمدی نژاد است؟گزینه اول: اگر رژیم سخت بگیرد، احمدی نژاد می ماند، بادش هم نمی خوابد.‏گزینه دوم: اگر رژیم شل و ول بگیرد، بادش بیشتر می شود، اما احمدی نژاد می رود.‏گزینه سوم: برای خوابیدن بادش تغییر رژیم لازم نیست.‏گزینه چهارم: همین باد باعث آن نسیم تحقق دولت است.‏
ابراهيم نبوي
e.nabavi@roozonline.com

شهید عبدالغفور ریگی پرچم دار سپاه شرافت و شهادت جوانان بلوچستان


اعتراض جمعی از دانشجويان كُرد و فعالان مدنی همدان به ادامه‌ی بازداشت جواد عليزاده

جمعی از دانشجويان كُرد دانشگاه بوعلی و فعالان مدنی و سياسی شهر همدان با انتشار بيانيه‌ایی خواستار آزادی جواد عليزاده شدند.
در بيانيه‌ی مذكور آمده است: اين فعال حقوق بشر 26 دی ماه سال جاری به دنبال سخنرانی در باب نقض گسترده حقوق بشر در كردستان و دفاع از كرامت انسانی، در مراسم يادبود ابراهيم لطف الهی ـ دانشجوی كُردی كه سال گذشته در بازداشت‌گاه اطلاعات سنندج به طرز مشكوكی جان داد ـ بازداشت گرديد.
دانشجويان و فعالان همدانی در بيانيه‌ی خود با تأكيد بر موادی از اعلاميه جهانی حقوق بشر كه مقرر می‌دارد "احدی را نمی‌توان خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد نمود" و نيز اين‌كه "احدی را نمی‌توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاری قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انسانی باشد" مراتب اعتراض خود به نقض حقوق انسانی جواد عليزاده را اعلام داشته و خواهان آزادی هر چه سريع‌تر وی از زندان شده‌اند.
اين بيانيه تا كنون به امضای بيش از 100 تن رسيده است كه از آن ميان می‌توان به حسين لقمانيان نماينده دوره ششم مجلس، حسين مجاهد دبير حزب جامعه‌ی مدنی همدان، فخرالدين حيدريان مسئول شعبه همدان سازمان دانش آموختگان ايران، فرشاد دوستی پور فعال دانشجويی، امين نظری مسئول كميته‌ی حقوق بشر دفتر تحكيم وحدت و ديگر اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی و نيز فعالان كُرد دانشگاه بوعلی همدان اشاره كرد.

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان

شاه سلطان حسین حاکم است هیچکس پاسخگوی هیچ چیز نیست

این روزها بحث شاه سلطان حسین در کشور خیلی بالا گرفته است. این دعوا نیز در اصل دو طرف دارد. یک طرف اصلاح طلبان هستند که معتقدند وضع کشور هم اکنون شاه سلطان حسینی است و باید جبهه ای برای نجات کشور و جلوگیری از نابودی آن تشکیل شود. طرف دیگر راستگرایان یا به اصطلاح اصولگرایان هستند که مدعی هستند که اصلا ایران با احمدی نژاد در بهترین شرایط 30 سال گذشته است و خطر این است که خاتمی یا موسوی یا اصلاح طلبان بیایند و آن را شاه سلطان حسینی کنند. البته همه این جنجال هم برای خرد کردن اعصاب و روحیه محمد خاتمی است تا از حضور او در عرصه سياسی جلوگیری کنند.
اما روز گذشته نامه ای منتشر شد که بعدها زمانی که تاریخ امروز را خواهند نوشت و راجع به وضع امروز ما قضاوت خواهند کرد، این نامه هم احتمالا بعنوان یک سند ثبت خواهد شد. یعنی نامه خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب، پزشکی که در اداره منکرات همدان در شرایطی هنوز نامعلوم کشته شد. کافیست این نامه را یک بار خواند تا وضع کشور را فهمید. عمق بلبشو، بی لیاقتی، بی مسئولیتی و بی کفایتی که تمام کشور را گرفته در خط به خط این نامه دیده می شود. از قاضی تا نگهبان، از سرهنگ اداره منکرات تا مامور کفن و دفن هیچکس به هیچکس پاسخگو نیست. در واقع هم در کشوری که رهبرش خود را پاسخگوی هیچکس و هیچ چیز نمی داند سرهنگ اداره منکرات آن پاسخگو باشد؟
اگر این نامه ای را که خانواده زهرا بنی یعقوب نوشته به شاه سلطان حسین نوشته شده بود و معلوم می شد در مملکتش از داروغه و کلانتر و محتسب و مفتی و قاضی همه دست در دست هم بر جنایت ها و کثافت کاری های همدیگر سرپوش می گذارند احتمالا اگر دچار قلب درد نمی شد یا خودش را دار نمی زد لااقل تکانی می خورد و خودی نشان می داد و بازخواستی می کرد. اما در جمهوری اسلامی این جنایت ها انجام می شود، نامه هایش هم نوشته می شود و شرح و بیانش هم می آید ولی کک هیچکس هم از بزرگ و کوچک نمی گزد. آنقدر بلبشو و بی لیافتی و جنایت و دزدی عادی شده که مردم هم دیگر تعجب نمی کنند. یک بار در همه این سالها مردم تعجب کردند آن هم زمانی بود که خاتمی وزیر اطلاعات را مجبور به پاسخگویی و استعفا کرد.
احمدی نژاد که پانصد کیلومتر مسافرت می کند تا یک نامه ای را جلوی دوربین تلویزیون از پیرزنی بگیرد و سر مردم ایران منت بگذارد که مشکلات آنها را حل می کند به همین یک نامه پاسخ بدهد آن دهها هزار نامه دیگری که گرفته پیشکش.
رهبر جمهوری اسلامی هم که حسابش جداست. او بقول قدیمی ها یک حب خورده و از بهشت رفته بیرون. نه مصاحبه با کسی می کند، نه جواب ملت را می دهد. فقط موقع تقسیم مناصب نظامی و تعيين فرماندهان و سان دیدن و رژه رفتن و تعیین اعضای مجمع تشخیص مصلحت و انتصاب فقهای شورای نگهبان و سپردن بنیاد مستضعفان و تولیت این آستان و آن بقعه و تقسیم معادن و کارخانه ها و بنیادها و پول و پله و تعیین خط مشی سیاست داخلی و خارجی و اتمی و همه اینها "رهبر" است ولی موقعی که پای پاسخگویی بابت همه اینها به میان می‌آید ناگهان غیب می‌شود و مردم را پی نخود سیاه شاه سلطان حسین می‌فرستد. با چنین رهبری ما چه تضمینی داریم که اگر فردا عاقبت این سیاست‌ها و این عزل و نصب ها بجای فروپاشی اقتصادی امروز، تبدیل به حمله به کشور و اشغال بخشی از آن و ویرانی بخشی دیگر شد رهبر جمهوری اسلامی پاسخگو باشد؟ تضمینی که نداریم هیچ، بلکه می توانیم مطمئن باشیم که رهبر هیچ مسئولیتی را نخواهد پذیرفت. در آن موقع همه مردم ایران می‌شوند شاه سلطان حسین جز خود او. کار که خراب شد از رئیس جمهور و کارمند فلان وزارت خانه و آبدارچی بهمان سفارتخانه باید جواب بدهد تا پیرزن هفتاد ساله که در خانه اش نشسته است. فقط رهبر است که همه اینها به او هیچ ربطی ندارد.
اقلا شاه سلطان حسین قبول داشت هرچه شده، خوب و بد، نتیجه کار اوست. دنبال شاه سلطان حسین دیگری نمی گشت. اما رهبر جمهوری اسلامی مسئولیت خودش را هم قبول ندارد. تازه یاد شاه سلطان حسین افتاده است.

پیک نت

مذاكره مستقیم هم هیچ تغییری در سیاست رژیم نخواهد داد

روزنامه واشنگتن تایمز نوشت مذاكره مستقیم آمریكا با رژیم تهران هیچ تغییری در سیاست بنیادین این رژیم نخواهد داد.
جان بولتون، سفیر سابق آمریكا در سازمان ملل در مقاله ای در روزنامه واشينگتن تایمز نوشت برنامه هسته ای رژیم تهران در صدر برنامه های سیاست خارجی رئيس جمهور جدید آمریكا خواهد بود.
سفیر سابق آمریكا در سازمان ملل با بیهوده دانستن هرگونه گفتگو با جمهوری اسلامی نوشت حقیقت این است كه مذاكره مستقیم آمریكا با رژیم تهران هم هیچ تغییری در سیاست بنیادین این رژیم نخواهد داد و هیچ مشوقی ملایان را از تلاش برای دستیابى به سلاح هسته ای باز نمی دارد.
ایران پرس نیوز

تداوم بازداشت بهائیان در ایران با بازداشت یک تن دیگر

یکی دیگر از از اعضای جامعه بهایی در تهران پس از احضار، بازداشت گردید."نمیا حقار" از اعضای جامعه بهایی در تهران ، پس از تماس وزارت اطلاعات در موعد 13 بهمن ماه به اداره پیگیری واقع در چهارراه ولیعصر احضار گردید. نامبرده پس از حضور در محل مذکور بازداشت و از دفتر مذکور به محل نامعلومی منتقل گردید. از سرنوشت ایشان و دلایل بازداشت آقای حقار اطلاعی در دست نمی باشد.در همین رابطه از بازداشت شدگان جامعه بهایی درمشهد گزارش گردیده است ، سیما اشراقی و جلایر وحدت از بازداشت شدگان اخیر این شهر ، روز جمعه مورخه 11 بهمن ماه ضمن تماس تلفنی با خانواده های خود خبر از تداوم بازداشت خود دادند.
فعالین حقوق بشر در ایران
ایران ب ب ب

مذابح الأفغان في إيران


مابين إيران والأفغان ثارات قديمة خلفتها حروب ومجازر عديدة دارت بينهما على مدى عصور و يبدو ان الزمان عجز عن محو آثارها من ذاكرة الطرفين لا سيما الإيرانيين منهم الذين مازالت عقدة سقوط الدولة الصفوية على يد الأفغان الغلزائين (1722-1729م ) بقيادة المير محمود تأجج مشاعرهم وتثير فيهم نار الغضب الطائفي والعنصري التي لم تتمكن مجازر نادر شاه أفشار ‘ ( النصف الاول من القرن الثاني عشر الهجري (1100-1199هـ) القرن الثامن عشر الميلادي (1700-1799م) ‘ ضد الأفغان من إطفاءها ولهذا بقية حالة الكراهية تحكم نظرة الإيرانيين للأفغان الذين رغم فظاعة المجازر التي تعرضوا لها على يد إسماعيل الصفوي و نادرشاه و من تبعهم من حكام بلاد فارس ‘ بقوا محافظين على هويتهم القومية و خصوصيتهم المذهبية السنية وعجز الإيرانيون من تحويلهم تابعين لهم .
لقد تسبب الاحتلال السوفييتي لأفغانستان ( 25 ديسمبر1979- فبراير1989م ) في هجرة أفغانية جماعية لإيران التي فتحت حدودها للمهاجرين و احتضنت العديد من جماعات المجاهدين بهدف استخدامهم ورقة في علاقاتها مع الاتحاد السوفييتي التي كانت بحاجة ماسة لسلاحه في حربها مع العراق و كانت إيران كل ما أرادت التقرب من موسكو ضغطت على الأفغان للحد من نشاطهم وإذا أرادت الضغط على موسكو أرخت الحبل للأفغان و فتحت حدودها للمجاهدين لتصعيد عملياتهم ضد القوات السوفيتية وفي تلك المرحلة كانت مخيمات المهاجرين الأفغان داخل الأراضي الإيرانية هي من يدفع ثمن هذه المتاجرة السياسية حيث كان المهاجرون يتعرضون لأقسى الظروف المعيشية وقد شهدت بعض مخيماتهم ظروفا قاسية لا تقل عن قساوة ظروف معسكرات الاعتقال التي أقامها النازيون في الحرب العالمية الثانية لليهود و الشيوعيون والسلاف و غيرهم .
بعد انتهاء الاحتلال السوفييتي سعى الكثير من المهاجرين الأفغان العودة الى بلادهم ولكن السلطات الإيرانية التي كانت تتلقى المساعدات من الأمم المتحدة والمنظمات الدولية بالعملة الصعبة مقابل استضافتها للأفغان‘ منعت سكان بعض المخيمات من العودة لبلادهم لكي لا تفقد العملة الصعبة التي كانت بحاجة إليها من جهة ومن جهة أخرى كان اشتعال الحرب بين الجماعات الأفغانية قد اوجد حاجة إيرانية جديدة لهؤلاء المهاجرين حيث كان يتم تجندي الشباب و الرجال منهم في صفوف الجماعات الأفغانية الموالية لإيران بشكل قسري و تبقى عوائلهم من النساء والأطفال شبه رهائن داخل مخيمات الهجرة .
كان الشارع الإيراني هو الآخر ينظر الى الأفغان نظرة دونية ويعاملهم بشكل مزري للغاية حيث كان الأفغان الذين استطاعوا الوصول الى المدن الإيرانية الرئيسية بحثا عن العمل لتحسين ظروفهم المعيشية والهروب من التطوع الإجباري في صفوف الجماعات المتقاتلة ‘ يتلقون معاملة قاسية جدا من قبل الشارع الإيراني حيث ارتكبت أعمال مختلفة ضد هؤلاء الأفغان ليس اقلها عدم أعطائهم أجور الخدمة وممارسات غير إنسانية أخرى .
و في عام 1998م شهد احد مخيمات اعتقال المهاجرين الأفغان المسمى " سفید سنك " و الواقع قرب مدينة مشهد في إقليم خراسان انتفاضة ضد الظروف القاسية والإجراءات التي كانت تمارس ضد سكان المخيم لإجبارهم على التطوع في قوات ما كان يسمى " تحالف الشمال" لمحاربة حكومة طالبان وقد قامت السلطات الإيرانية باستخدام القوة المفرطة لإخماد تلك انتفاضة حد استخدام الطائرات المروحية مما أسفر عن مقتل أكثر من "2000" أفغانياَ بينهم العديد من النساء والأطفال دفنوا في مقبرة جماعية .
هذه المجزرة وغيرها من الأحداث الدامية الأخرى التي تعرضت لها مخيمات المهاجرين الأفغان في إيران‘ دفع بفنانين وإعلاميون ومؤرخون أفغان لتوثيقها على شكل أفلام وكتب و مسلسلات تلفزيونية وقد لقيت هذه الخطوة دعما من سياسيين و برلمانيون و زعماء قبليون و دينيون أفغان . و كان آخر ما أنتج في هذا الإطار فيلم يصور مجزرة مخيم " سفید سنك " و يمثل دور البطولة في هذا الفيلم " داوود عظیمی" احد ابرز الناجين من تلك المجزرة إضافة الى عدداً من الممثلين الأفغان الذين عاشوا في إيران وشاهدوا معانة أبناء جلدتهم عن قرب. يضاف الى ذلك صدور كتاب جديد يؤرخ لمعانات الأفغان في إيران ويقدم وثائق ومستندات عن مجزرة راح ضحيتها خمسة الآف سجين أفغاني تم دفنهم أحياء في مقبرة جماعية وقد استضافت احد القنوات التلفزيونية الأفغانية مؤخرا اثنين من الصحفيين المؤلفين لهذا الكتاب . الحديث عن معانات مخيمات المهاجرين الأفغان في إيران ربما لا يدركها إلا المهاجرون العراقيين الذين عاشوا حياة المخيمات في إيران و الذين لم تشفع لهم شيعيتهم وتأييدهم لنظام الخميني في التخلص من مرارتها تلك المخيمات و ذلتها.
هذه الأحداث وغيرها التي بقيت بعيدة عن أنظار العالم والرأي العام العربي والإسلامي لو تم كشف المزيد منها من المؤكد أنها سوف تساهم في إيضاح الصورة الحقيقية للنظام الإيراني الذي يحاول من خلال الشعارات والفبركة الإعلامية والتلبس بالدين التستر على جرائمه المرتكبة بحق أبناء الأقلية المذهبية والقومية في إيران إضافة الى قيامه بإشعال نار الفتن بين أبناء الشعوب المجاورة خدمة لأطماعه التوسعية في المنطقة .
صباح الموسوي
كاتب احوازي

۱۳۸۷ بهمن ۱۳, یکشنبه

نامه یک پاسدار برای مبارزین بلوچستان که به خوبی می توان تفکر فاشیستی اش را مشاهده نمود

حالا شما با کشتن ماموران رژیم چه چیزی را می خواهید ثابت کنید ؟
..............
اقای محترم این رو بدون مسئولین رژیم خیلی مهربان و سخاوتمند هستند وگرنه اگر دست شخصی مثل من بود تمام اون منطقه + روستاهای اطراف رو با شهاب 3 هدف میگرفتم و با حملات هوایی کوچکترین اثری از نژاد کثیف شما بلوچ های سنی که شیطان پرست هستین نمیگذاشتم
...........................
من کاری به کشته های شما و اعدام شده های شما ندارم چرا که معتقد هستم هر بلایی به سر نژاد کثیف و بی مصرف شما بیاد حق مسلم شماست
...................
انشالله به یاری خداوند نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران به عنوان قوی ترین نیروهای زمینی دنیا سر تک تک شما شیطان پرستان کافر رو به تهران میارند و با نصب اونها در میدان های شهر موجبات شادی و پایکوبی ملت ایران رو فراهم میکنه
....................
( یکی از کشته شده ها در حمله شما به سراوان از دوستان خانوادگی عموی من بود) خدا شاهد هست که اگر به ما بگن لحظه ای درنگ نمیکنیم و به جنگ شما میایم ! فقط ارزوی من این هست جلوش شما کثافت ها اسلحه به دست بگیرم و شما رو به درک وصل کنم تا انشالله در جهنم معبود خودتون رو که همانا شیطان هست زیارت کنین.
پدرام پارسا یکی از اعضای نیروهای مقاومت بسیج منطقه7شهر تهران
*******************
آقای پارسا معطل نکن سلاح بردار و بیا به بلوچستان تا مثل همقطارانت به جهنم ابدی بروی ما منتطرتیم نگاه کن دیر نکنی هر چه زودتر
آژانس خبری تفتان

یک نمره منفی دیگر در کارنامه جمهوری اسلامی

سنی نیوز:انفجار نارنجک در دهه محرم در شهرستان تربت جام ودر پی آن زخمی شدن چند شخص و کشته شدن یک نفر بهانه ی خوبی دست دولت جمهوری اسلامی داد تا از آب گل آلود ماهی گرفته از موقعیت پیش آمده نهایت سوء استفاده را بنماید.
—————————————————-
یک نمره منفی دیگر در کارنامه جمهوری اسلامی
و من اظلم ممن منع مساجدالله ان یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها

انفجار نارنجک در دهه محرم در شهرستان تربت جام ودر پی آن زخمی شدن چند شخص و کشته شدن یک نفر بهانه ی خوبی دست دولت جمهوری اسلامی داد تا از آب گل آلود ماهی گرفته از موقعیت پیش آمده نهایت سوء استفاده را بنماید.
بعد از وقوع این حادثه ساعاتی بیشتر نگذشته بود که روابط عمومی وزارت اطلاعات خبر داد: با تلاش گسترده و پیگیریهای شبانه روزی سربازان گمنام امام زمان در اداره کل اطلاعات استان خراسان رضوی و همکاری نیروی انتظامی و مرجع قضایی استان عوامل اصلی انفجار در هیئت عزاداران حسینی در شهرستان تربت جام شناسایی و بازداشت شدند.
جمهوری اسلامی که گویا منتظر چنین رخدادی بود از همان لحظات اولیه اقدام به دستگیری افراد (به ادعای خودش مضنون) نمود و در اندک مدتی افراد زیادی را بدون اثبات جرم بازداشت نمود.
اکثریت قریب به اتفاق بازداشت شدگان افراد منصوب به جماعت تبلیغ بودند که فقط به خاطر اینکه لباس سنتی پوشیده عمامه بر سر داشتند و ریش گذاشته بودند متهم به وهابیت و عوامل خارجی و…. شدند و بدون گناه به زندان افتادند جمهوری اسلامی ادعا کرد که افراد دستگیر شده اعتراف کرده اند که تلاش داشتند با فتنه انگیزی و ایجاد اختلاف، وحدت ملی و انسجام اسلامی را مخدوش کنند و اعترافات آنها وابستگی آنان به عوامل بیگانه را اثبات میکند.
مدتی نگذشت که دامنه دستگیری ها شهر(سنی نشین) همجوار تربت جام یعنی تایباد را را هم فرا گرفت و افرادی نیز از تایباد دستگر شدند.
اما هدف نهایی حکومت دستگیری چند فرد نبود بلکه فکری فراتر از دستگیری در سر می پروراند و نهایت هم آن را عملی کرد .
آری جمهوری اسلامی در پی آن بود تا مراکز جماعت دعوت و تبلیغ که سهم مهمی در بیداری جوانان اهل سنت و دین دوستی آنان دارند را ببندد و این همان فرصتی بود که جمهوری اسلامی ایران سالها مترصد آن بود.
بلاخره با وقوع حادثه اخیر در تربت جام دولت ایران رسما فعالیت این مراکز تربیتی را در تربت جام و تایباد ملغا کرد تا نمره منفی دیگر در تاریخ دین ستیزی خود ثبت کند به این امید که شاید بتواند دین و ایمان مردم این مناطق را از آنان گرفته تبلیغات تشییعی خود را در این مناطق فراگیرتر نماید.

خبرنگار سنی نیوز صدای مسلمان اهل سنت ایران در تربت جام

اطلاعیه خبرگزاری دزک

سلام دوستان
خبرگزاری دزک پس از متوقف نمودن فعالیت خویش در محیط بلاگفا بنا به عدم امانتداری بلاگفا نسبت به کاربران و همکاری مستلدش با رژیم آخوندی در آدرس ذیل به فعالیت ادامه میدهد
با سپاس
حمیدرضا
خبرگزاری دزک